X
تبلیغات
فروشگاه اینترنتی - مقالات

فروشگاه اینترنتی

کتاب برای فروش

ازدواج دختران / روياپردازي سنتي در عصر مدرنيسم

دختران در دهه هاي گذشته با اين موج فزاينده از مدرنيسم چندان آشنا
نبودند. گرايش هايي چون فمنيسم که اولين پيامد آن آشنا کردن زنان ودختران باحقوق قانوني شان بود روند پر شتاب پيوستن به صف هوا خواهان احترام به کرامت زن که بعدي جهاني يافته بود را تسريع کرد. دختران امروز بلافاصله بعد از اتمام تحصيلات متوسطه تمام سعي وتلاش خود را معطوف به رفتن به دانشگاه مي کنند و در طول تحصيلات دانشگاهي فقط به اتمام تحصيلات خود مي انديشند. بعد ازاين دوران نيز آنان به دنبال يافتن شغلي مناسب راهي بازار کار مي شوند. با اين وجود آيا فرصتي براي ازدواج ويا حتي فکر کردن به آن در بهترين سال هاي جواني يک دختر پيش مي آيد؟
دکتر "مصطفي اکبريان" جامعه شناس در اين باره مي گويد:در بالا رفتن سن ازدواج دختران دوعامل مهم دخالت دارد:عامل اول به نگرش وطرز تفکر دختران امروز با همتايان آنها در دهه گذشته بر مي گردد که تفاوت اساسي يافته است. آنها يکسري خواسته ها وعواملي رامد نظر قرار مي دهند که در نگاه دختران ديروز ارزش نبوده است. عامل دوم به شرايط اقتصادي جامعه بر مي گردد. تورم اقتصادي حاکم بر جامعه وخواسته هايي که خانم ها از آقايان دارند باعث مي شود پسران از ازدواج سرباز زنند و در اين صورت دختران هم وارد بازار کار مي شوندتا سربار خانواده نباشند.
وي مي افزايد:با توجه به تاثير عميق ارتباطات در جهان توجه به اين تفکر جهاني که زن ها بااستقلال مالي مي توانند از تصميم گيري هاي خاصي بر خودار شوند در جامعه ما رسوخ کرده است.از طرفي بالا رفتن سن ازدواج افزايش آمار طلاق رانيز به همراه داشته است. اکبريان تصريح کرد:مسئله اشتغال وتحصيل دختران نشات گرفته از تفکرات جديدي است و در حالي که جامعه ما هنوز تحت تاثير بافت سنتي و تفکرات سنتي است لذا نمي تواند اين گونه رفتارها را بپذيرد و همين مسئله زمينه اختلافات را پديد مي آورد. تفکر جديد اگر مغاير با ارزش هاي جامعه باشد، مضر و اگر در راستاي باورهاي جامعه حرکت کند مفيداست.
اين استاد دانشگاه در ادامه مي گويد:در عين حال نمي توان جلوي اين دگرگوني را گرفت واين چرخه تغييربايد در جامعه باشد. بايد از طر يق مکا نيزم آموزش دراين زمينه تلاش شود تا باورها وارزشها محترم شمرده شده ودر عين حال تفکرات جديد آموزش داده شود. دکتر " نسترن خواجه نوري"، استاددانشگاه معتقد است: فاکتورهاي مختلفي مي تواند بر افزايش سن ازدواج تاثير بگذارد که البته هر کدام از آنها شدت وضعف دارد . مسئله اشتغال و تحصيلات دختران يک مسله بسيارمهم است که دو دليل عمده دارد.
1- مسايل اقتصادي
2- آگاهي دختران از حق وحقوقي که از لحاظ اجتماعي دارند .
وي در ادامه افزود:ما در گذر از جامعه سنتي به جامعه مدرن هستيم .ارتبا طات گسترده تر وعميق مي شودوبه همين دليل در اين گذر تمايل و تفکرات انسانها عوض مي شود.تا زمانيکه مراحل گذار به اتمام نرسد،ثبات به وجود نمي آيد.اگر علم ودانش بخواهد در خدمت تحصيلات قرار گيرد لازمه آن يک ثبات اجتماعي است. خواجه نوري تصريح کرد:فارغ التحصيلا ن زيادي هر ساله از دانشگا هها بيرون مي آيند وبازار کاري وجود نداردکه آنها را جذب کند. يک مديريت همه جانبه وبرنامه ريزي درست بايد اين گسيختگي راکه ناشي از مراحل گذار است ،انسجام بخشد.
جامعه شناسان مي گويند: فرايند اگاهي دهي منفي وجهت دار واصرار بر اين امر که زنان همواره در نقش زير دست مردان بايد در جامعه حضور داشته باشند باعث شده که زنان ودختران روز به روز فراتر از مطالبات ديروز در صدد احقاق حقوق خود بر آيند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:32  توسط احمد  | 

هفت روش مفید کاهش استرس

هفت روش مفید کاهش استرس

1- از قطع شدن ارتباطتان با دیگران احساس گناه نکنید.

می توانید در تمام طول زندگی تان سعی خود را بکنید تا با افرادی که سالیان سال در کنارتان بوده اند, ارتباط

 تنگاتنگی داشته باشیدو چه خوب است که از پس این کار بر بیایید, اما انجام آن نه ضرورتی دارد و نه عملی

 است. بپذیرید کسانی که دیگرا با آنها ارتباط ندارید یا از نزدتان رفته اند

خیلی زود از خاطرتان محو می شوند. بی شک آنها نیز شما را فراموش خواهند کرد. هیچ اشکالی ندارد. شاید

 روزی دوباره یکدیگر را ملاقات کنید, شاید هم نکنید. در هر حال خاطرات زیادی از آنها داریدو بنابراین با خودتان

 دشمنی نکنید یا دیگران را مقصر ندانید. جدایی امری کاملا طبیعی است.

مسلم بدانید که دیگر تحت هجوم فشار های عصبی قرار نمی گیرید.

2- تا زمانی که موضوعی برای نگرانی ندارید نگران نباشید.

 شاید شما از زمره کسانی هستید که وقتی همه چیز به خوبی پیش می رود, دل نگرانی رویدادی سخت و

 هولناک هستید که از راه می رسد و زندگی ر به کامتان تلخ می کند. یا شاید وقتی کسی به موقع نمی رسد یا

 اتفاقی خارج از برنامه رخ می دهد, بلافاصله به بدترین سناریو فکر می کنید. یا شاید هم همواره ترس ها و

 نگرانی هایی در مخیله تان جا خوش کرده اند! در هر شرایطی که قرار می گیرید , به یاد هزاران هزار مرتبه ای

 بیفتید که پی برده این نگرانی تان بیهوده بوده است. به هر حال فکر کنید این بار هم شانس زیادی به شما روی

 می آورد

. پایان , شادی و نشاطی زاید الوصف است. آسوده خیال باشید, از زندگی لذت ببرید و از نگران شدن در مورد

 همه چیز دست بردارید.

مسلم بدانید که دیگر تحت هجوم فشارهای عصبی قرار نمی گیرید.

3- وسیله ای را که دارید , دوباره نخرید.

این نکته ممکن است کاملا بدیهی باشد. شاید از برخی وسایل چند قلم در خانه تان داشته باشید, اما از وجود آن

 ها بی خبر باشید. بنا براین قبل از رفتن به خرید , همه جای خانه را به دقت بررسی کنید تا ببینید آیا چیری که نیاز

 دارید در خانه تان است یا نه. فهرستی از اقلامی که چندان استفاده نمی شوند تهیه کنیدو محل نگهداری هر

 کدام از آنها را نیز یادداشت کنید. در این صورت بارها و بارها می توانید با نگاهی به این فهرست , از خرج کردن

 بیهوده پول و تهیه دوباره وسایلی که در خانه دارید جلوگیری کنید.

 مسلم بدانید که دیگر تحت هجوم فشار های عصبی قرار نمی گیرید.

4- فکر نکنید که همیشه باید در حال انجام کاری باشید.

کار نکردن اشکالی ندارد. در واقع , اگر سعی کنید هر روز زمانی را به کار نکردن اختصاص دهید, مشکلی پیش

 نمی آید و ضرر نمی کنید. هیچ کاری انجام ندهید. بنشینید و تن آرامی کنید. آرام پیاده روی کنید. ذهن تان را به

 روی اشفتگی ها ببندید. و بعد در تخیلات خود غوطه ور شوید. ابتدا , ممکن است این کار شما را عصبی کند,

 زیرا در همان حال که می توانستید دست به انجام کاری سودمند بزنید , بیکار نشسته اید و دراید زمان بهره وری

 تان را هدر می دهید. اما می توانید فکرش را بکنید؟ هنگام بیکاری در حال انجام دادن کاری سودمند هستید. به

اسب ها ی دونده ذهنتان افسار می بندیدو سرعتشان را آرام آرام می کنید. دارید ذهن خود را از قید و بند ها آزاد

 می کنید. دارید کنترل خودتان را به دست می آورید. دارید می آموزید که زندگی مردن فقط کار کردن نیست

 ....بلکه بودن است.

مسلم بدانید که دیگر تحت هجوم فشار های عصبی قرار نمی گیرید.

5- اول از همه در جستجوی حقیقت باشید.

قضاوت کردن, متهم کردن یا نتیجه گیری سریع را به تاخیر بیندازید. سعی کنید ابتدا از واقعیت ها آگاه شوید. عدم

 آگاهی کافی هم به شما و هم به دیگران صدمه می زند. پیش از آن که قضاوت کنید با دسترسی به یک منبع

 موثق و آگاه از شرح ماوقع و تمامی آن مطلع شوید. جامعه آماده است تا در اندک زمانی پس از پخش شایعه به

 سمت همه کس و همه چیز ثابت می شود. به هیچ عنوان خم به ابرو نمی آورد. شما بخشی از این جامعه

 نباشید. پیش از آن که دست به کار شوید, از حقیقت ماجرا آگاهی پیدا کنید.

6- فهرست غذایتان ساده باشد.

هنگامی که قصد دارید مهمانی برگزار کنید لازم نیست انواع و اقسام غذاهای مختلف را روی میز بچینید(با این

 کار مهمان هایتان را تحت هجوم فشار های عصبی قرار می دهید) یک نوع پیش غذا یک دیس غذای اصلی چند

 ضرف غذاهای جانبی و دسر کفایت می کند. با این کار, در هزینه و وقت خود صرفه جویی می کنید, و چنان

 مهمانی دادن برایتان ساده می شود که دلتان می خواهد مهمانی های بیشتری ترتیب بدهید. اگر مهمانی را

 بیش از اندازه مفصل برگزار کنید, آن وقت مهمان هایتان که می خواهند متقابلا شما را دعوت کنند نیز ناگزیرند

مهمانی مفصلی ترتیب بدهند که شاید قوای مالی و جانی شان را نداشته باشند. باید به جای کمیت, کیفیت غذا

 برایتان مهم باشد. کاری کنید که به مهمانان تان خوش بگذرد و احساس خوبی داشته باشند. این گونه دور هم

 جمع شدن ها است که در خاطره ها باقی می ماند.

مسلم بدانید که دیگر تحت هجوم فشار های عصبی قرار نمی گیرید.

7- ذخیره واژگانی زبان دوم تان را افزایش دهید.

ندانستن معنی یک واژه آزار دهنده و ناراحت کننده است, از همه ناراحت کننده تر حدس زدن اشتباه معنای یک

 لغت یا پرسیدن از دیگران است. اگر معنای واژه ای را نمی دانید آن را در فرهنگ لغات جستجو کنید. هر روز

 مشتاق یاد گرفتن یک واژه جدید باشید و از نحوخ تلفظ و کاربرد آن اگاهی کامل پیدا کنید. غنای واژگانی به شما

 کمک می کند که فورا متوجه شوید در دنیا چه می گذرد تا این راه نیازمند یاری گرفتن از دیگران نشوید.

مسلم بدانید که دیگر تحت هجوم فشار های عصبی قرار نمی گیرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:26  توسط احمد  | 

مقاله

عوامل حقیقى کامیابى :3  ایمان به هدف

نشان مرد مومن با تو گویم : اگر مرگش رسد خندان بمیرد
ایمان به هدف محرک باطنى و درونى است که خواه ناخواه انسان را به سوى هدف مى کشاند. از آنجا که حب ذات در انسان ریشه عمیقى دارد و ریشه آن هرگز گسستنى نیست ، هر گاه انسان مطمئن باشد که سعادت و کامیابى او در گرو فلان کار است ، خواه ناخواه به سوى آن مى رود.
فردى که به صحت و تندرستى خود علاقه دارد، روزى که بیمار مى وشد داروى تلخ را به آسانى مى خورد و خود را زیر چاقوى جراحان قرار مى دهد. چرا؟! زیرا مى داند بهداشت و عافیت او در گرو دارو خوردن ، جراحى و بریده شدن عضوهاى فاسد است .
غواصى که یقین دارد در دریا جواهرات گرانبهائى وجود دارد با عشق خاصى خود را در کام امواج آن قرار مى دهد، ولى اگر اعتقاد و ایمان از بیمار و غواص سلب شود، دست روى دست گذارده ، نه دارو مى خورد، و نه در امواج دریا فرو مى رود.
در پرتو این ایمان ، انسان که کمیابى و نیل به هدف را در سر مى پروراند سختیها و مرارتها را آسان مى شمارد و با خار و تیر همبستر مى گردد و نمى نالد. گاهى براى عشق به هدف مى کند. با چهره باز به استقبال مرگ مى رود و با نشاط فراوان در راه هدف جان مى سپارد.

نشان مرد مومن با تو گویم

 

اگر مرگش رسد خندان بمیرد

این همان عشق و علاقه و اعتقاد و ایمان به هدف است که فضانوردان را تا آستانه مرگ مى کشاند و براى گشودن طلسم آسمانها و تسخیر کرات سماوى آنان را به تلاش همه جانبها وادار مى کند.
چهارده قرن پیش در بیابان بدر، مسلمانان که شماره آنها از 313 نفر تجاوز نمى کرد، و از نظر ابزار جنگى و دفاعى تجهیز کافى نداشتند. با ارتش مجهز و نیرومند قریش روبرو شدند.
احتمال پیروزى مسلمانان از نظر محاسبه یک کارشناس نظامى بسیار ناچیز بود و هرگز تصور نمى شد که این گروه ناچیز سزازمان یک ارتش نیرومند را درهم کوبند. ولى برخلاف پندارهاى مردم مادى و کارشناسان ماده پرست ، یک اقلیت داریا نیروى ایمان به هدف ، در ظرف چند ساعت بر یک ارتش مجهز پیروز گردید.
علت کامیابى و پیروزى این اقلیت همان ایمان به هدف بود که مرگ و شهادت را براى آنها آسان کرد.
این حقیقتى است که خود دشمن به آن اعتراف کرد زیرا پیش از نبرد قهرمانى از سپاه دشمن مامور شد که قدرت مادى و روحى سپاه مسلمانان را ارزیابى کند و گزارش صحیحى در این باره به فرماندهى کل قوا تسلیم نماید. او پس از یک بررسى صحیح چنین گزارش داد:
مسلمانان اگر چه از نظر شماره در اقلیت هستند ولى از نظر توانائى روحى و استقامت در راه عقیده خود بسیار ممتازند. آنان جمعیتى هستند که جز شمشیرهاى خود پناهگاهى ندارند. تا هر نفر از آنها یک نفر از شما را نکشد کشته نخواهد شد. هر گاه به تعداد خودشان از شما کشتند دیگر زندگى چه سودى خواهد داشت .
سرباز مومن به هدف از هیچگونه جانبازى و فداکارى مضایقه نمى کند و میدان نبرد با حجله عروسى براى او فرق ندارد. چنین نمونه هاى بارزى در تاریخ اسلام و سایر ادیان وجود دارد.
گردانى از ارتش اسلام اسیر روم مسیحى گردید و در دادگاه نظامى دشمن همه به اعدام محکوم شدند. به فرمانده گردان پیشنهاد شد که اگر به آئین مسیح بگرود، دادگاه راءى خود را پس خواهد گرفت . فرمانده مسلمان که هدف را بالاتر از جان خویش مى پنداشت و مى دانست که اگر حتى به ظاهر دست از اسلام بردارد، و به آئین مسیح بگرود، علاوه بر اینکه به آئین خود که آن را بالاتر از جان خویش مى داند اهانت کرده ، سبب خواهد شد که سائر سربازان اسلام که در همان زمان در جبهه هاى جنگ با کمال مردانگى مى جنگیدند، شهامت خود را از دست بدهند و روح تسلیم بر آنها حکومت نماید.
لذا با صراحت پیشنهاد دادگاه را رد کرد. دادگاه به فرمانده که نامش حذافه بود وعده داد که اگر آئین مسیح علیه السلام را انتخاب کند، با دختر قیصر ازدواج خواهد کرد و به پست هاى عالى گمارده خواهد شد. وى بازپیشنهاد دادگاه را رد کرد. قیصر که خود در دادگاه حاضر بود دستور داد یکى از سربازان اسلام را در دیک داغ پر از روغن زیتون بیندازند تا حذافه ببیند که حکم دادگاه قطعى است و شوخى بردار نیست . او با دیدگان خود دید که گوشتهاى سرباز از استخوانهایش جدا شده و جسدش در میان دیگ روغن بالا و پائین مى رود. در این لحظه حذافه سخت گریست و آنان تصور کردند که وى از ترس به گریه افتاده است . وى فورا رو به آنها کرد و چنین گفت :
من هرگز از این سرنوشتى که در انتظارم است گریان نیستم . من از این جهت گریه مى کنم که یک جان بیش در اختیار ندارم تا آنرا فداى اسلام سازم . ایکاش به شماره موهایم جان داشتم و آن را فداى عقیده خود مى ساختم .
حضار از این ایمان راسخ انگشت تعجب به دندان گرفتند و به بهانه خاصى او را با هشتاد سرباز ازاد ساختند.(4)
تا چند پیش در جهان سیاست مساله اى به نام ویتنام وجود داشت . یک ملت پابرهنه و مسلح به نیروى تیر و کمان ، در پرتو ایمان و اعتقاد به هدف ، اقتصاد و ارتش امریکا را به زانو در آورد و در حقیقت یک ویت کنگ براى آمریکا یک میلیون دلار خرج تراشید.
در سال 1965، امریکا 80000 تن بمب برفراز ویتنام جنوبى (مناطق تحت اختیار ویت کنگها) و ویتنام شمالى ریخته است ، و بیش از 15 میلیارد و 800 ملیون دلار در سال 1966 خرج کرده است .(5)
کشیشان بودائى در میدان هاى سایگون خود را آتش مى زنند و بدون آنکه کمترین لرزش در سیمایشان مشاهده شود، مانند مشعل مى سوزند و بودائیان در اطرافشان سرود مذهبى مى خوانند. این معلوم ایمان راسخى است که سرزمین آنها را میدان مبارزه شرق و غرب کرده است .
ولى براى تقویت اراده افسران و سربازان امریکائى لازم است هر ماه دسته اى از هنر پیشه ها با مخارج گزاف براه افتند و به زندگى تیره آنها با تشکیل محافل و مجالس رقص صفاى مادى بخشند.
سربازان ویتنامى براى هدف مشخص مى جنگند و هدف آنها خاتمه دادن به دوران استعمار و آزاد زیستن است . ولى سرباز امریکائى نمى داند براى چه مى جنگد. زیرا سرزمین وى با سرزمین ویتنام هزاران فرسنگ فاصله دارد.
ایمان به هدف آثار فراوانى دارد. بزرگترین آثار ایمان همان جانبازى و فداکارى است و در کتاب آسمانى مسلمانان تصریحات زیادى نسبت به این موضوع شده است .

 


عوامل حقیقى کامیابى :2- کار و کوشش و فعالیت

لیس للانسان الا ما سعى سعادت هر کس در گرو عملش مى باشد.
صفحات گیتى و نظام جهان آفرینش گواه روشنى است که کامیابى هر موجودى وابسته به فعالیت و کوشش اوست . تا صدها فعل وانفعال شیمیائى در یک نهال به وجود نیاید، هرگز یک درخت برومند نخواهد شد. هر موجود ذیر وحى ار روى غریزه و یا فطرت به این حقیقت رسیده که بقاء ناموس حیات در گرو کار و کوشش است .
عدم پیروزى عده اى از جوانان ما عللى دارد. یکى از آن علل این است که روح کار کردن و فعالیت در بعضى از آنها کشته شده است .
هجوم جوانان به سوى ادارات و اشغال کرسیها و میزهاى مؤ سسات دولتى گواه روشنى است که عشق به کارهاى سنگین کمتر شده است .
بجاى اینکه این جوانان مولد ثروت باشند مصرف کننده ثروت هستند.
زندگى مردان موفق شهادت مى دهد که همگى مرد کار و زحمت بودند و به قول الکساندر هامیلتن نابغه عصر خود:
((مردم مى گویند تو نابغه هستى . من از نبوغ خود خبر ندارم فقط مى دانم شخص زحمتکشنى هستم .)) و به قول یکى دیگر از دانشمندان : ((آنچه شده ام نتیجه کار است . من در سراسر عمرم لقمه اى بدون کار و زحمت نخورده ام .))
این صنایع شگفت انگیز مولود کوششهاى خستگى ناپذیر دانشمندان است . مخترع رادیو گاهى تا سحر در حالى که همه اهل خانه در خواب فرو رفته بودند، کار مى کرد.
ادیسون براى تکمیل پاره اى از اختراعات خود شبها و روزها در آزمایشگاه مى ماند و براى آن که نیروى برق را طورى تسخیر کند که استفاده از آن ارزن و آسان باشد، بارها اتفاق مى افتاد که دو روز و یا سه روز از آزمایشگاه بیرون نمى آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش مى کرد و به چند پاره نان خشکیده اکتفا مى نمود.
در زندگانى پاستور دانشمند بزرگ فرانسه مى خوانیم که شعار او در طول زندگى
((کار)) بود. گاهى چنان سرگرم کار مى شد که سروصدا و غوغاى بیرون آزمایشگاه را نمى شنید. حتى هنگامى که قواى مهاجم آلمان شهر پاریس را محاصره کردند و غریو توپهاى دشمن در آن شهر محشر بپا کرد، او به هیچ وجه این غوغا را که بیرون آزمایشگاه بپاخاسته بود، متوجه نشد.
ناپلئون شبانه روز پنج ساعت مى خوابید و بقیه ساعات را مشغول کار بود.
نابغه شرق ، ابن سینا، مردى پرکار و پرمطالعه بود. کتابهاى متنوع او یادگار و نشانه فعالیتهاى خستگى ناپذیر اوست . کتاب
((شفا)) در فلسفه و ((قانون )) در طب دو اثر بزرگ او شهرت جهانى دارد و کتاب اخیر وى به زبانهاى زنده جهان ترجمه شده است .
ابن رشد، دانشمند اسلامى ، از موقعى که با کتاب آشنا شده بود حتى یک روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفکر نگذارنده بود.
کتاب
((جواهر الکلام )) یکى از کتابهاى نفیس و از مدارک فقه اسلامى است و تاکنون کتابى به این جامعى در فقه نوشته نشده است . چاپ اخیر کتاب در حدود چهل جلد نسبتا قطور مى باشد.
دانشمند گرامى آقاى محمدتقى قمى که از شخصیتهاى ایرانى ساکن مصر بود، نقل مى کرد که روزى تمام مجلدات این کتاب را به نظر اساتید دانشگاه مصر رسانیدم و گفتم همه این مجلدات را با این دقت ، یک نفر نوشته است . آنان از شنیدن این سخن فوق العاده تعجب کردند.
یکى از اساتید بزرگ و عالیقدر ما از فقید علم و فلسفه و عرفان آقاى شاه آبادى نقل مى کرد که :
پدرم یکى از شاگردان مرحوم نویسنده کتاب
((جواهر الکلام )) بود. روزى که آن دانشمند بزرگ با مرگ و فقدان فرزند ارشد و دانشمند خود روبرو گردید، موقعى مراسم غسل او به پایان رسید که هوا روبه تاریکى بود. لذا قرار شد بدن او را در یکى از بقعه هاى صحن مطهر امیرالمؤ منان بگذارند و فرداى آن روز مراسم تشییع در میان انبوه جمعیت به عمل آید.
با اینکه مرحوم صاحب
((جواهر)) داغدار بود مع الوصف همان شب برنامه مطالعه و نوشتن خود را تعطیل نکرد. با کمال صبر و استقامت ، پس از خواندن مقدارى از کلام اللّه مجید در کنار بدن فرزند عزیز خود به مطالعه و نوشتن صفحاتى از کتاب ((جواهر)) پرداخت .
مرجع عالیقدر اسلام مرحوم آقاى بروجردى مى گفتند:
((یک شب که درباره یکى از مسائل علم اصول (ترتب ) فکر مى کردم و مى نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فکر و نوشتن بودم که رنج بى خوابى را ملتفت نبودم . یک مرتبه صداى مؤ ذن به گوشم رسید، متوجه شدم که هوا دارد روشن مى شود و من از آغاز تا پایان شب سرگرم کار بوده ام .))
در افسانه هاى پیشینیان آمده است که در نقاط گوناگون زمین گنجهائى است و روى هر گنجى اژوهائى است و تا بر آن پیروز نشویم . گنج میسر نخواهد شد.
بسیارى از مردم این مطلب را افسانه پنداشته و گروهى نیز به ظاهر آن اکتفا کرده اند . یعنى تصور نموده اند که واقعا در زیر زمین گنجها و دفینه هائى است و حقیقتا روى هر گنجى مارى خوابیده است .
در صورتى که جمله فوق حقیقتى را در بر دارد و آن گنجها همان ذخائر فکرى یا طبیعى است که در اختیار بشر گذارنده شده ، و موهبتهائى است که خداوند بزرگ به ما داده است . آن مارها کنایه از مشکلات و مشقتهائى است که باید بشر در راه تحصیل آن متحمل گردد.
ادیسون مى گوید:
((هیچ یک از اختراعات من محلول تصادف نیست . وقتى که معتقد شدم فلان کار نتیجه بخش است خودم را به آن کار مى بندم و تجربه روى تجربه مى کنم تا کامیاب شوم .))
نیوتن مى گوید:
((اگر من به جائى رسیده ام براثر کار و کوشش است .))
میکلانژ مى گوید:
((اگر مردم مى دانستند که براى احراز مقام استادى چه رنجها برده ام از دیدن شگفتیهاى هنرم متعجب نمى شدند.))
و به قول بزرگمهر باید لب فروبست و بازو گشود و کار کرد و دم نزد و یقین نمود که کلید طلائى کامیابى کار و کوششاست .
براستى برخى از مردان روان عظیمى دارند و روح آنها بسان دریا بى قرار است . حرارت و عشق و علاقه آنها به کار و هدف ، آنها را به جنبش و حرکت در مى آورد. حتى در لحظات سخت زندگى نیز دست از کار و کوشش بر نمى دارند.
مورخ بزرگ اسلامى ، ابن خلدون ، شاهکار نفیس خود به نام
((مقدمه بر تاریخ )) را در تبعید گاه نوشته است .
فیلسوف شرق ، خواجه نصیر الدین طوسى ، که مدتها در قلعه
((الموت )) از طرف فرقه اسماعیلیه باز داشت بود کتاب بزرگ و ذیقیمت خود به نام ((شرح اشارات )) را در آن زندان نوشته است .
دانشمند بزرگ ما، مرحوم شهید اول ، اثر ارجدارى به نام
((لمعه )) را که متن قوانین اسلامى است در زندان دمشق نوشته است .
سروالترراله
((تاریخ دنیا)) را در زندان نوشته است .
رابن کرمو شاهکار ادبیات انگلستان را در زندان به وجود آورده است . ما در این قسمت به همین اندازه اکتفا کرده و سخنانى از بزرگان براى خوانندگان گرامى نقل مى نمائیم .
رسول گرامى کارگرى را دید که دستش آماس کرده بود. دست او را بلند کرد و فرمود:
آتش دوزخ هیچ گاه این دست را نمى سوزاند. این دستى است که خدا و پیامبر او آن را دوست مى دارند. هر کس از دسترنج خود زندگى کند خدا با نظر رحمت به او مى گردد.(1
عابدى خدمت پیامبر رسید. به عرض حضرتش رساندند که او تمام سال را با عبادت مى گذراند و مخارج عائله او را برادرش مى دهد. پیامبر فرمود:
((برادر او که متکفل مخارج عائله اوست از وى در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است .))
امیرمؤ منان در مسجد کوفه به دسته اس برخورد کرد که در گوشه اى نشسته بودند. از خصوصیات آنها پرسید. عرض ‍ کردند:
((رجال الحق )) هستند و اگر کسى چیزى به آنها بدهد مى خورند والا صبر مى نمایند. فرمود: ((سگان بازار کوفه نیز چنین هستند. اگر استخوانى برسد مى خورند و گرنه صبر مى کنند.)) سپس دستور داد که حلقه ((رجال الحق )) پراکنده شود و هر کدام دنبال کارى بروند.
سعادت و خوشبختى در خانه کسى را مى زند که ساعى و کوشا باشد.
کسانى که جهان را تکان داده اند، از نظر مواهب عقلى و فکرى ، زیاد فوق العاده نبوده اند؛ بلکه شالوده موفقیت آن ها را کار و کوشش و بعدا ثبات و استقامت تشکیل مى داده است .
بزرگان جهان براى تامین زندگى از تصدى کارهاى کوچک پروائى نداشتند. بسیارى از شاگردان حضرت امام صادق علیه السلام روغن فروش ، کفش دوز، شتردار، و... بودند.
افلاطون هنگام سیاحت در مصر مخارج سفر خود را از روغن فروشى در مى آورد.
لینه گیاه شناس معروف کفش دوز بود.
بدبختانه یکى از فحشهاى رجال ما این است که در مقام مذمت افراد مى گویند: حمال ! در صورتى که باربرى شغل شریفى است و اگر یکى روز باربران اسکله دست به اعتصاب بزنند، یا باربران یک شهر دست از کار بکشند، زندگى فلج مى شود.
پیشواى بزرگ جهان انسانیت حضرت امیر مومنان علیه السلام با دست خود باغهاى زیادى احداث میکرد و بعدا به بینویان واگذار مى نمود. با قدرت بازوان خود قناتهاى متعددى در گوشه و کنار مدینه بوجود آورد و از عرق ریزى در راه کار هرگز واهمه نداشت .
پیامبر اسلام کسى را که سرباز اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است .(2)
پشواى پنجم ما حضرت امام باقر علیه السلام در هواى گرم به مزرعه و باغ خود مى رفت و در حالى که عرق از پیشانى او مى ریخت ، دستورات لازم به متصدیان کار مى داد و شخصا کارها را روبه راه مى ساخت . وقتى مورد اعتراض یکى از دوستان خود محمد منکدر قرار گرفت و او تصور کرد که کار کردن براى شخصیتى مانند امام باقر شایسته نیست ، امام در پاسخ وى گفت :
کار و کسب یک نوع عبادت است . من بدین وسیله مى خواهم خود و خانواده ام را از تو و دیگران بى نیاز سازم  (3

 


عوامل حقیقى کامیابى :1- کار در خور ذوق و استعداد

در هر سرى شورى است ، خوشبخت کسى است که ذوقش را دریابد!
یکى از رموز کامیابى این است که جوان رشته اى را تعقیب
کند که مطابق ذوق و سلیقه و توانائى روحى و فکرى او باشد.
دستگاه آفرینش همه را
یکنواخت نیافریده و در همه افراد بشر توانائى همه کار به ودیعت ننهاده است . بلکه براى گردش چرخهاى اجتماع ، افراد را با ذوق و استعدادهاى مخصوصى آفریده است تا هر یک رشته اى را دنبال کند که ذوق آن را دارد و کارى را انجام دهد که از عشق باطن و نیروى فطرى او سر چشمه مى گیرد.
پاره اى از شکستها و ناکامیهاى جوانان معلول
انحراف ازى این اصل مسلم است که گاهى ؛ بر اثر تبلیغات غلط و تربیتهاى نادرست دنبال کارى مى روند که ذوق و استعداد آن را ندارند و از کارى که شایستگى و برازندگى آن را دارند سرباز مى زنند.
آنها این اصل مسلم را فراموش کرده اند که : در هر سرى شورى
است ، خوشبخت کسى است که ذوقش را دریابد!
بخاطر دارم در سالهاى 30،31،32 که
مساءله نفت سرزبانها افتاده بود و هر زن و مرد ایرانى یک تفکر نفتى  پیدا کرده بود و کارمندان و مهندسان صنعت نفت ارزش و قیمت قابل توجهى در میان اجتماع پیدا کرده بودند، طرز تفکر بیشتر دانشجویان به حکم تبعیت از محیط فرق کرده بود و همه و یا بیشتر دانشجویان خواستار شرکت در رشته مخصوصنفت شده بودند ولو اینکه بیشتر آنها ذوق آن را نداشتند.
سخت ترین ضربه بر پیشرفت و کامیابى یک فرد دانشجو این است که بدون این
که استعداد خود را بسنجد، بدون مطالعه دقیق ، رشته اى را تعقیب کند که ذوق آن را ندارد.
جوانى که ذوق ادبى دارد از گفتار و قلم او ادب و شعر مى بارد و فکر ریاضى
او بسیار ناچیز است و کامیابى او به طور مسلم در غیر رشته ادبى رضایت بخش نخواهد بود.
از دفتر خاطرات یک نقاش هنرمند سرگذشت کوتاهى را نقل مى کنم : وى در محیط
دبیرستان دانش آموز تنبلى بود. نه درس مى خواند و نه مى گذاشت همکلاسانش درس بخوانند. خار راهى براى خود و دیگران بود ولى چشم و ابرو و پیشانى او از استعداد مخصوصى حکایت مى کرد. یک دبیر روان شناس او را به حضور طلبید، مقدارى او را پند داد، و از عواقب این طرز زندگى ترسانید و گفت : همواره سایه پدر بالاى سر انسان نیست ، مشکلات زندگى فراوان است و این وضع باعث عقب افتادگى توست . در این لحظه که او سخن مى گفت ، ناگهان متوجه شد که دانش آموز در حالى که سخنان او را گوش مى دهد، با قطعه ذغالى که از روى زمین برداشته ، عکس مرغى را که روى شاخه هاى پر برگ نشسته است ، روى زمین مى کشد.
دبیر هوشمند دریافت که این عنصر براى نقاشى آفریده
شده ، نه براى حل معالات جبرى . او هر چه در این راه رنج ببرد، کمتر سودى خواهد برد. وظیفه وجدانى خود دانست که به ولى او جریان و تشخیص خود را گزارش دهد.
او
هنگامى که با پدر وى روبرو گردید چنین گفت : فرزند شما ذوق سرشارى در هنر نقاشى دارد. اگر او را وادار کنید که تغییر رشته دهد شاید در این رشته سرآمد روزگار گردد . گذشت زمان صحت گفتار دبیر آزموده را اثبات کرد و چیزى نگذشت که وى نقاش چیره دست و هنرمندى گردید.
از
ادیسون پرسیدند چرا اغلب جوانان موفق نمى شوند؟ گفت : براى اینکه راه خود را نمى شناسد و در جاده دیگرى گام برمیدارند . یک چنین افراد دو نوع ضرر بر جامعه مى زنند: 1- کارى که شایستگى آن را دارند و اگر آن را تعقیب کنند کامیاب مى شوند، انجام نمى دهند. 2- کارى را که عهددار آن شده اند بخوبى انجام نداده و از عهده آن بر نمى آیند.
عقربک استعداد هر فردى از هنگام تولد به سوى کارى که براى آن
آفریده شده متوجه است .
سعادتمند کسى است که مربیان او سمت تمایل این عقربه را
بدست بیاورند.
امروز در کشورهاى توسعه یافته با آزمایشهاى مخصوص استعداد افراد
را به دست مى آورند و آنها را وادار مى نمایند که در رشته اى که استعداد آن را دارند وارد شوند.
ایکاش دانشمندان به موازات دستگاههاى حرارت سنج و زلزله سنج ،
دستگاهى به نام استعداد سنج  اختراع مى کردند تا در تمام آموزشگاهها نصب مى شد و میلیونها استعداد بشرى براثر بدى محیط و ناآشنائى مربیان و پدران و مادران به هدر نمى رفت .
گالیله در بچگى علاقه به ساختن ماشین آلات بچگانه داشت . پدر او بر
خلاف میل فرزند، او را وادار کرد که طب بخواند. او در این راه ترقى نکرد. سپس به آموختن ریاضیات و فیزیک پرداخت بالنتیجه نبوغ خود را در نجوم و چیزهائى که عقربک استعداد او نشان مى داد، ابزار نمود.
گالیله نخستین کسى بود که اثبات کرد زمین
به دور خورشید مى گردد و نخستین کسى بود که پاندول  ساعت را ساخت .
تولستوى هنوز بچه بود که علاقه
زیاد به مطالعه کتاب پیدا کرد و کتابهاى فلسفى را زیاد مى خواند و در این دوران سعى مى کرد مسائل مهم زندگى را مطرح سازد و تا پایان عمر این مسائل در قلمرو و فکر او بود.
جرج مورلند نقاش حیوانات از شش سالگى هنر نقاشى خود را ابزار مى کرد. او با
این که در سن 41 سالگى بدرود زندگى گفت ، آثار گرانبهائى در نقاشى از خود به یادگار گذارد.
زراه کولبرن از طفولیت استعداد ریاضى اش نمودار بود. گاهى از او مى
پرسیدند: در یک سال یا بیشتر چند ثانیه وجود دارد؟ پس از تاءمل مختصرى پاسخ صحیح آن را مى داد.
جیمز وات ، مخترع چندین آلت مکانیکى و کاشف نیروى بخار، از آغاز کودکى به
آزمایش علاقه زیادى داشت و از این طریق کامیابى هائى در علوم طبیعى بدست آورد.
داروین در دوران کودکى کلکسیون جانوران داشت . و این کشش طبیعى او را به
مطالعه درباره ثبات و یا تحول انواع واداشت و نظریه اشتفاق و تحول انواع را پس از یک سفر طولانى به وسیله کتاب بنیاد انواع  انتشار داد.
از پیشوایان مذهبى ما دستور اکید رسیده است
که خود را بشناسیم و بسان غواضان در دریاى وجود خود فرو رویم و با نورافکنهاى قوى خود، به شناسائى درون خود بپردازیم تا راز درون مت بر ما روشن گردد.
تمایلات
باطنى ما بسان مغیاطیسى است که شبیه و هم سنخ خود را مى کشد و در مخزنى به نام حافظه  انبار مى نماید و در مواقع لزوم از آنها بهره بردارى مى کند. اگر آنچه را مى آموزیم مطابق ذوق و تمایلات باطنى ما باشد، به آسانى وارد مخزن شده تا مدتى ثبات و قرار خود را حفظ مى کند. ولى اگر کارى را تعقیب نمائیم که شایستگى طبیعى آن را نداریم ، در اندک زمانى از مغز و مراکز حفظ ما فرار مى کند و در نتیجه موفقیت ما خیلى کم مى شود. یک چنین فرد منحرف از تمایلات استعداد خود بسان کسى است که بر خلاف جریان آب شنا کند. یا دستخوش امواج کوه پیکر آب مى گردد و یا با کامیابى ناچیزى روبرو مى شود.
وقتى
انسان خود و شایستگى خود را شناخت و کار مطابق استعداد خود را پذیرفت ، چون عشق و کشش باطنى آن را دارد، در هدف خود کامیاب مى گردد.
یک سلسله استعدادهائى هست که
در شرائط مخصوصى بروز و نمو مى کند. روان شناس زبر دستى لازم دارد که این نوع استعدادها را تشخیص دهد.
چه بسا نوآموزانى در آغاز تحصیل کودن و نفهم به نظر مى
رسند ولى بعدا در سنین مخصوصى نابغه مى شوند. پیداست ، به حکم قوانین طبیعى ، شکفتن ایت ، گونه شایستگى شرائط دیگرى لازم داشت است . مى گویند اینشتین ، دانشمند بزرگ و ریاضى دان عصر حاضر، در کلاسهاى ابتدائى رفوزه مى شد، ولى او در محیطهاى مخصوصى قدرت دورنى خود را ابزار نمود.
چه بسا افسرانى که یک مدت به زبونى و ترس و
بیعرضگى معروف بودند، ولى در موقع کار، دلاوریهائى از خود نشان دادند که دهانها از تعجب باز ماند.
به ملکشاه سلجوقى خبر رسید که قیصر روم در صدد تسخیر بغداد است
. با ارتش منظم به سمت مرز ایران حرکت کرد. خواجه نظام الملک روزى از ارتش سان دید، ناگاه قیافه سرباز کوتاه قدى توجه او را جلب کرد. دستور داد که او را از صف بیرون کنند. تصور کرد که از این سرباز کارى ساخته نیست . ملکشاه گفت : چه مى دانى ؟ شاید همین سرباز قیصر را اسیر کند اتفاقا فتح و پیروزى با مسلمانان شد و قیصر روم به دست همین سرباز اسیر گردید!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:25  توسط احمد  | 

دختر زیبا در مهمانی

 دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم

* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی

*شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي کنيد به ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيک در بازاريابي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاکتيکي در بازاريابي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.
به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين که جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!

* شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:58  توسط احمد  | 

اسم دختر ها

 

آبگينه

آبنوس

نام يک شاهزاده ايراني

آتوسا

آتش، نهمين ماه ايراني

آذر 

نام پسر مهرنوش پسر اسفنديار

آذرافروز 

صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر

آذرخش

نام گلي است برنگ سرخ

آذرگون 

پاکدين

آذرنوش

 

آرا  

آرزو

آرزو

 آزاد، رها

آزاده

نام يک شاهزاده ايراني

آزيتا 

زينت آلات

آزين

مانند

آسا

 تشويق

آفرين 

نام گلي

آلاله

الهه آب

آناهيتا

صدا

آوا

آويز

آويزه

آهو

آهو

ستاره، نام گلي

اختر

سياره ارانوس

ارانوس

نام درختي که گل و شکوفه سرخ رنگ مي دهد

ارغوان

رنگ ارغواني روشن، نام گلي

ارکيده 

 هديه

ارمغان

تاج

افسار 

افسانه

افسانه

طلسم و جادو

افسون

پاشيدن

افشان

الناز 

خوشبخت

انوشه

نام کشور ايران

ايران

دختر ايران

ايران دخت 

خانم، متشخص، زن مجرد

بانو 

کريستال

بلور

گل بنفشه

بنفشه

دختر و دوشيزه هدهد، نام مرغ حضرت سليمان

بوبک

بوس، بوسيدن

بوسه

فصل بهار

بهار

بهار کوچک

بهارک

 آورنده بهار

بهاره

 بهترين ناز

بهناز

بهترين صورت

بهرخ

منحصر بفرد

بيتا 

 پديده، چيز جديد

پديده

 اسم يک پرنده

پرستو 

ابريشم

پرند 

پري

پري 

داراي صورتي همچون پري

پري رو

جمع پري

پريا 

    داراي صورتي همچون پري

پريچهر

زاده پري

پريزاد

مانند پري

پريسا

داراي صورتي همچون پري

پريوش

پرتو

پرتو

پروانه

پروانه

نام يک صور فلکي

پروين

سپيده دم

پگاه

نوعي پرنده

پوپک

موفق

پوران 

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

پوران دخت 

موفق

پوري

نام گلي

پونه

جام شراب

پيمانه 

ارتباط

پيوند

ستاره

تارا

آهنگ، نغمه

ترانه 

مسيحي

ترسا 

نام کشور دشمن ايران در شاهنامه

توران

نوعي پرنده

توکا

يکي از شخصيتهاي شاهنامه

تهمينه

سفال

تينا

 نام يک صور فلکي

ثريا

جوان، گل جوانه

جوانه

 

چليپا

ياد، يادگاري

خاطره

خندان

خندان

 

خجسته

آفتاب

خورشيد

ستاره اي درخشان که مانند گوهر مي درخشد

دري

آرام دل

دلارام

مليح، خوش قلب

دلبر

جذاب

دلکش

دريا 

دريا 

جهان

دنيا

 آرامش

رامش

پرمعني

رسا

روشنايي

رکسانه

روح، روان

روان

يک از شخصيت هاي شاهنامه، مادر رستم

رودابه

نور کوچک

روشنک

 آزاد

رها

 

ريما

حرير، زربافت

زري 

طلايي

زرين

دختر طلايي

زرين دخت

زويا

سياره زهره(ونوس)ر

زهره

زيبا، قشنگ

زيبا

شبنم

ژاله

ژيلا

 

سارا 

جام شراب

ساغر

سالومه

نام گلي

ساناز

 سايه

سايه

نور اول صبح

سپيده

ستاره

ستاره

زن زيبا، درخت سروناز

سروناز 

ياسمن

سمن

سميلا

سميرا

سنا

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

سودابه

رز قرمز

سوري

شعله ور، درحال سوختن

سوزان 

نام گلي

سوسن

قسم خوردن

سوگند

سپتا

صورت، رخ

سيما

نقره اي

سيمين

شاد

شادان

شادي، خوشحالي

شادي

سلطنتي

شاهين

شبنم(ژاله)ر

شبنم

جرقه

شراره 

شروين

شعله، آتش

شعله 

شکوفه

شکوفه

جلال، زرق و برق

شکوه

نوعي آهو

شوکا

بانوي شهر

شهربانو

زاده شهر

شهرزاد 

عشق شهر

شهرناز

شاهزاده

شهزاده 

زن سياه چشم

شهلا 

عشق شاه

شهناز

 

شيدا

آفتاب، درخشان

شيده

ظريف، شيرين

شيرين

زن شيرين و حساس

شيرين بانو

افسون شده

شيفته

شيما

فريبا

شيوا

صدف

شراب

صهبا

پاک، خالص

طاهره

طلا

طلا 

عسل

عسل

آهوي کوهي

غزال

 آهوي کوهي

غزاله

طنازي

غمزه

غنچه گل

غنچه

يکي از شخصيتهاي شاهنامه

فرانک 

خوشي

فرحناز

شاد

فرخنده

عاقل

فرزانه

فرشته، پري

فرشته

عشوه گر

فرناز

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

فرنگيس

درخشان

فروزان

درخشان

فروزنده

روشني

فروغ

مليح

فريبا

پرارزش

فريده 

ستوده

فرين

 فيروزه

فيروزه

عاشق

فيلا

گل قاصدک

قاصدک

مقدس، فرشته

قدسي

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

کتايون

ماده اي که مس را به طلا تبديل مي کند

کيميا

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

گردآفريد

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

گرديا

چشمان

گلاره

گلبانو

گل فصل بهار

گلبهار 
گلپري
 باغ گل گلشن 
گل انار، به زيبايي گل گلنار
گلنسا
رنگ قرمز گل رز گلي
 نوعي آهنگ گيتا 
 جهان، دنيا گيتي
  گيسو
نام گلي لادن
گل لاله لاله
ليدا
شبانه ليلا 
نام گلي ليلي 
مانند مانا
نام يک شاهزاده ماندانا 
نقاشي که خود را پيامبر معرفي کرد ماني
 وجوه ماه ماهدخت 
کسي که صورتش مانند ماه باشد ماهرخ
 مرجان مرجان
 مرجان مرجانه
مرمر مرمر
ملکه ملکه
يکي از شخصيتهاي شاهنامه منيژه 
مرواريد مرواريد 
 گل مريم مريم
 خبر خوش مژده
مژه ها مژگان 
مست مستانه
ميشا
 نام يک الهه مونا
 مثال ماه مهتا 
مثال ماه مهتاب
مهر انگيز مهر انگيز
نور آفتاب مهرناز
مهرنوش
خورشيد، مهربان مهري 
 ماه، مهتاب مهسا
درخت گل ياس مهستي
مهشيد
نور ماه، شکوه ماه مهناز
مهنوش
مثال ماه، زيبايي مهوش 
 دختر ماه مهين
نام يک الهه ميترا 
مينا مينا 
  مينو 
 شوق آفرين نازآفرين
 گل زيبا نازگل
خوش قلب نازنين 
زيبا نازي 
زيبا نازيلا
 نام يک درخت ناژين
ونوس، ستاره زهره ناهيد
صدا ندا
  نام گلي نرگس
 نام گلي نسترن
رز وحشي نسرين
ترانه، آهنگ نغمه
خوش قلب نگار 
 نگاه نگاه 
سنگ روي انگشتر و جواهرات نگين
نوا نوا
شادي خلق نوش آفرين
شيرين نوشين
 نهال نهال
خوب، زيبا نيکو
خوبي نيکي
نام گلي(زنبق آبي)ر نيلوفر 
شنونده نيوشا
آرزو وندا
آشکار ويدا 
هديه هديه
وجود هستي
پرنده اي افسانه اي هما
حيرت انگيز هنگامه
گل ياس ياس
گل ياس ياسمن
تنها، يگانه يکتا
تنها، يگانه يگانه
نام بلندترين شب سال يلدا 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:52  توسط احمد  | 

بررسي علل گسترش پديده تكدي گري

تكدي يكي ديگر از مسايلي است كه در جامعه هاي كنوني، افزون بر ساير معضل هاي اجتماعي به چشم مي خورد و چرخه مطالب مطبوعاتي را نيز همواره به خود معطوف كرده است. اكثر مطالب مربوط به تكدي، متكدي و... از سال هاي دور تاكنون يك وجه مشترك دارند و آن حرف است نه عمل! جمع آوري متكديان، سامان دادن آنان مبارزه با تكدي و از اين قبيل، اگر هم صورت بگيرد در مقطعي كوتاه مدنظر قرار گرفته و ديگر هيچ! با وجود همه اخبار اين چنيني هنوز هم در هر نقطه اي از تهران به شكل مستقيم يا غيرمستقيم با تصاويري مربوط به تكدي رو به رو هستيم. مستقيم به معناي دراز شدن دست نياز متكدي به سوي عابران و غيرمستقيم به معناي مسافر بودن، در راه ماندن، بيمار بودن خود يا يكي از بستگان و نشان دادن نسخه يا كودكي در آغوش، فردي به ظاهر معلول كه، در اثبات ادعاي نياز حياتي ارائه مي شود.
آنچه مسلم است متكديان هر از گاهي در حال جمع آوري هستند، اما هميشه هستند. آنان هرچند وقت يك بار در حال ساماندهي شدن هستند، اما باز هم ديده مي شوند. بايدها و شايدها در موردشان زياد است اما آنچه هر روز بيشتر مي شود تعدادشان است. آنان
!... تكدي پديده اي نيست كه فقط در ايران به چشم بخورد. در تمام طول تاريخ و در همه كشورها از خاور دور تا كشورهاي توسعه يافته صنعتي، تكدي همراه يا مترادف با عباراتي چون بي خانماني، ولگردي، ناتواني، از كارافتادگي، عجز، نيازمندي، غربت، بيماري و... وجود داشته است و به عنوان معضلي ناميمون به ساختار شهرها چهره اي زشت بخشيده است و اين مساله با برانگيختن ترحم مردم به ساختار رواني جامعه آسيب مي رساند. شايد در وهله اول تكدي تابعي از وضعيت اقتصادي جامعه اي به نظر رسد كه به سبب ايجاد برخي مشكلات خود را بروز داده است. بديهي است كه تكدي يا گدايي زاينده فقر و نابرابري اقتصادي يك جامعه است، اما اين كه متكديان كيستند و چرا به اين كار روي مي آورند، خود ماجرايي دارد كه سالهاست حكايت آن پاياني نداشته است. آنچه مسلم است رواج و گسترش اين پديده پس از وارد كردن آسيب جدي به ساختار رواني و عاطفي جامعه سبب مي شود افراد در درازمدت به هر نشانه اي از نياز اقتصادي به ديده ترديد بنگرند. اين در حالي است كه حالا ديگر اكثر مردم مي دانند در پس اين پديده، اغلب فعاليت گسترده شبكه هاي سودجو در جريان است كه با به خدمت گرفتن كودكان و خردسالان، گاهي خوراندن داروهاي خواب آور به آنان، ايجاد جراحت يا نقص عضو در بدن، ورشكستگي و اعلام آن توسط كاغذي در مقابل متكدي جهت كسب درآمد، اين مناظر زشت را كه كم كم طبيعي مي نمايد در سطح شهر به نمايش در مي آورند.
براساس پژوهش كارشناسان، رشد دلالي، واسطه گري ،برتري يافتن مشاغل كاذب و پردرآمد بركارهاي سالم توليدي، وفور بيكاري و افت ارزش زمان در جامعه، منجر به رواج تكدي مي شود زيرا مجموع عوامل ياد شده در اجتماع برپايه شكاف طبقاتي شكل گرفته و رشد مي كنند. از سوي ديگر عده اي از روان شناسان تكدي را ناشي از اختلالهاي رواني مي دانند كه ريشه در شخصيت افراد و منش اشخاص دارد. برخي افراد از راه تنبلي و تن پروري ترجيح مي دهند از طريق جلب توجه مردم و برانگيختن ترحم ديگران نيازهاي عاطفي خود را برطرف سازند كه اين كار با برخي زمينه هاي رواني، خانوادگي در زندگي شخصي ارتباط دارد. در واقع تكدي انتقال پول از يك واحد پويا و فعال به يك واحد منفعل و بي كار است كه در درازمدت به دليل ركود بخشي از نيروهاي كار پيامدهاي سواقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... را نيز به همراه خواهد داشت.
اعتياد و تكدي
تكدي نيز طبق معمول معضلات گوناگون
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:49  توسط احمد  | 

نوابغ چگونه مي‌انديشند؟

هشت راهبرد مورد استفاده ابرخلاقان
فاينمن، فيزيكدان معروف و نابغه، معتقد بود كه از طريق آموزش‌هاي
مدرسه‌اي و دانشگاهي مي‌توانيم به مردم ياد بدهيم كه همچون نوابغ بيانديشند
نوشته: مايكل ميكالكو
ساليان سال، پژوهشگران بسياري كوشيده‌اند تا از طريق تحليل‌هاي آماري، نبوغ را مطالعه كرده و به كمك انبوهي از داده‌ها و اطلاعات، معماي نبوغ را روشن نمايند. هاولوك اليس، در سال 1904 طبق مطالعاتي كه روي نوابغ انجام داد، به اين نتيجه رسيد كه اكثر نوابغ پدراني بالاي 30 سال و مادراني زير 25 سال داشته‌اند و عموماً در كودكي، بيمار و رنجور بوده‌اند. پژوهشگران ديگري نيز مدعي بوده‌اند كه بسياري از نوابغ، يا مجرد بوده‌اند (همچون دِكارت)، يا يتيم بوده‌اند (همچون ديكنز)، و يا مادر نداشته‌اند (همچون داروين). نهايت امر، انبوه داده‌ها و اطلاعات نيز چيزي را روشن نكرد. دانش‌پژوهان نيز كوشيدند تا ارتباط بين هوش و نبوغ را بسنجند. نتيجه اين بود كه هوش، نمي‌تواند به تنهايي موجب نبوغ گردد. ضريب هوشي (IQ) بسياري از فيزيكدانان به مراتب بالاتر از ريچارد فاينمن (برنده جايزه نوبل) است، در حاليكه او با ضريب هوشي حدود 122 نبوغي شگفت‌انگيز از خود نشان داد. نابغه كسي نيست كه در آزمون‌هاي دانشگاهي رتبه‌ي اول را كسب مي‌كند، يا ضريب هوشي فوق‌العاده بالايي دارد. بعد از مطالعات روانشناسي جوي گولفورد (در دهه 1960)، كه به‌خاطر رويكرد علمي خود به خلاقيت معروف شده است، روانشناسان به اين نتيجه رسيدند كه خلاقيت و هوش ماهيت‌هاي متـفاوتي دارند. انسان مي‌تواند بـسيار بـاهوش باشـد ولي خـلاق نباشد و به‌عكس مي‌تواند بسيار خلاق باشد ولي چندان باهوش نباشد.
اكثر افرادِ نسبتاً باهوش مي‌توانند پاسخ متعارفِ يك مسأله يا سوال را بيابند. مثلاً اگر از ما بپرسند "نصف 13 چقدر مي‌شود؟"، اكثرمان بي‌درنگ پاسخ مي‌دهيم شش‌ونيم. شما هم احتمالاً چند ثانيه‌اي ذهنتان معطوف به محاسبه جواب شد و بعد باز به متن بازگشته‌ايد.
تفكر آفرينشگر در برابر تفكر بازآفرين
عموماً ما به روش بازآفريني ـ يعني برمبناي مسايل مشابهي كه در گذشته با آن‌ها مواجه شده‌ايم ـ تفكر مي‌كنيم. زماني كه با مسأله‌اي روبرو مي‌شويم، آن را به قالبي مي‌بريم كه قبلاً جواب داده است. از خود مي‌پرسيم: "براي حل اين مسأله، چه چيزي را قبلاً در زندگي، تحصيل يا كار خود آموخته‌ام؟"، سپس به روشي تحليلي، مطمئن‌ترين روش را كه در تجربيات گذشته‌مان جواب داده است، انتخاب كرده و بقيه را حذف مي‌نماييم. آنگاه در چارچوبي كاملاً مشخص به حل مسأله مي‌پردازيم. از آنجايي كه براساس تجربيات خـود، به درسـتي و منطـقي‌بودن گـام‌هاي روش خـود مطـمئـنيم، مغرورانه به درستي نتيجه‌گيري‌مان نيز معتقديم. در مقابل، نوابغ به روشي آفرينشگرانه مي‌انديشند نه بازآفرين. آن‌ها وقتي با مسأله‌اي مواجه مي‌شوند، به جاي اينكه بپرسند "چه روشي را ديگران تا به‌حال براي حل اين مسأله به من آموخته‌اند؟" از خود مي‌پرسند: "به چند روش مي‌توانم به آن نگاه كنم؟"، "چگونه مي‌توانم به روشي نو به آن بنگرم؟" و "به چند روش مختلف مي‌توانم آن را حل كنم؟"، آن‌ها با پاسخ‌هايي بسيار متفاوت، بعضاً غيرمتعارف و حتي منحصربه‌فرد، به مسأله جواب مي‌دهند. يك متفكر آفرينشگر (در پاسخ به سوالي كه بيان كرديم)، ممكن است بگويد سيزده (thirteen) را به روش‌هاي مختلف مي‌توان بيان كرد و به راههاي مختلف نيز مي‌توان آن را نصف كرد، مثلاً:
5/6
3 و 1 = 3 | 1
4s = THIR TEEN
2 و 11 = II | XI
8 = XIII
همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيد، با بيان عدد 13 در قالب‌هاي مختلف، مي‌توان پاسخ داد كه يك‌دوم سيزده، مي‌تواند 5/6، 1 و3، 4، 11 و 2، 8 يا خيلي چيزهاي ديگر باشد.
با تفكر آفرينشگرانه، شما به آفرينش تمامي رويكردهايي قابل‌ تصور مي‌پردازيد و كمرنگ‌ترين رويكردها را همچون واضح‌ترين رويكردها، مدنظر قرار مي‌دهيد. در واقع اراده و تلاش براي كشف تمامي روش‌هاي ممكن ـ حتي بعد از اينكه راهي مطمئن و قطعي پيدا شده باشد ـ بسيار مهم است. از انشتين پرسيدند، فرق تو با يك فرد معمولي (متوسط) چيست؟ او گفت اگر از فردي معمولي بخواهيد سوزني را در انبار كاه بيابد، او با اولين سوزني كه مي‌يابد كار را پايان مي‌دهد و زحمت جستجوي كل انبار كاه براي يافتن تمامي سوزن‌هاي ممكن را به خود نمي‌دهد. اما من تمام انبار را مي‌گردم تا هم ه‌ي سوزن‌هاي ممكن را پيدا كنم!
هرگاه فاينمن ـ فيزيكدان ـ در مسأله‌اي در مي‌ماند، راهبردهاي فكري جديدي ابداع مي‌كرد. او متوجه شده بود كه راز نبوغش در اين توانايي اوست كه مي‌تواند بدون توجه به انديشه متفكران گذشته نسبت به يك مسأله، روش‌هاي تازه‌اي را براي انديشيدن بيافريند. او در برخورد با يك مسأله بسيار "راحت" برخورد مي‌كرد و در صورتي كه جواب خود را از يك راه به‌دست نمي‌آورد، به‌راحتي چندين راه ديگر را در نظر مي‌گرفت تا بهرحال راهي بيابد كه تصوراتش را به حركت در آورد. او به‌طرز شگفت‌انگيزي، آفرينشگر بود.
فاينمن پيشنهاد كرد به‌جاي آموزش "تفكر بازآفرين" در مدارس، تفكر آفرينشگري ياد داده شود. او معتقد بود يك استفاده‌كننده موفقِ رياضيات، كسي است كه بتواند راههاي جديدِ انديشيدن براي شرايط موردنظر را ابداع كند. او اعتقاد داشت حتي اگر روش‌هاي سنتي براي حل يك مسأله، كاملاً شناخته شده باشند، بهتر است هر كس از راه خود و يا از راهي جديد، به‌دنبال حل مسأله برود.
معمولاً مسأله "? = 3 + 29" را به اين دليل براي بچه‌هاي پيش از كلاس سوم دبستان مناسب نمي‌دانند، كه نيازمند جمع پيشرفته (انتقال ارقام) است؛ ولي فاينمن معتقد بود كه بـچه‌هـاي سال‌هاي آغازين دبستان هم مي‌توانند با دنبال كردن: 30، 31 و 32، مسأله را حل نمايند. در واقع يك بچه مي‌تواند با نوشتن اعداد روي يك خط و شمردن فضاهاي خالي بين آن‌ها به جواب برسد ـ روشي كه مي‌تواند براي فهم اندازه‌گيري‌ها و كسرها نيز مناسب باشد. يك فرد مي‌تواند با نوشتن اعداد بزرگتر در يك ستون و انتقال دهگان به ستون بعدي، اين كار را انجام دهد يا از انگشتان خود كمك بگيرد و يا حتي از جبر استفاده نمايد (2 برابر چه عددي به‌علاوه 3 مي‌شود 7؟). فاينمن، آموزگاران را تشويق مي‌كند تا به بچه‌ها نشان دهند كه چگونه مي‌توان به كمك سعي و خطا، به چند روش مختلف راجع به يك مسأله فكر كرد.
انحراف توسط منشور تجربيات گذشته
نكته قابل‌توجه اينست كه تفكر بازآفرين، جمود فكري افراد را تشديد مي‌كند. در واقع ما به همين علت غالبا" در برخورد با مسايل جديدي كه مشابه تجربيات گذشته است ولي عمق ساختاري آن با مسايلي كه قبلا" با آن‌ها مواجه شده‌ايم، متفاوت است، با شكست مواجه مي‌شويم. تفسير اين‌گونه مسايل از دريچه منشور تجربيات گذشته (طبق تعريف)، باعث سردرگمي ما خواهد شد. تفكر بازآفرين ما را به ايده‌هاي معمولي مي‌رساند نه به ايده‌هاي اصيل. اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد.
در سال 1968 سوئيسي‌ها همانند چندين قرن گذشته، صنعت ساعت را در سيطره خود داشتند و البته همين سوئيس بود كه در موسسه نيوكاتل خود، جنبش ساعت‌هاي الكترونيكي نوين را آغاز كرد. اما در همان سالي كه اين اختراع جديد براي اولين بار در همايش جهاني ساعت معرفي شد، از سوي تمامي ساعت‌سازان سوئيسي رد شد. آنان برمبناي تجربيات گذشته خود معتقد بودند كه ساعت‌هاي الكترونيكي، نمي‌توانند ساعت‌هاي آينده باشند؛ چرا كه اين ساعت‌ها با باتري كار مي‌كردند و ياتاقان، شاه‌فنر و چرخدنده نداشتند. اما شركت الكترونيكي سيكو در ژاپن، چشم از اين اختراع جديد برنداشت و كوشيد تا آينده بازار جهاني ساعت را متحول نمايد.
در طبيعت نيز، مجموعه ژنهايي كه قابليت تغيير نداشته باشند، نمي‌توانند خود را با محيط و شرايط در حال تغيير وفق دهند. زماني ممكن است خِردي كه به‌صورت ژنتيكي به رمز درآمده است (نهادينه‌شده)، به حماقت مبدل گردد و عامل نابوده كننده حيات آن موجود گردد. فرآيند مشابهي مي‌تواند در وجود ما، به‌عنوان انسان، رخ دهد. همگي ما، مجموعه‌اي غني از ايده‌ها و مفاهيم در وجود خود داريم كه بر پايه تجربيات گذشته‌مان شكل گرفته‌اند و ما را قادر مي‌سازند تا زنده بمانيم و بدرخشيم. ولي اگر ما نيز خود را براي تغيير مهيا نكنيم، ايده‌هاي معمول‌مان به مرور زمان كهنه مي‌شوند و مزاياي خود را از دست مي‌دهند. نهايتاً اينكه، در ميدان رقابت از حريفان شكست مي‌خوريم و از ميدان بيرون مي‌رويم.
وقتي چارلز داروين، از سفر جزاير گالاپاگوس به انگلستان بازگشت، نمونه فنچ‌هايي را كه با خود آورده بود در اختيار جانورشناسان حرفه‌اي گذاشت، تا به‌درستي تعيين هويت شوند. يكي از برجسته‌ترين خبرگان، جان گولد بود. مهمترين نكته قابل توجه در اينجا، آن چيزهايي است كه براي داروين رخ داد اما براي گولد رخ نداد.
نوشته‌هاي داروين نشان مي‌دهد كه گولد او را به سراغ تمامي پرندگاني كه نامگذاري كرده بود، برد. گولد، دائماً راجع به تعداد گونه‌هاي مختلف فنچ چانه مي‌زد. تمامي اطلاعات آنجا بود ولي او گيج شده بود كه بـايد چه بكند. فـرض وي اين بود كه خداوند يـك مـجموعه از پرندگان را آفريده است، پس بايستي نمونه‌هاي يك‌گونه پرنده از نواحي مختلف جهان، همه يكسان باشند. او هيچگاه به‌دنبال تفاوت‌هاي آن‌ها (به‌خاطر شرايط زيستي متفاوت) نگشت. گولد فكر مي‌كرد پرندگاني كه اين‌قدر متفاوت هستند، لاجرم بايد از گونه‌هاي مختلفي باشند.
آنچه قابل‌توجه است، تأثيرات كاملاً متفاوت اين مسأله بر دو فرد است. گولد فكر كرد در مواجهه با شرايطي قرار گرفته است كه بايد به‌عنوان يك جانورشناس و رسته‌شناس خبره عمل كند، نه اينكه كتاب ناگشوده تكامل را كه در برابرش قرار دارد، ببيند. واقعيت اين است كه داروين هم نمي‌دانست كه آن پرندگان، فنچ هستند. اما فردي كه داراي هوش، دانش و تخصص بود، نتوانست آن چيز نو را ببيند. در عوض، داروين كه دانش و خبرگي كمتري داشت، توانست با ايده‌اي كه از ذهنش تراوش كرد، نوعِ نگاه جديدي به عالم را خلق كند، كه ما كاري به درستي يا نادرستي آن نداريم.
راهبردهاي فكري نوابغ
نبوغ را مي‌توان همانند تكامل بيولوژيكي دانست كه نيازمند نسلي غني و غيرقابل پيش‌بيني از گزينه‌ها و احتمالات متنوع است. به اين ترتيب، اين فكر است كه باعث استمرار بهترين ايده‌ها در راستاي توسعه و ارتباطات آينده مي‌شود. جنبه مهم اين نظريه اين است كه شما بايستي ابزارهايي براي ايجاد تنوع در ايده‌هايتان در اختيار داشته باشيد و براي اثربخشي واقعي، اين تنوع بايد "كور" باشد. اين تنوع كور باعث عزيمت از دانشِ بازآفريني (حفظي) به آفرينشگري مي‌شود.
پـژوهشگران فـراواني قـصد تـوصيف و مستندسـازي روش تـفكـر نـوابـغ را داشته‌اند. آنـان بـا مطالعه و بـررسي دفـترچـه‌هاي خاطـرات، ارجـاعات، مكالـمات و ايـده‌هاي بـزرگترين متفكران جـهان كـوشيده‌اند تـا راهبـردهاي ويژه تـفكر نوابغ و الگوهاي فـكري آنـان را كه مي‌تواند گستره‌ي حيـرت‌انگيزي از ايده‌هـاي بـكر و اصـيل را بيـافريند، كشـف نمايند.
هشت راهبرد مورد استفاده ابرخلاقان
اكنون، هشت مورد از راهبردهايي را كه در الگوهاي انديشه نوابغ خلاق (در تاريخ علم، هنر، و صنعت) مشترك است، شرح مي‌‌دهيم:
1. نوابغ از دريچه‌هاي مختلف به مسأله نگاه مي‌كنند. نوابغ اغلب به دنبال يافتن نگرشي نو هستند كه تاكنون ديگران آن‌ها را برنگزيده‌اند. لئوناردو داوينچي معتقد بود كه براي كسب دانش راجع به قالب يك مسأله، بايد ياد بگيريم كه چگونه آن را از راههاي گوناگون، بازسازي كنيم. او اعتقاد داشت كه اولين نگرش ما به يك مسأله، به‌شدت متأثر از نگرش معمول و روزمره‌مان است. او مسأله خود را ابتدا از يك نگاه، بعد از نگاهي ديگر و بعد از نگاههاي ديگر بازسازي مي‌كرد. با هر تغيير، درك او از مسأله عميق‌تر و به‌همان اندازه به فهم اصل مسأله نزديك‌تر مي‌شد.
نظريه نسبيت انشتين، اساسا"، توصيف تعاملات بين چند نگاه مختلف است. روش تحليلي فرويد نيز به‌دنبال يافتن جزئياتي است كه با نگاه سنتي نمي‌توان آن‌ها را ديد. در حقيقت فرويد همواره در جستجوي يافتن زاويه نگرش كاملاً جديدي بوده است.
يك انديشمند، براي حل خلاقانه يك مسأله، بايد در ابتدا رويكرد اوليه خود را كه برخاسته از تجربيات گذشته است، كاملا" رها كند و مسأله را مجدداً تصور و تخيل نمايد. نوابغ با اجتناب از نگاه يك سويه فقط به حل مسائل موجود (همچون ابداع يك سوخت سازگار با محيط‌زيست) نمي‌انديشند، بلكه به كشف مسائل جديد نيز مي‌پردازند.
2. نوابغ افكار خود را به تصوير مي‌كشند. انفجار خلاقيت در عصر رنسانس به‌شدت متأثر از تدوين و توزيع دانش عظيم و گسترده نقاشي، طراحي و نمودارهايي همچون نمودارهاي مشهور داوينچي و گاليله بود. گاليله در زماني كه اكثر معاصران وي همچنان از رويكردهاي متعارف رياضي و گويشي استفاده مي‌كردند، با نمايش تفكرات خود بر صفحه كاغذ ، انقلابي در علم ايجاد كرد.
نوابغ بعد از آنكه حداقل توانايي‌هاي خاص گويشي را به‌دست مي‌آورند، به‌دنبال افزايش مهارت‌هاي تصويري (ديداري) و تجسمي خود مي‌روند تا بتوانند، اطلاعات را به روش‌هاي مختلف نمايش دهند. وقتي انشتين با مسأله‌اي مواجه مي‌شد، همواره لازم مي‌ديد تا موضوع خود را به تمامي روش‌هاي ممكن (همچون نمودارها) فرموله نمايد. او ذهني بسيار تصويري داشت؛ و به‌جاي انديشيدن در چارچوب‌هاي خشك استدلال‌هاي رياضي و گويشي، در قالب گزاره‌هاي تصويري و فضايي فكر مي‌كرد. در واقع، او معتقد بود كه كلمات و اعداد (آن‌گونه كه آن‌ها را مي‌خوانيم يا مي‌نويسيم)، چندان نقشي در فرآيند تفكرش بازي نمي‌كنند.
3. نوابغ توليد مي‌كنند. يكي ديگر از ويژگي‌هاي متمايز نوابغ، باروري و استعداد توليد سرشار آنان است. توماس اديسون، 1093 اختراع ثبت نموده و همچنان سرآمد مخترعين است. او براي تضمين بهره‌وري گروهش، براي همه اعضا سهميه ايده تعيين كرده بود. سهميه شخصي خود او، حداقل يك اختراع كوچك در هر 10 روز و يك اختراع بزرگ در هر 6 ماه بوده است.
باخ، هر هفته‌ يك آواز مي‌سرود، حتي اگر مريض يا بي‌حال بود. موتزارت، بيش از 6000 قطعه موسيقي خلق كرد. انشتين هم اگرچه بيشتر به‌خاطر مقاله خود در باب نسبيت مشهور است، ولي 248 مقاله ديگر نيز منتشر كرده است. تي‌اس اليوت، چندين پيش‌نويس براي "برهوت" تهيه كرد كه ملقمه‌اي از پيام‌هاي خوب و بدي بود كه به‌ناگاه به شاه‌قطعه تبديل شدند.مطالعه‌اي كه دين كيت سايمونتون از دانشگاه كاليفرنيا روي 2036 دانشمند انجام داد، نشان‌ داد كه معتبرترين دانشمندان، فقط آثار گرانقدر خلق نكرده‌اند، بلكه انبوهي از كارهاي بد و نامطلوب نيز داشته‌اند و از حجم عظيم و كميت كار آنان، كيفيت نيز سر برآورده است.
4. نوابغ، تركيباتي بديع مي‌آفرينند. سيمونتون دركتاب "نابغه علمي" خود (1989)، تصريح مي‌كند كه نوابغ، به‌جاي اينكه صرفاً كارها را بر اساس ذوق و استعداد انجام دهند، بيشتر تركيبات بديع و نو مي‌آفرينند. يك نابغه نيز همچون يك كودك بسيار بازيگوش كه با مجموعه‌اي از بلوك‌هاي ساختماني سرگرم مي‌شود، دايماً در حال تجزيه و تركيب ايده‌ها، تصاوير و افكار به روش‌هاي مختلف در ضميرهاي خودآگاه وناخودآگاه خويش است.
معادله انشتين را در نظر بگيريد: E=mc2. انشتين مفاهيم انرژي، جرم و سرعت نور را اختراع نكرد. در عوض، با تركيب اين مفاهيم در قالبي نو، توانست جهاني را كه ديگران نيز مي‌ديدند، به روشي متفاوت ببيند. قوانين وراثت كه علم ژنتيك نوين بر پايه آن بنا شده، برخواسته از نظرات يك كشيش اتريشي بنام گروگر مندل است كه رياضيات و زيست‌شناسي را تركيب كرد تا علمي نو بيافريند.
5. نوابغ، روابط را تقويت مي‌كنند. اگر الگويي از تفكر، نشانگر نبوغي خلاقانه باشد، همانا متأثر از توانايي كنار هم گذاشتن موضوعات نامرتبط است. اين توانايي در بهم ربط دادن مقولات مجزا، نوابغ را قادر مي‌سازد تا چيزهايي را ببينند كه ديگران نمي‌توانند ببينند.
داوينچي سعي كرد تا رابطه‌اي بين صداي زنگ و سنگي كه در آب مي‌افتد، ايجاد كند. اين نكته، باعث كشف اين اصل شد كه صدا همچون موج حركت مي‌كند. درسال 1865، اف.‌اي. ككوله، شكل حلقوي مولكول بنزن را در خيالات خود، در قالب ماري تجسم كرد كه دُم خود را گاز مي‌گيرد. ساموئل مورس، به‌خاطر ناتواني در توليد سيگنال‌هاي تلگرافي كه بتوانند از يك قاره به قاره ديگر برسند، به‌ستوه آمده بود. تا اينكه روزي مشاهده كرد كه اسب‌هاي چاپار را در ايستگاهها تعويض مي‌كنند و كوشيد تا ارتباطي بين ايستگاههاي اسب‌هاي چاپار و سيگنال‌هاي قوي پيدا كند.
6. نوابغ به تضادها مي‌انديشند. فيزيكدان و فيلسوف معروف، ديويد بوهم، معتقد بود كه نوابغ از اين جهت قادرند افكاري متفاوت داشته باشند كه مي‌توانند دمدمي مزاجانه بين مقولات متضاد يا موضوعات ناسازگار حركت نمايند. آلبرت روتنبرگ محقق معروف در زمينه فرآيند خلاقيت، نيز متذكر وجود همين توانايي در اكثر نوابغ ـ همچون انشتين، موتزارت، اديسون، پاستور، كونراد و پيكاسو ـ شده است و آن را در كتاب خود، "الهه نوظهور: فرآيند خلاقيت درهنر، علم و ساير زمينه‌ها" (1990) شرح مي‌دهد.
فيزيكدان معروف، نيلز بوهر اعتقاد داشت كه وقتي شما همزمان خود را در مواضع متضاد نگاه مي‌داريد، افكار خود را معلق كرده و نتيجتاً ذهنتان به سطحي جديد منتقل مي‌شود. معلق بودن ذهن، امكان مي‌دهد تا ذكاوتي فراي تفكر ساده وارد عمل شود و قالبي نو خلق نمايد. اين چرخش و گردش مابين تضادها، شرايطي را ايجاد مي‌كند كه ذهن شما آزادانه به زواياي ديد جديد دست يابد. توانايي بوهر در تصور دوگانه نور در قالب ذره و موج، باعث شد تا او به درك و تدوين "اصل مكملي" برسد. اختراع يك سيستم عملي روشنايي توسط توماس اديسون، ناشي از تركيب سيم‌پيچي مدارات موازي با رشته‌هاي مقاومت بالا در لامپ‌هايش بود ـ چيزي كه در نظر ديگر انديشمندان، غيرممكن تلقي مي‌شد. در حقيقت ديگران چنين تركيبي را عملاً ناسازگار فرض مي‌كردند. از آنجا كه اديسون مي‌توانست پرش بين دو چيز ناسازگار را بپذيرد، توانست رابطه‌اي را ببيند كه سرانجام منجر به كشف بزرگ او شد.
7.نوابغ، استعاري مي‌انديشند. ارسطو، استعاره را نشانه نبوغ مي‌دانست و معتقد بود فردي كه مي‌تواند شباهت‌هاي دو مقوله متفاوت هستي را درك كرده و بين آن‌ها پيوند برقرار كند، گوهري گرانقدر در اختيار دارد. اگر چيزهايي نامشابه، از چند منظر و رويكرد، مشابه باشند،از مناظر ديگر نيز مي‌توانند مشابه‌ تلقي‌شوند.
الكساندر گراهام‌بل، عملكرد داخلي گوش را با يك پرده محكم فلزي لرزان مقايسه كرد و اين مقايسه به اختراع تلفن انجاميد. انشتين بسياري از قوانين مجرد خود را از رخدادهاي مشابه طبيعي برداشت مي‌كرد و توضيح مي‌داد؛ رخدادهايي همچون پاروزدن در يك قايق يا ايستادن در ايستگاهي كه قطاري از آن مي‌گذرد.
8. نوابغ خود را براي فرصت‌ها مهيا مي‌كنند. ما هرگاه مبادرت به انجام كاري مي‌كنيم و شكست مي‌خوريم، به‌ناگاه با شرايطي نو مواجه مي‌شويم. اين اولين اصل حادثه خلاق است. ممكن است از خود بپرسيم چرا من در اين كار شكست خوردم؛ كه البته سوالي منطقي است. ولي حادثه خلاق، سوال متفاوتي را پيش‌روي ما مي‌گذارد: ما چه كرده‌ايم؟ پاسخ به اين پرسش از طريقي نو و غيرمنتظره، اقدامي خلاقانه و اساسي است. اين، خوش‌شانسي نيست، بلكه بينشي خلاقانه در بالاترين مرتبه است.
الكساندر فليمينگ، اولين پزشكي نبود كه در مطالعه باكتري‌هاي كشنده، متوجه كپك‌هاي ظرف كشت ميكروب (كه در محيط باز قرار گرفته بود) شد. كمتر پزشك خوش‌شانسي پيدا مي‌شود كه به‌جاي دور ريختن اين ظرف، آن را "جذاب" بداند و به آن به ديده يك "فرصت" بنگرد. اين نگرش علاقه‌مندانه‌ي او، به كشف پني‌سيلين منتهي شد. اديسون، وقتي در حال تفكر عميق راجع به چگونگي ساخت يك رشته كربني بود، ناخواسته با تكه‌اي از خمير بتونه سرگرم شده بود، آن را مي‌چرخاند و دور انگشتانش مي‌پيچيد، لحظه‌اي كه نگاهش به انگشتانش افتاد، برق از چشمانش پريد و گفت: "كربن را مانند يك رشته بپيچ!". بي‌اف‌اسكينر، اين‌گونه بر اولين اصل روش‌شناسان علمي تكيه مي‌كند: "وقتي چيزي برايتان جالب است، همه‌ چيز را رها كنيد و به مطالعه آن بپردازيد". وقتي فرصتي در مي‌زند و ما مجبور به اتمام كاري از پيش تعيين‌شده هستيم، شكست‌هاي ناخواسته‌ي بسياري در زندگي‌مان رخ مي‌دهد. نوابغ خلاق، منتظر دستاوردهاي شانسي نمي‌نشينند، بلكه فعالانه به‌دنبال اكتشاف تصادفي مي‌گردند.
اين راهبردها را به‌كار بگيريد
نوابغ خلاق مي‌دانند كه چگونه ازاين راهبردهاي فكري استفاده كنند و به ديگران نيز بياموزانند كه از آن‌ها استفاده كنند. جامعه‌شناس معروف، هريت زوكرمن، متوجه شد كه شش نفر از شاگردان انريكو فرمي (برنده جايزه نوبل)، همانند خود او موفق به دريافت جايزه نوبل شدند. ارنست لاورنس و نيلز بوهر نيز هر يك چهار شاگرد برنده جايزه‌ي نوبل داشتند. جِي‌جِي تامسون و ارنست رادرفورد نيز مشتركاً 17 برنده جايزه نوبل را تربيت نمودند. اين برندگان نوبل، تنها نابغه نبودند؛ بلكه قادر بودند نبوغ را به ديگران نيز بياموزانند. بررسي‌هاي زوكرمن نشان مي‌دهد تأثيرگذارترين بزرگان، علاوه بر محتواي فكري،الگوها و راهبردهاي تفكر را نيز آموزش مي‌دادند. بنابراين واضح است كه راهبردهاي فكري را مي‌توان آموخت.
درك، تشخيص و به‌كارگيري راهبردهاي فكري مشترك بين نوابغ خلاق، شما را قادر مي‌سازد تا در زندگي كاري و شخصي خود، خلاقانه رفتار كني
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:48  توسط احمد  | 

نقشه‌برداري جرم، گامي ارزشمند در پيشگيري از جرايم

مقدمه: نقشه‌برداري جرم[1]يك روش تحليلي براي بررسي و پيش‌بيني جرائم است كه با وجود پيشينه نسبتاً طولاني، با توسعه سامانه‌هاي نمايگان جغرافيايي[1] از جمله نرم‌افزار سامانه اطلاعات جغرافيايي (GIS) اساساً متحّول شده است.

نقشه‌برداري جرم يك روش علمي است كه در آن با استفاده از ثبت رويداد جنايات و جرايم كيفري از جمله قتل‌هاي زنجيره‌اي، تجاوز به عنف، آتش‌افروزي و سرقت مي‌توان محتمل‌ترين محل رويداد جرائم را مشخص كرد و احتمال حضور مجرمين در نقاط مختلف شهر يا منطقه را تعيين كرد. اساس اين روش ارتباط دادن بين محل جغرافيايي جرائم، نحوه رويداد و ويژگي‌هاي جرايم زنجيره‌اي و چگونگي انتخاب قربانيان و محل جنايت است. اطلاعات تكميلي با استفاده از گزارشات پليس، گشتي‌ها، پزشكي قانوني و تحقيقات محلي، داده‌هاي مرتبط با وسايل نقليه و پايگاه داده‌هاي مجرمين و مظنونين افزوده مي‌شود و نهايتاً كانون‌هاي حساس و جرم‌خيز شهر مشخص مي‌گردد. اين سامانه كمك شاياني براي افزايش كارآرايي تحقيقات پليس و پيشگيري از جرم است. البته اين سامانه معمّاهاي پليسي را حل نمي‌كند بلكه روشي را براي ساماندهي حجم عظيمي از اطلاعات كه معمولاً در اين گونه پرونده‌ها بدست مي‌آورند فراهم مي‌نمايد. نقشه‌هاي جرم در واقع سرنخ‌هايي هستند كه اگر به خوبي تحليل و پيگيري شوند به يافتن مجرمين و كشف اين معمّاها كمك خواهند كرد


 

تاريخچه: بنابر اطلاعات موجود نقشه‌برداري جرم به طور گسترده اولين بار در اوايل قرن نوزدهم شروع شد. آن هنگام براي اولين بار تلاش شد كه الگوي محلي جرائم را به تصوير بكشند. اين كار ابتدا با الصاق سوزنهايي كه سرهاي رنگي داشتند بر روي نقشه‌هاي جغرافيايي شهر آغاز شد. در طي 60 سال بعد پيشرفت‌هاي خوبي در اين زمينه حاصل شد به‌طوري كه نقشه‌هاي منطقه‌اي و ناحيه‌اي از جرائم فراهم شده بود. رفته رفته شاخص‌هاي تحليلي براي بررسي جرم شكل گرفت. از جمله نسبت دزديها به جمعيت آن ناحيه يا نسبت دزديها به اماكن تجاري منطقه كه مي‌توانست مبناي مقايسه باشد.

 در دهه‌هاي هشتاد نود قرن بيستم طرح‌هاي «پيشگيري از جرم با طراحي محيط» (CPTED‌) «جرم‌شناسي محيطي» (EC) مطرح شدند كه در هر دو عامل "مكان" مورد توجه قرار گرفته است. در  CPTEDريزترين اطلاعات محلي از جمله كوچه‌ها، باغها، فضاهاي سبز، اماكن عمومي، مغازه‌ها، اماكن تجاري و آسانسورها و… ثبت مي‌شد. سپس رويداد حوادث در نقشه پياده شده و تحليلگر به بررسي ارتباطات احتمالي بين داده‌ها مي‌پرداخت. در جرم‌شناسي محيطي هم بررسي روابط بين مجرم، قرباني جرم و محل وقوع آن مورد ارزيابي قرار مي‌گرفت. در اواخر دهه نود و اوايل آخرين دهه قرن بيستم نقشه جديدي عرضه شد كه امكان اين گونه علامت‌گذاري‌ها را روي نقشه فراهم مي‌كرد و روند جرم را تحليل مي‌كرد. اوج بلنداي اين وادي ارائه سامانه‌هاي پيشگويي جرم خواهد بود كه بسيار هيجان انگيز و تحول برانگيز خواهد بود.

تحليل جرم:

در نقشه‌برداري جرم، عملكرد مجرمانه از سه ديدگاه مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد:

الف ـ تحليل شيوه يا الگوي جرم[1]

 ب ـ تحليل مسئله[2]

 ج ـ تحليل عمليات[3]

الف ـ تحليل شيوه يا الگوي جرم: رويداد جرائم از نظر مكان، زمان و نحوه شكل‌گيري هميشه هم تصادفي نيست، بلكه اغلب لااقل تا حدي به ساختار و ويژگي‌هاي محل جرم بستگي دارد. جرائم معمولاً در اماكني روي مي‌دهد كه مجرمين بتوانند با توجه به مزايا و معايب و خطرات موجود قربانيان مناسبي پيدا كرده يا به اهداف ارزشمندي دست يابند. بررسي الگوي جغرافيايي، توالي زماني و ارتباط جرم با حوادث قبلي و مقايسه داده‌هاي حاصله با پايگاه داده‌هاي مجرمين سابقه‌دار و افراد مظنون شناسايي عاملين عمل مجرمانه يا جنايت رخداده را آسان‌تر مي‌كند.

ب ـ تحليل موضوع: با استفاده از نقشه‌برداري جرم مي‌توان بر محور حل مسئله، مسائل اجتماعي و زمينه‌هاي جرم را بررسي كرده و نتيجه روش‌هاي اعمال شده را ارزيابي كرد. مثلاً افسران پليس مي‌توانند نتيجه اقدامات تأميني خود را با استفاده از تحليل« پيش آزمون ـ پس آزمون» به صورت آماري سنجيده و تغييرات الگوي جرم را تحليل كنند.

ج ـ تحليل عمليات: با استفاده از نقشه‌هاي جرم مي‌توان با توجه به حجم كاري و حساسيت جرم‌خيزي هر ناحيه، در سازماندهي پرسنل، تعيين حوزه‌هاي استحفاظي و تنظيم برنامه‌هاي استراتژيك منطقه‌اي عملكرد بهتري داشت و تدابير امنيتي، قوانين ساخت و ساز و پروژه‌هاي شهري را بهتر شكل داد و براي برخي از مراكز عمومي (مثل مراكز آموزشي ـ سازمانهاي عمومي ـ پليس ـ دادگاه‌ها و كارگزيني‌ها) پايگاه‌هاي داده‌هاي مشترك ايجاد كرد. با استفاده از اين نقشه‌ها حتي مي‌توان اماكن تردد مجرمين را با توجه به نقاط حساس كنترل كرد و در هنگام مناسب اخطارهاي پيشگيري از وقوع جرم را داد و بالاخره اينكه استفاده از محاسبات پيچيده آماري مي‌تواند از داده‌هاي خام نتايج حيرت‌آوري به دست دهد. مثلاً نقاط احتمالي مخفي شدن مجرمين و حتي فاصله احتمالي تا اين افراد را به نشان دهد.

نقشه‌ جرم: تجسم عيني جرائم

        يكي از ضرورت‌هاي نقشه جرم ساختن نقشه‌هايي است كه به استفاده از تصاوير مشهود و نقاط مرجع عيني، به درك دورنما و ماهيت جرم و ويژگي مجرمين يك منطقه كمك كند. اين چنين نقشه‌اي براي مسؤولين، فرماندهين، پرسنل قضايي و انتظامي و حتي شهروندان بسيار قابل فهم است و به مصداق ضرب‌المثل «يك تصوير ارزش هزاران كلمه را دارد» (يا به قول خودمان شنيدن كي بود مانند ديدن!) بسيار نزديك است. استفاده از نقشه‌هاي ديجيتال و نمادها و رنگ‌هاي گويا در نقشه‌هاي واقعي شهر درك جديدي از ارتباط جرم، مجرم و قرباني و اهداف جرم و نيز شاخص‌هاي زماني و مكاني آن ايجاد مي‌كند كه قبلاً به سختي با اعداد و ارقام در اذهان نقش مي‌بست، نكته‌ جالب توجه اينكه با استفاده از اين سامانه مي‌توان صحنه جرم و جنايات را به‌طور ملموس و دقيقي از نظر ارتباطات زماني و مكاني بازسازي كرده و قضاوت را آسانتر كرد.

مراحل ايجاد نقشه جرم:

1-     آموزش پرسنل يك نكته كليدي است چرا كه بايد مطمئن باشيم اين سامانه در صورت راه‌اندازي كيفيت بالايي را ارائه مي‌‌دهد و جوابگوي نيازهاي فوريتي و معمول مسؤولين عملياتي خواهد بود.

2-     ايجاد يك‌سري مجموعه‌هاي اطلاعاتي از داده‌هاي مرتبط با نقاط، خطوط، نواحي، محله‌ها، خيابان‌ها، كوه‌ها و كوچه‌ها، درياچه‌ها و رودخانه‌ها و مسيل‌هاي آب، فضاهاي سبز و باغها، اماكن تجاري و عمومي، مراكز آموزشي و… در واقع نقطه شروع اصلي براي تهيه نقشه جرم است.

3-     مشخص كردن ميزان دسترسي افراد حقيقي و حقوقي به داده‌هاي مربوط به جرايم (از جمله مجرمين، حوادث و جرائم، جنايات، قربانيان، اطلاعات منطقه جرم و…) با مشورت مسؤولين قضايي و در ارتباط با سامانه اطلاعات قضايي مرحله مهم بعدي است.

4-     مي‌توان داده‌هاي تصويري شامل بررسي گلوله‌ها، تصوير صحنه حادثه و مانند اينها را به اماكن جغرافيايي جرم Link كرد تا افراد با توجه به اطلاعات از آن استفاده كنند.

5-     تكميل كردن نقشه جرم و تغييرات دائمي آن بايد با استفاده از نمادهاي مناسب مرحله پاياني و ادامه‌دار نقشه‌برداري جرم انجام شود.

مشكلات احتمالي در تهيه نقشه جرم:

         ناكافي بودن پرسنل مورد نياز يا آموزش ناكافي آنها، كمبود اعتبارات، عدم وجود سامانه‌هاي رايانه‌اي با كيفيت مورد نياز، و عدم توجيه مناسب مسؤولين سازماني مي‌تواند از موانع احتمالي پيش‌رو براي نقشه‌برداري جرم باشد كه مي‌توان با تدبير مناسب از آنها پيشگيري كرد.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:45  توسط احمد  | 

نقش فناوري نانو در توسعة صنعت مغناطيس

 

 

 

 

يکي از حوزه هایي که انتظار مي رود فناوري نانو اثر فراواني بر پيشرفت آن داشته باشد، مغناطيس  ها و مواد مغناطيسي است. با ورود نانوفناوري به علم و صنعت مغناطيس، بهبود زيادي درکيفيت مغناطيس ها يجاد شده است و مغناطيس هايي با ابعاد کوچک و نيروي مغناطيسي بزرگ ساخته شده اند. نوشتار زير برگرفته از گفتگويي با سيد علي سيدابراهيمي، دکتراي مواد مغناطيسي و عضو کميته نانوفناوري در دانشکده فني دانشگاه تهران است. دکتر سيدابراهيمي در اين گفتگو به بيان نقش نانوفناوري در پيشرفت مغناطيس ها پرداخته  است:

مغناطيس‌هایي کوچک و مثال موتور ساعت مچي

نانوفناوري با قابليت ها و توانيي هيي که دارد، نقش مهمي را در توسعه و پيشرفت علوم و صنيع يفا خواهد کرد و کارهيي را انجام خواهد داد که قبلاً انجام آن ممکن نبوده است؛ به عنوان مثال، شما مي‌خواهيد موتوري را بري يک ساعت مچي طراحي نمييد، طبعاً ين موتور کوچک خواهد بود و اندازة اجزي آن نيز کوچک‌تر خواهد شد و نمي‌توان از مغناطيس‌هي معمولي و بزرگ بري ساخت آن استفاده کرد. بري ساخت ين موتور بيد از مغناطيس‌هي قوي و کوچک استفاده نمود. اما ساختن ين مغناطيس‌هي کوچک با فناوري معمولي ممکن نيست و احتياج به فناوري پيشرفته‌تري دارد. يکي از توانيي‌هيي که نانوفناوري يجاد مي‌نميد، قابليت ساختن مغناطيس‌هي کوچک است.

در بعضي از پودرهي مغناطيسي، کيفيت مغناطيسي با کاهش ابعاد ذره‌هي پودر بهبود مي‌يابد. فريت‌هي مغناطيسي که مواد مغناطيسي سراميکي هستند از ين دسته‌اند. ين فريت‌ها شامل مغناطيس‌هي سخت (مغناطيس‌هي ديمي) و مغناطيس‌هي نرم (مغناطيس‌هي موقتي) هستند. در ين فريت‌ها، با کاهش ابعاد ذره‌هي پودر تا ابعاد 500 تا 100 نانومتر، مي‌توان به مغناطيس‌هيي با کيفيت بسيار خوب دست يافت.

 

امروزه نانومغناطيس‌‌ها همچون سير مغناطيس‌ها گسترة کاربرد وسيعي دارند. يکي از کاربردهي اصلي نانومغناطيس‌ها، استفاده از آنها در محيط‌هي ذخيره‌سازي اطلاعات (Recording media) است. صفحه‌هي مغناطيسي ذخيره‌سازي اطلاعات، مثالي از ين محيط‌ها هستند. سطح ين صفحه‌ها از جنس ذره‌هي مغناطيسي است. ين ذره‌ها بيد بسيار ريز و داري دانه‌بندي يکنواخت باشند. با استفاده از نانوفناوري امکان ساخت ين ذره‌‌ها فراهم شده است.

کاربرد ديگر نانو مغناطيس‌ها در ساخت موتورهي الکتريکي کوچک است. هنگامي که ين موتورها کاربردهيي ظريف و حساس دارند، مغناطيس‌هي استفاده شده در آنها با فناوري نانو ساخته مي‌شود.

نانومغناطيس‌ها در صنيع الکتروفتوکپي نيز استفاده مي‌شود. جوهرهي استفاده شده در ين صنيع، داري پودرهي نانومغناطيس هستند.

از زمينه‌هي جديد بري کاربرد نانوذره‌هي مغناطيسي، توليد ميع‌ها و سيال‌هي مغناطيسي است. ين مواد در براده‌برداري از سطوح و تصفيه آب مطرح هستند. صنيع پزشکي و بيولوژي يکي از زمينه‌هي بزرگ بري استفاده از نانومغناطيس‌ها هستند که در آنها نانوفناوري و زيست‌فناوري با هم تلاقي پيدا مي‌کنند. علاوه بر ين موارد، نانومغناطيس‌‌ها در صنيع نظامي، ريانه،‌ برق و خودرو نيز کاربرد دارند.

در بسياري از کاربردهيي که ذکر گرديد،‌ محصولات نانومغناطيس‌ها وارد بازار شده‌اند.‌ متأسفانه در کشور ما به علت ضعف صنعت مغناطيس و عدم آشنيي توليدکننده‌ها با فناوري نانو،‌ توليد نانومغناطيس‌ها مطرح نيست.

بالای صفحه

 

امروزه بيشترين استفاده از نانومغناطيس‌ها به توليد نانوپودرهي مغناطيسي مربوط مي‌شود. البته در کنار ين پودرها،‌ قطعه‌هي مغناطيسي هم مورد استفاده هستند،‌ اما چون با کاهش ابعاد ذره‌هي پودر، کيفيت قطعه‌هي مغناطيسي هم بهبود مي‌يابد، بيشتر روي پودرها تکيه مي‌شود. ساخته‌شدن پودرهي مغناطيسي در ابعاد نانو مي‌تواند انقلابي در صنعت مغناطيس ايجاد نميد.

 

بري توسعة صنعت نانومغناطيس در کشور بيد مشکلات توسعة فناوري نانو حل شود. بري برطرف‌کردن برخي از ين مشکلات، بيد تعريف مناسبي از جيگاه تحقيقات در دانشگاه‌ها اريه شود. در حال حاضر بودجه‌هي تحقيقاتي بين وزرات‌خانه‌هي مختلف توزيع مي‌شود و دانشگاه‌ها بري کسب بودجه بري تحقيقات مجبور به مراجعه به ين وزارت‌خانه‌ها هستند. مبحث نانوفناوري، مبحثي است که در چند سال اخير مطرح شده است و حتي در کشورهي پيشرفته هم موضوعي نو شمرده مي‌شود؛ بري پيشرفت در ين فناوري بيد به دانشگاه ها مراجعه نمود چون دانشگاه‌ها در صف مقدم علمي کشور هستند و براي پرداختن به مباحث علمي روز دنيا بيشترين صلاحيت علمي را دارند.

از طرف ديگر فعاليت هاي ستاد نانوفناوري بايد پيدار و هدفمند باشد. تصميم هاي اين ستاد بايد به صورت متمرکز باشد و از اعمال سليقه در آنها و تعدد مراکز تصميم‌گيري دوري شود. اولويت‌ها در اين مرکز مشخص شود و بودجه‌ها و کمک‌هاي تعيين‌شده از جانب اين مرکز به طور مناسبي توزيع گردد. به اين شکل متخصصان و پژوهشگران دلگرم مي‌شوند و در نتيجه نانوفناوري در کشور پيشرفت مي‌نميد.

علاوه بر آنچه گفته شد براي پيشبرد صحيح فناوري نانو بايد تمامي اطلاعات مربوط به آن را تا حد ممکن گردآوري کرده و در اختيار افراد توانايي قرار داد که بتوانند آينده را ترسيم و برنامه‌ي مشخص براي آينده فناوري نانو در کشور ارايه نمايند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:43  توسط احمد  | 

روابط عاشقانه دختر و پسر

نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است ؛
الف ) تعريف عشق
نويسنده پس از آنكه از قول مولانا و محي الدين عربي مي آورد كه هر كس عشق را تعريف كند ، آن را نشناخته است ، تعريف مرحوم دهخدا از عشق را آورده و نهايتا سخن سهروردي را نقل مي كند كه عشق افراط الحب ( محبت شديد ) است . نكتة مهمي كه در ارتباط عاشقانه بين دختر و پسر مفيد و قابل توجه است اينكه از نگاه ابن مسكويه رازي ، عشق افراط در محبت است و از دوستي خاص تر و محدودتر است و عشق جز بين دو نفر امكان ندارد .
اما عشق از سويي « شيفتگي » كه محبت شديد اما يك طرفه است متمايز است و از سويي ديگر : عشق از « هوس » كه ترابط بين افراد فراوان است ، متمايز مي شود . كلام و نگاه عاشقانه ، صادقانه و خالصانه است اما كلام و نگاه هوس آلود مبتني بر دروغ ، ريا و نفاق است . محور عشق ، دگر خواهي است و محور و مدار هوس ، خودخواهي و ...
در اين مقاله بدون بحث از حسن و قبح عشق ، عشق در معناي محبت شديد بين دو فرد بعنوان يك واقعيت ( Fact ) بيروني و برخي ابعاد و اوصاف و شرايط آن مورد توجه و بحث قرار مي گيرد .
ب ) اقسام عشق
عشق در يك معنا به دو قسم حقيقي و مجازي تقسيم مي شود . در عشق حقيقي ، محبوب خداوند و صفات و افعال اوست و لكن در عشق مجازي محبوب و معشوق ، ظواهر دنيوي است و رابطة عاشقانة دختر و پسر نيز از اقسام عشق مجازي و از مصاديق عشق زميني محسوب مي گردد.
از نگاهـي ديگر مجموعة روابط عاشقانة زن و مرد در چهار شكـل « عشق مرد به مرد ، مرد به زن ، زن به زن ، زن به مـرد » خلاصـه مي شود . در روابط دختر و پسر يك شكل ( يعني عاشق پسر و معشوق دختر ) بسيار كثيرالمصداق تر و متدوال تر است ، زيرا ؛
اولا : زن از مرد و به تبع آن دختران از پسران زيباترند و زيبايي نيز عشق آفرين است . از آنجا كه زنان و دختران در مقايسه با مردان و پسران عموما و غالبا زيباترند و در نتيجه مجذوب ، محبوب و معشوق پسران واقع مي شوند .
ثانيا : شايد در فلسفة چنين زيبايي براي دختران در مقابل پسران بتوان گفت كه خالق آدميان ، از آن رو جنسي را بر جنس ديگر ترجيح داد كه تـوازن بين اين دو جنس در بعد « جسمـي» برقرار گردد . اگر آدمـيان داراي سه بعد « قلب و دل » ، « عقـل » و « جسم » اند ، غالبا پسران از دختران در حوزة جسمي نيرومند تر و قوي ترند ، اما زيباتر بودن دختران از پسران باعث مي شود كه پسران با همة قدرت ، ادعا و... اسير دختران شوند و در روابط عاشقانه براي آنها فداكاري كنند ...
ثالثا : هويت جنسي دختر و پسر همسان نيست ( گر چه هويت انساني برابر دارند ) و چون دختران زيباترند ، اگر زيبايي هاي خود را نابجا عرضه كنند ، هم ارزان فروخته مي شوند و هم ممكن است برايشان خطرساز باشد . از اين رو پوشش براي دختران جوان و مؤمنه توصيه شده است و فلسفة حكم حجاب و پوشش را بايد در زيبايي دختران نسبت به پسران ديد.
رابعا : از آنجا كه عشق و زيبايي قرين يكديگرند و نيز دختران مظهر و نماد زيبايي اند ، از اين رو حتي در توصيف و بيان زيبايي معشوق حقيقي نيز از ويژگي هاي زنان و دختران ( چشم ، ابرو ، لب ، خال ، زلف ، گيسو و ... ) بهره برده اند . چناچه امام خميني  (ره) در توصيف خالق هستي مي سرايد :
ج ) كتمان يا اعلان عشق
در احاديث شيعي « كتمان عشق » مورد توجه قرار گرفته و آمده است : آنكه عاشق گردد ، پس آن را كتمان كند و عفيف بماند و بميرد ، شهيد است . و يا : كسي كه عاشق شود و آن را كتمان كند و عفيف بماند و صبر كند ، غفران خدا براي اوست و او را داخل بهشت مي كند.
چند نكته از احاديث فوق قابل استنتاج است :
1) تعبير عف يعني عفيف و پاك بودن عشق ، مربوط به عشق مجازي است و عشق حقيقي آلوده و غير عفيف نمي تواند باشد . پس مراد از عشق در اين روايات ، حداقل عشق مجازي نيز هست .
2) اين احاديث تصريح ندارند كه عاشق ، عشق را از چه كساني مخفي دارد . پاسخ صحيح تر آن است كه فرد عاشق ، عشق خود را نه از معشوق ، بلكه نسبت به ديگران كتمان كند و بپوشاند و پرده دري نكند . اين تلقي از آن رو اهميت دارد كه عشق را معارض نيك نامي و قرين با پرده دري مي دانند . به قول حافظ :
 اي دل اندر عاشقي تو نام نيكو ترك كن          كه ابتداي عشق رسوايي و بدنامي است آن
و به قول سعدي :       سعديا دور نيك نامي رفت                نوبت عاشقي است يك چندي
3) تأكيـد برعشق كتمان شده و قرين با عفاف براي كسب بالاترين درجه و مقام ( رسيدن به مقام شهادت ) ، به معناي مراتب پائين تر و كم امتياز تر عشق مجازي نيست ، مثلا اگر عاشقي با رعايت عفاف ، در رعايت شرط كتمان كاملا موفق نباشد ، گر چه اجر شهيد ندارد ، اما معلوم نيست اين عشق را بتوان مطرود و مذموم تلقي نمود.
4) گاهي شكل ظهور و محمل تجلي عشق براي رعايت عشق ، محمل هاي موجه و مقبول است . مثلا در عين اينكه دختر و پسري سوزها و گدازها ، بي خوابي ها ، آتش ها و .. را واجدند ، اما اين معاشقه بين آنها در قالب كار اداري ، علمي ـ پژوهشي ، فعاليت هاي اجتماعي و… ظهور و نمود پيدا مي كند .
5) علاوه بر دو راه « بي عشقـي و نيك نامي » و « عاشقي و رسوايي و بدنامي » مي توان گـروه و گزينة سومي فرض نمـود كه هم عاشق اند و هم با كتمان سر ، نيك نام و سالم مي مانند . اين نگاه به عشق چقدر با روابط ناسالم هوس آلود كه نام عشق بر آن مي نهند و در جامعة ما وجود دارد ، متفاوت است .
د ) علم قبل از عشق و بعد از آن
اگر مركزي ترين و محوري ترين بحث در روابط دختر و پسر ، عشق و رابطة عاشقانه است ـ زيرا بنياد خانواده نياز به وجود عشق دارد ـ اما مهم ترين ويژگي عشق ، ارتباط آن با علم و آگاهي است . علم و عشق از دو جهت رابطه دارند : علم پس از عشق و قبل از آن .
علم پس از عشق بدين معني است كه دختر و پسري از شكل گيري رابطة عاشقانه ، نسبت به هم شناخت ، آگاهي و علم پيدا كنند . به تعبير حضرت امير در نهج البلاغه ( خطبه 109 ) كسي كه عاشق چيزي شود ، چشم اش كج و قلب اش مريض مي شود و با چشم غير درست مي بيند و با گوش ناشنوا مي شنود . علم پس از عشق چندان معتبر و دقيق نيست و چنين رابطة عاشقانه اي اگر در همين سطح بماند ، آسيب پذير است.
اما علم قبل از عشق ، يعني قبل از آنكه دختر و پسري به يكديرگ دل بسپارند ، بايد آگاهانه و با شناخت و علم از يكديگر به هم نزديك شوند . اگر رابطة عاشقانه متكي به آگاهي هاي لازم فردي و اجتماعي مخاطب باشد ، اين رابطه به زودي آسيب نمي بيند و در صورت تأسيس خانواده به تبع آن نيز ، اين خانواده پايدار و آرام و ماندگار خواهد بود.
هـ ) نتيجه گيري
1) در يك نگاه مي توان گفت كه دختر و پسر براي يكديگر خلق شده و در كنار هم مكمل يكديگرند . ولي براي اينكه اين تعامل شكل سالم بگيرد ، اولا : بايد در قالب عشق باشد و از اين دوستي هاي ناسالم و ارتباطات فاسد رهايي پيدا كنيم . ثانيا : بايد بدانيم كه سالم ترين ارتباطات دختر و پسر در فضاي خانواده ثمر داده و نمود مي يابد . از اين رو بهترين رابطة عاشقانه دختر و پسر ، آن شكلي است كه منتج به نهاد مقدس خانواده شود ؛ از نيازهاي دختران و پسران ، نيازهاي جنسي است و مدعا آن است كه تنها يك دختر و يك پسر در قالب موجه و مشروع مي توانند نياز جنسي خود را برآورده نمايند و اين بستر مناسب ، خانواده است .
2) جداي از نگاه هاي مذموم امثال امام محمد غزالي و ملامحسن فيض كاشاني به عشق ، مي توان گفت كه بهترين و عميق ترين غذاي دل ، عشق است . اما بايد به قول دكتر علي شريعتي بين عشق و ايمان پل زد تا از آفات آن مصون ماند . شريعتي ايمان بي عشق را زنداني پر از زنجير و غـل و بند مي داند كه روح را مي ميراند و دل را ويرانه مي سازد . ( گفتگوهاي تنهايي ، ص 86 ) .
همان گونه كه عشق بي ايمان آسيب زا است ، در آسيب شناسي روابط عاشقانة دختر و پسر بايد توجه داشت كه عشق مبتني بر جهل و عـدم آگاهي و صرفا متكي بر احساس نيز سوزنـده است و ممكن است منجر به شكست در روابط عاشقانه شود . از اين رو هرگز نبايد به داده هاي محصول عشق بسنده نمود و پيش از ورود به فضاي عشق ، نبايد آن را آسان گرفت كه به قول حافظ :
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها          كه عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشكل ها


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:42  توسط احمد  | 

تسخير و غارت كاخ مداين توسط اعراب و سرنوشت فرش بهارستان

بالاخره سپاه اعراب در سال 14 هجري پس از تسخير ساحل چپ فرات ، در محل قادسيه به سرداري سعد بن ابي وقاص ، ايرانيان را كه تحت فرمان رستم پسر فرخزاد بودند ، شكست دادند و درفش كاويان ، يعني پرچم ملي ايرانيان را به غنيمت بردند .

دو سال بعد ، يعني در سال 16 هجري ، مداين ، پايتخت ساسانيان ، به تصرف اعراب درآمد . اعراب طبق معمول به غارت پرداختند . به هر يك از 60.000 عربي كه در اين نبرد شركت داشتند 12000 دينار رسيد و از جمله غنايم اين جنگ ، فرش بزرگ و بي نظيري بود كه آنرا بهارستان مي خواندند .

وصف مداين و فرش بهارستان :

مولف حبيب السير در اين مورد چنين مي نويسد : « چون سعد از فرار يزدجرد وقوف يافت ، به دل جمع و خاطر مطمئن به مداين درآمده نظر بر آن قصور منقش و منيع و ايوانهاي دلكش رفيع انداخت و آن اموال لاتعد و لاتخصي و اجناس بيحد و قياس ديد ، زبان به حمد مهيمن منان ، گردان ساخت و ضبط غنايم را به عهده عمر بن مقرن مزني كرده آن مقدار اشياء نفيسه و اقمشه ظريفه و اواني نقره و طلاو فرش و بساطهاي گرانبها به دست آمد كه وصف آن با مداد و قلم و دست ميسر نباشد و از آن جمله فرشي بود ابريشمي 60 گز در 60 گز كه اطراف آن به زمرد آراسته بود . و 18 ارش از آن فرش به جواهرات غير مكرر تزيين داشت ، چنانچه  ده ارش از زمرد سبز بود و ده ارش از بلور سفيد و ده ارش از ياقوت سرخ و ده ارش از ياقوت كبود و ده ارش از ياقوت زرد . و در حواشي و جوانبش ، انواع گلستانها و گلها و درختان از جواهرات آبدار و گوهرهاي شاهوار بافته بود و آن را بهارستان نام نهاده . و ملوك عجم در فصل زمستان آن فرش را گسترانيده ، مجلس عشرت مي آراست و ميان زمستان را اولين ايام بهار مي پنداشتند .

القصه سعد از آن غنايم خمس جدا كرد ، نهصد شتر جهت حمل آن ترتيب نموده و به مدينه فرستاد و مابقي را بر شصت هزار سپاه عرب تقسيم نمود . به دست هر سواري 12 هزار دينار رسيد و چون اموال خمس و خبر فتح مداين ، به مدينه رسيد ، عمر بسيار هيجان زده و خوشحال گشته و آن امول را بخش كرد ، و فرش بهارستان را كه به محض رويت موجب نشاط و انبساط خاظر ميگشت ، قطعه قطعه كرده و بين مسلمين تقسيم نمود ، به روايتي تكه اي از آن كه نصيب علي ابن ابيطالب گشته بود توسط آن جناب به بيست هزار دينار فروخته شد .»

اعراب در تيسفون غنايم فراواني به دست آوردند كه عبارت بود از مقادير زيادي ظروف طلا و نقره مزين به صورت انسان و حيوان و سنگهاي قيمتي ، پارچه هاي ابريشمي ، زربفت ، قاليهاي زيبا و بسيار گرانبها ، بردگان بسيار از زن و مرد و اسلحه و اموال فراوان ديگر .

شهر تيسفون  ويران ، غارت و سوزانده شد و ديگر در هيچ عهدي احياء نگشت ، بخشي از ساكنان شهر كه نتوانسته بودند فرار كنند ، كشته شدند و زنان و مردان زيبا روي ايراني اسير و به بردگي برده شدند .

سطح فرهنگ و تربيت سپاهيان عرب و حتي سرداران بزرگ ايشان ، به قدري نازل بود كه از درك ارزش اشيائي كه با چنان هنرمندي و چيره دستي ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنايم را تقسيم كردند . بدين ترتيب كه ظروف زيباي طلا و نقره كه از لحاظ هنري بي بديل بودند ، ذوب كردند و به شمش مبدل ساخته و پارچه هاي زربفت و زيبا را قطعه قطعه كردند .

تصرف پايتخت ساسانيان و ويران شدن آن به دست تازيان تاثير شديد و بسيار بدي در مردم ايران كرد و اندك اندك ايرانيان فهميدند كه حمله اعراب نه فقط غارت اموال و نفوس آنان و بلكه غارت و فرهنگ و تمدن درخشان ايراني مي باشد .

اطرافيان يزد گرد در مقام گردآوري قوا برآمدند ولي فكر تجزيه طلبي سران نظامي نمي گذاشت كه به نداي شاه پاسخ مساعد بدهند .

يكي از آثار شوم و بسيار زيان بخش حمله اعراب به ايران ، محو آثار علمي و ادبي اين مرز و بوم بود . اعراب جاهل كليه كتب علمي و ادبي را ، به عنوان آثار و يادگارهاي كفر و زندقه از بين بردند ، سعد وقاص پس از فتح پارس و تسخير مداين و دست يافتن به كتابخانه ها و منابع فرهنگي ايران ، از عمر خليفه وقت كسب تكليف نمود ، خليفه در جواب نوشت :« كتابها را در آب بريزيد زيرا اگر در آنها راهنمايي باشد با هدايت خدا و قران از آن بي نيازيم و اگر متضمن گمراهي است ، وجود آنها لازم نيست ، كتاب خدا براي ما كافيست .»

پس از وصول اين دستور سعد وقاص و ديگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقيق ملل شرق نزديك را به دست آب و آتش سپردند .

در اثر غنايم فراواني كه پس از تسخير مداين به مدينه فرستاده شد ، اعراب بيشتري به طمع غارت و چپاول بسيج و راهي ولايات ايران شدند ، اندكي بعد سراسر خوزستان به تسخير تازيان درآمد ، يزدگرد پادشاه ساساني براي نجات قسمت شرقي ايران به جمع قوا پرداخت و سرانجام در حدود نهاوند بين طرفين جنگ سختي درگرفت كه به پيروزي اعراب منجر گشت . اعراب فتح نهاوند را كه اهميت فراواني براي آنها داشت فتح الفتوح مي خوانند  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:41  توسط احمد  | 

عشاير و هويت ملي

اوراق تاريخ ايران، مشحون از تحركات ايلي و عشايري است كه وفاداري آنها را به ايران نشان مي دهد. بدون ترديد، تاريخ هر كدام از ايلات و قبايل عشايري ايران را ورق بزنيم، حكايات بسياري از فداكاريهاي آنها را در راه وطن مشاهده مي كنيم و اين بدان معناست كه عشايري بودن، تنها يك شيوه زيست است كه به اقتضاي شرايط اقليمي و زيست محيطي براي تأمين معاش برگزيده شده است و عنوان عشاير و زندگي سيار كوچ نشيني، هيچ گاه آنان را از علايق ملي و تمركز حواس و ثبات عزم نسبت به مام وطن غافل نساخته است.

يكي از مواردي كه نشان آشكاري از پيوند عشاير با ايران و هويت ملي ايراني است، نفوذ عميق فرهنگ و ادب ايراني است. بديهي است كه زبان و ادبيات به عنوان اركان مهم فرهنگ جامعه، محتواي هويت يك جامعه را تشكيل مي دهند و متون ادبي به عنوان نماد ادبيات و فرهنگ محسوب مي شود. در مكتب خانه هاي قديم، ملّاهاي عشايري كتابهاي بوستان و گلستان سعدي و شاهنامه فردوسي را به عنوان متن درس مورد استفاده قرار داده به فرزندان عشاير مي آموختند. در اين ميان شاهنامه در ميان عشاير از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. محقق و عشاير پژوه ارجمند، آقاي دكتر جواد صفي نژاد، در اثر ارزشمند خود، عشاير مركزي ايران شرح مبسوطي از پيوند ماهوي و عاشقانه عشاير بويراحمد و بختياري و قشقايي و لرستان با شاهنامه را آورده و مواردي را كه خود شاهد آن بود، ذكر كرده است. ايشان نقل مي كنند:

         در تير ماه 1362 كه در منطقه سفيدار در طايفه قايد گيويها بودم در «مالي» به مناسبتي جواني ابياتي از شاهنامه را قرائت كرد. نگارنده هم در همان زمينه به جواب پرداخت، كار شاهنامه خواني بالا گرفت، ناگهان جوان شاهنامه خوان از مجلس كه حدود 10 تا 12 نفر در آن حضور داشتند بيرون رفته و داخل يكي از چادرها شد پس از زمان كوتاهي به مجلس بازگشت، مشاهده گرديد كه نامبرده چقه جنگ پوشيده و تفنگ برنو لوله بلندي به دوش انداخته در مقابل ما نشست، تفنگ را در كنار خود ستون نمود، با يك دست تفنگ را نگه داشته، دست ديگري را روي گوش خود گذارده با صداي بلند و سوزناكي خواندن مجدد شاهنامه را آغاز نمود و از اين خواندن همه حاضرين متأثر شده بودند. 1

سر اوستن هنري لايارد، ديپلمات انگليسي، كه در سالهاي 1839-1842 ميلادي به ايران مسافرت كرد، پس از شركت در يكي از مراسم شعرخواني در ايل بختياري، تحت تأثير قرار گرفته و مشاهدات خود را اين گونه ذكر كرده است:

          من بارها در قرارگاه محمدتقي خان شاهد و ناظر مراسم شعرخواني بودم و متوجه شدم كه خواندن اشعار و سرودهاي رزمي چه تأثير عميقي بر روي مردم كوه نشين بختياري به جاي مي گذارد ... آنان تا پاسي از شب در اطراف محمدتقي خان كه بر روي فرشي در كنار شعله هاي آتش نشسته بود جمع مي شدند و به آواز شفيع خان كه با صداي بلند مشغول خواندن شاهنامه يا داستان خسرو شيرين و ساير شعراي ايراني مانند حافظ و سعدي بود گوش مي دادند ... محمدتقي خان نيز مانند ديگران تحت تأثير اين گونه صحنه ها قرار مي گرفت.

من يك شب در اندرون شاهد بودم كه هنگامي كه يكي از داستانهاي مورد علاقه اش خوانده مي شد مانند يك طفل شروع به گريه نمود. وقتي من در نهايت تعجب به او گفتم شما در جنگهاي بسيار شركت جستيد و دشمنان فراواني را به دست خود به قتل رسانديد، چگونه از شنيدن چند بيت شعر اين چنين منقلب مي شويد؟ در پاسخ گفت: صاحب، نمي توانم جلو اشكهايم را بگيرم، اين اشعار قلب مرا مي سوزاند. 2

اين پيوند با هويت ايراني است كه عشاير را با ايران پيوند مي دهد و آنان براي حفظ تماميت آن، يا خود دولت تشكيل مي دهند يا در مواقع نياز دولتهاي مركزي را ياري مي كنند. بر پايه چنين يگانگي ميان عشاير و دولت مركزي و ايران است كه حكيم الهي در هشتم ذيقعده 1314 به ميرزا علي خان امين الدوله، صدراعظم مظفرالدين شاه، توصيه مي كند:

         تاريخ به ما آموخته است كه بهترين مدافعين در همه دوران، عشاير كوچ رو ايران بوده اند. از زمان مادها و فتح اسكندر تا زمان صفويه، عشاير براي كشور ايران نيروي قوي، مخلص و وفادار بوده اند كه مي توان روي آنان حساب كرد... در گذشته، شاهان هميشه به دنبال اين بودند كه عشاير را نسبت به سرنوشت كشور حساس كنند. آنان اغلب با ايجاد پيوندهاي زناشويي بين دختران خوانين و رؤسا، همبستگي و اتحاد ميان خود و ايلخانان را بيشتر و محكم تر مي كردند. بدين وسيله شاهان مي توانستند به هنگام گرفتاري، از پشتيباني مطمئن و محكم آنان بهره مند گردند ... در گذشته به هنگام جنگ، شاهان از اين قدرت استفاده مي كردند و تنها با همين قدرت بود كه حدود 600 سال تاج و تخت هخامنشيان در امان ماند. داريوش كبير، رؤساي ايلات را در گارد مخصوص خود ثبت نام كرده بود، گارد شاهنشاهي به عنوان گروهي مطيع و مغلوب نشدني درنظر گرفته مي شد. به حدي خوانين ايلات از خود شجاعت و خلوص نشان مي دادند كه شاهان اغلب به دنبال عشاير بودند و از هيچ فرصت مناسبي براي نزديك تر كردن خود به آنان، و برقراري اتحاد مستقيم فروگذاري نمي كردند؛ زيرا عشاير ارتش مهمي براي دفاع از مملكت به شمار مي رفت ... به لطف همكاري عشاير بود كه صفويه توانست به قدرت برسد. كريم خان زند ... از ايل زند برخاسته بود و اغلب از ايلات ديگر هم استمداد مي جست ... آغامحمد خان، بنيانگذار سلسله قاجار، از ايلات ترك بود و هميشه سعي مي كرد همه ايلات ايران را با هم متحد نمايد ... نبايد فراموش كرد كه ايران در مجموع مانند ارگانيسمي است كه عشاير حكم استخوان بندي آن را دارند و اين اسكلت باعث حفظ گوشت و قلب مي شود. 3

 

‌ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:40  توسط احمد  | 

مقاله

عـنـوان مقاله :روشهاي اجتناب ازازدواج
نويسنده مقاله : علي هزاريان



ازدواج يك سنت ديرينه الهي و اجتماعي است كه از زمانهاي بسيار كهن و از آغاز زندگي اجتماعي انسان مرسوم بوده است . ازدواج ميثاق مقدسي است كه در آن مرد و زن زندگي مشترك خود را پايه گذاري مي كنند .همه اديان الهي بويژه دين مبين اسلام بر اين سنت ديرينه و نياز خواست طبيعي انسان تاكيد فراوان دارند ، به طوري كه پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد : «هيچ بنائي در نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نيست»  
1-عوامل موثر درازدواج
 

در بحث ازدواج رعايت عواملي چون عوامل اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي ،ميزان تحصيلات ، اخلاقي و رواني ، سن ، شغل در ازدواج موثرند و عدم رعايت آنان احتمال پيدايش ناسازگاري ، كجروي و جدائي را افزايش مي دهد .
2-هدف هاي سازنده ازدواج  
در قرآن كريم سوره دوم آيه 21 خداوند متعال فرموده است :

و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسلنو اليها و جعل بينكم موده رحمه ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون  
((يكي از نشا نه ها ي لطف الهي
آن است كه براي شما آدميان از جنس خودتان همسراني آفريد كه كنار اوآرامش يافته ، باهم انس بگيريد و ميان شما رأفت و مهرباني قرار داده، در اين امر نشانه هايي است  براي آنان كه تفكر مي كنند. ))

در جهان بيني اسلام  هدفها ي ازدواج و تشكيل خانو اده  مهم و متعدد بوده كه اهم آنان  به شرح  زير مي باشد .
 1-پاسخ به نداي غريزه و فطرت  
2-ايجادكانون آرامش وامنيت براي زوجين
3-داشتن فرزندان صالح وسالم ومفيدبراي خودوجامعه
4-حفظ عفت وپاكدامني         
5-دوستي ومحبت وعشق
6-ايجادسنت رسول(ص)
7-تامين سلامت جسم وروان وبرقراري تعادل دروجود آدمي
8-كمك به تعادل ورشد يكديگر     
 بنابر هدفهاي فوق الذكر ازدواج بايد بر اساس مهرو محبت و همكاري همدردي، تفاهم ،گذشت ،انسان دوستي و فداكا ري  متقابل باشد ،در غير اين صورت با داشتن هدفهاي انحر افي ازدواج دچار نابساماني ، تزلزل ، سرخوردگي ، احساس پوچي شده و به طلاق كشيد ه مي شو د .
3- هدفها ي انحرافي ازدواج  
نمونه هايي از ازدواج با هدفها ي انحرافي  عبارتند از ثروت ،ب
راي صلح وآشتي ، به خاطر زيبايي ، به خاطر عنا وين شغلي و سياسي ، به خاطر عناوين علمي،كلفت به جاي همسر، به خاطر سوء استفاده ،به خاطرجلب رضايت والدين يا خويشاوندان به خاطر شهرت و پيشرفت ازدواج به خاطر  ترحم و يا تحصيلات بالا .              در چنين ازدواجهايي فرد بدو ن تو جه به جميع  جو انب و مسا ئل فقط يكي از ابعاد را مورد توجه قرار مي دهد و عوامل ديگررا نا ديد ه مي گيرد كه  منجر به ناسازگاري و عدم يك زند گي سالم مي شود كه اينك نمو نه هاي فو ق به طو ر اختصار مو رد بحث قرار مي گير ند .  
 
1-3- ازدواج به خاطر ثرو ت :  
ثروت يك عا مل  گول زننده است و اين امر بسياري را در
ازدواج دچار مصيبت كرده است . نمونه اي از دختر جواني كه با القاي خانواده يا ديگران  با پيرمردي که تفاوت سني زيادي دارند ازدواج مي كند و بعد به علت عدم تفاهم و حتي به علت خسيس بودن آن فرد تحمل شرايط را ندارد وكار به جدايي مي كشد ويا پيش خود فكركندكه اين شرايط سخت را تحمل كنم تا او بميرد و ثروت را تصاحب كند واما چه بسا با آن سخت او از شوهرش زودتر بميرد نمونه ديگر كسي است كه بدون توجه به عوامل فرهنگي ، اجتماعي، سياسي اعتقادي فقط برمبناي ثروت باجوان ديگري ازدواج مي كند اما بعدا”به علت وجود تفاوتهاي عمده درابعاد مذكور دچارناسازگاري مي شودو  ناچار است با وجود يك يا چند فرزند  سرگردان و بي پناه بشود.        
  2-3- ازدواج به منظور صلح و اشتي                                     
گاهي اوقات  مدتها بين  دوخانواده يا بين دو قبيله قهر يا خصومتي ديرينه وجود
دارد ،درچنين وضعيتي ممكن است گروهي از بزرگسالان بر اين باور باشند كه با انجام يك ازدواج اين مشكل حل مي شود ، در واقع هدف خوشبختي دو جوان نيست ، بلكه هدف ايجاد روابط خسته بين دوخانواده يا دو فاميل يا دو قبيله است و حال قرعه به نام يك دختر و يك پسر مي افتد و با فشارها و تطميع و ساير شگردها دختر و پسر را راضي به ازدواج ميكنند ، درحاليكهآنها نه تمايلي به همديگر دارندونه شرايطي مساعدي براي همديگر دارند و در اينجا ست که اين دو ، قرباني تصميمات ديگران مي شوند. 
3-3- ازدواج به خا طر زيبايي  
برخي افراد اعم از زن و مرد تحت تاثير زيبايي و جمال گرفتار مي شوند و عمري را با ناراحتي و ملال مي گذر
انند . زيبايي و خوش قامتي نعمتي است كه خداوند عطا فرموده و بايد قدر و ارزشآن  را دانست ولي اين نعمت حسنه نبايد در ازدواج جاي ساير شرايط و عوامل را مانند بعد اجتماعي و اخلاقي وشخصيتي ، هوشي وتربيتي و مانند آن را بگيرد ، غالبا" ازدواجي كه بدون مكالمه و صرفا" برمبناي  زيبايي طرف مقابل انجام مي شود . به علت اختلاف درعوامل ديگر منجر به ناسازگاري و ناكامي و جدايي مي شود ،     بويژه كه عامل زيبايي به دلايل متعدد  مانند تصادفات ، بيماريها ، زايمانها ، بالا رفتن سن، چاق يا لاغر شدن و مانند آن مي تواند آسيب ببيند ، در نتيجه  ازدواجي هم كه فقط به خاطر آن انجام گرفته ، آسيب پذير است.
مسئله ديگري هم كه دراين رابطه وجود دارد احتمال از خودراضي بودن و مغرور بودن همسر زيبارو است كه گاهي براي همسرش غيرقابل  تحمل و پذيرش است .
4-3- ازدواج به خاطر عنا وين شغلي و سياسي :  
افرادي هستند كه عناوين شغلي
- سياسي براي آنان مهم است و خواهان قدرت و شهرت هستند . اينگونه افرد اعم زن و مرد ممكن است بخواهند اين نياز يا عقده حقارت خود را از طريق ازدواج رفع نمايند و عمرخود رابا كسب عناوين  شغلي و يا سياسي همسر خود معامله نمايند ، مانند مديركل ، معاون يا كارمند فلان وزارتخانه و... درواقع بدون توجه به اختلاف سني ، تحصيلي ، فرهنگي طبقه اجتماعي ، اخلاقي حاضر به ازدواج دوم يا سوم فرد با شد . اين نوع ازدواج  پس از مدتي ايجاد اختلاف و ناراحتي مي شود و فرجام كار هم جزتحمل شرايط نامطلوب يا طلاق  نخواهد بود .
5-3-ازدواج به خا طر عنا وين علمي :  
بعضي از دختران با سرعت تحت تاثير عنوانهايي چون دكتر
، مهندس و مانند آن قرار مي گيرند و علاقمند به ازدواج با مردي مي شوند كه يك عنوان علمي دارد وديگر عوامل اساسي و لازمه يك زندگي سالم را ناديده مي گير ند . به طوريكه بعضي ازدختران اظهار مي دارند شوهر من بايد دكتر باشد ، چيزهاي ديگرمهم نيست يا من دلم مي خواهد موقعي كه ديگران مي پرسند شوهرت چه كار مي كند ؟ بگويم دكتر يا مهندس است .                                                                        در اين نوع ازدواجها اگرعوامل ديگر ناديده گرفته شود پس از مدتي ارزش عنوان مهندس ودكتر درنظر دختركم و ناچيز مي شودو ناهماهنگيهاي اخلاقي ، فرهنگي، اجتماعي ، اختلاف سني و مانندآن زندگي را ناخوشايند و آزار دهنده مي نمايد به طوريكه ناچار مي شوند يا شرايط سخت را تحمل كنند يا جدايي را.                                  
6-3-كلفت به جا ي همسر   
گاهي مردي به خاطر ثروت يا قدرت يا رياست از موقعيت خود استفاده مي كند و به خواستگاري دختري از طبقه اجتماعي پايين تر مي رود وهدفش يك ازدواج واقعي نيست ، بلكه مي خواهد مشكل مادر از كارافتاده يا زن اول كه بيمار است ويا كارهاي عقب مانده منزل را كه همسرش نمي رسد انجام او به عهده بگيرد در اين شرايط ازدواج باسرعت واطاعت خانواده دختر انجام مي گيرد زيرا آنان فكر مي كنند شانس به آنان روي آورده ، اما دختر بعد از مدتي پشيمان ونادم و با يك بچه  ناچار به برگشت ، به منزل پدراست .
7-3- ازدواج به خاطر  سوءاستفاده 
موارد زيادي مشاهده مرد يا زني به منظور سوء استفاده از همسر خود اقدام به ازدواج نموده از جمله : مردي يا زني كه داراي خصوصيات ظاهري فريب دهنده اي است
به خاطر تصرف ثروت فرد مورد نظر خود با او ازدواج مي كند و پس از ازدواج با فشار واصرار بر همسر خود اموال او را تصرف مي كند و به يغما مي برد و صرف  ارضاي هواي نفساني خود مي كند و پس از حصول به هدف خود همسر را به طو ر رسمي يا غيررسمي كنار مي گذارد. نمونه ديگر زن يا مردي كه به خاطر سوء استفاده از مزاياي همسر با جانبازي ازدواج مي كند يا مردي كه با همسر شهيدي ازدواج مي كند تا از سهميه دانشگا ه يا استخدام و ما نند آن استفاده كند وبعد ادامه زندگي به ناسازگاري وطلاق كشيده مي شود . نمونه ديگرمردي كه دختران ساده لوح و عاشق مسافرت به كشورهاي غربي را با چرب زباني به عقد خود در مي آورد و پس از مدتي آنان را رها مي كند و موارد مشابه .
8-3-ازدواج به خا طر جلب رضا يت وا لد ين يا خويشاوندا ن
بعضي ازدواج ها به منظورجلب رضايت انجام مي گيرد .مادري پسرش را تحت فشار قرار مي دهد كه دختر خواهرش يا برادرش را خواستگاري كند و از جمله مي گويد كه اگر او را نگيرد ، شيرش را حلال نخ اهدكرد و يا پدري كه پسرش را تحت فشار قرار مي دهد و يا دخترش را وادار مي كند كه با فرد خاصي ازدواج كند و تهديد مي كند اگر پيشنهاد او را قبول نكند از ارث محر م مي شود و در اين موارد جوان فقط به خاطر تأمين رضايت  والدين تن به ازدواج مي دهد كه خود با آن موافق نيست . مواردي مشاهده شده جواني كه خواهرش به دلايلي موفق به ازدواج نشده ، عليرغم ميل باطني خود ، خواهر جوان ديگري را به عقد خود در-  مي آورد ، مشروط بر اين كه او هم با خوا هرش ازدواج كند . مواردي مشاهده شده که دختر به خاطر رضايت خاله ،يا عمه يا دائي ويا عموي خود تن به ازدواج ناخواسته داده است ، دراين موارد هدف تشكيل خانواده و زناشوئي نيست بلكه هدف تامين رضايت والدين يا ديگران است كه نتيجه آن ممكن است بدبختي ،فلاكت وتربيت ناصحيح فرزندان باشد.                               
  9-3-ازدواج به خا طر شهرت و پيشر فت                                 
 افرادي كه پيشرفتهاي اجتماعي و شهرت و عنوان
برايشان مهمتر از زندگي زناشوئي بانشاط وشاد است ازدواج را نردبان ترقي خود قرار مي دهند . اين افراد با خانواده هايي كه ازنظر اجتماعي و سياسي شاخص و برجسته اند ، بدون درنظر گرفتن ساير شرايط ازدواج مي كنند ، چه بسا آن خانواده موقعيتي را داشته است ازدست بدهد و يا پيشرفتهاي كه مورد نظر بوده انجام نشود .در اين صورت احتمالا حاصل اين ازدواج ناسازگاري واز هم گسيختگي  خانواده خوا هد بود .
10-3- ازدوا ج به خا طر تر حم:  
 
مرد يا زني كه تحت تاثير يك عامل عاطفي اقدام به ازدواج مي نمايد.
از آن جاي كه احساس ترحم  وعواطف ثابت ندارد به علاوه  وقتي نيازهاي ديگر زناشويي ظاهر گرديد ، حس ترحم را زير پا مي گذارد  مانند دختري كه بر اثر ترحم با مردي معلول ازدواج كند و سپس پشيمان بشود ، احتمال موفقيت  اين  نوع ازدواجها بسيار كم است .
4- لزوم مشاوره قبل از ازدواج  
از
آنجا ئيكه جوان بويژه دختران جوان بيشتر تحت تاثيراحساسات هستند تا متكي بر عقل و منطق و ممكن است  در انتخاب همسر فقط به يك بعد يا يك خصوصيا ت فرد تو جه كنند وبا  اصو ل و ملاكهاي انتخاب همسر اشنا نباشد و يا نتوا ند خصوصيا ت فردرا به خو بي شناسايي كنندو با بعلت كمرويي  و خجالتي بودن نتوانند والدين يا خويشاوندان يا خواستگار  خود راقانع كنند وجواب قلبي خود را به انان ، لا زم است باكمك فرد مشاور متعهد و با تجر به و با ايمان مشورت كنندتا به او كمك  بشود تا به خود فهمي و بينش لازم بر سد و تصميم مناسب را اتخاذ كند .
5-سن منا سب ازدواج كدام است؟   
 
سن ازدواج ازدو نظر داراي اهميت استيكي از نظر رواني و ديگر ي از نظرفيز يو لو ژيكي
1- از نظر رواني خصو صيات رواني يك نوجوان ، علائق  وسرگرميهاي يك نو جوان با يك جوان ويا يك فرد سا لخورده  متفا وت است . بنا بر اين  ازدوا ج يك دختر جو ان با يك  مرد مسن يا پير به دليل تفاوتهاي فكري تمايلات و نيا زها و علا ئق متفا و ت خو اهد بود و چنين ازدواجي به ناسازگاري كشا نيد ه خوا هد شد .        
2- از نظرفيزيولوژيكي : فردمسنتما يل جنسي ندارد و فردوفردجوا ن را نمي توا ند ار ضا ء كند ، در نتيجه يكي از انان احسا س حقارت ميكند و ديگري دو چا ر دلمردگي و ناكا مي و احتما لا گرا يش به انحر اف پيدا مي كند .اگر چه مو قعيت جغر افيايي وفرهنگي وجوعاطفي وعوامل متعددي در پيدايش بلو غ موثر ند ، به عنو ا ن مثال مناطق با اب و هوا ي گرم يا معتدل سن ازدوا ج پا يين تر و در مناطق سرد سن ازدواج بالاتراست ،انچه مهم است اين است كه دختر و پسر احسا س كنند از نظر فيز يو لو ژ يكي و رواني نيا ز به ازدواج دارند .   اگر چه عد د معيني را نميتوان براي سن ازدواج پيشنهادكر ده اما در ايران به طور عرف اكثردختران بين 18 تا 25 سالگي ازدواج ميكنند درروستا سن ازدواج پايين از شهر مي با شد . 
6- تفا و ت سن دخترو پسر چند سال با شد منا سب است ؟
             
با تو جه به اين كه دختران زودتر از پسران به سن بلوغ ميرسند واز طرفي طبق تحقيقا ت انجا م شد ه مرز ايمان حدو د 1.5 تا 2 سال يك زن را مسن تر مي كند بنابراين سن دختر حدود 3 تا 5 سا ل اگر كوچكتراز پسربا شدمشكلي پيش نخوا هد امداخيرا پس ازآ مارگيريهاي متعدد يك فرمو ل براي تفاوت سن دختر و پسر پيشنهادشده كه اگر قطعي نيست اما تا حد ود زيادي سن مطلو بي است و ان فرمول عبارت است از سن پسر تقسيم بر 2 با ضا فه 7 كه اكثرا با اين تفا وت توا فق دارند .        
 سن دختر =7 + سن پسر تقسيم بر  2      
 
به عنوا ن مثا ل: (سن دختر 20 =7 +26 تقسيم بر 2 سن پسر)يعني يك پسر 26 ساله اگربايكدختر20 ساله ازدواج كندمشكلي نخو اهد داشت اما بيش از اين تفا وت خا لي از اشكا ل نخو اهد بو د .
7-را بطه د ختر و پسر قبل از ازدواج چگو نه با شد مطلوب است؟ 
رابطه پسرودخترراميتوان به سه طبقه تقسيم بندي كرد ه طبقه ايكه معتقد به عدم موا جه شدن پسر و دختر با هم هستندودرواقع برداشت نا در ست از شر ع مقد س داشته و مدعي محدود سا ختن مطلق نو جوا ن با جنس مخا لف هستند و همين سختگيريها باعث عدم شنا خت فرد از جنس مخالف  مي شودودرنتيجه عدم انتخا ب درست وازطرف ديگراحتمال داردكه نوجوان را به ارتباط پنها ني وا دارد كه پيامدهاي نامطلوبي خواهدداشت .
طبقه ديگري طرفدارمعاشرت بدون قيدوشرط هستندودرواقع درايجادارتباط ا فراط ميكنندكه اين نظريه هم بي بندوباري وانحرا ف رابه دنبا ل خوا هد داشت .
     اماگروه سوم نظريه اعتدال را پذيرفته اندوبه وجو دارتباط معقول ومشروط عقيده دارند ، اين طرزتفكر كه ان را وضعيت مطلو ب مي ناميم داراي محا سن زير مي با شد .              
1- شنا خت  وا قعيت ها ي جنس مخا لف      
هر يك از دختران و پسران بايد به اين وا قعيت  برسند كه جنس مخا لف همچو ن خود انان دراي ويژ گيها ي مثبت و منفي گوناگوني مي باشند . انان درعين حال كه داراي توا نمند يها ي مي باشند داراي ضعفها نا توانا ئيهاي نيز هستند  و در واقع نه اين كه فرد از جنس مخا لف تنفر دا شته با شد ونه اين كه او را عاري از هر نو ع عيب و نقص به بپند ارد .
 2-برخورد مبتني بر احترام بامراعات شرعي ورعايت محرم ونامحرم وحلال وحرام
3-فقدان روابط پنهاني باجنس مخالف
4-اجتناب ازبرقراري روابط صميمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعي

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:38  توسط احمد  | 

آثار رواني ـ اجتماعي خداباوري

مقدمه
الف) موضوع: آثار1 رواني ـ اجتماعي2 خدا3باوري4
ب) بيان مسأله:
در باب مطلوب نهايي نوع انسان، دو ديدگاه عمده مطرح است. يكي كمال جوئي و ديگري آرامش طلبي؛ و شايد اين دو در سطوح بالاتر ملازم هم باشند. اما عوامل عمده در رسيدن به اين هدف كدامند؟ در اين باب هر مكتبي ديدگاهي دارد. دين اسلام، خداباوري را (چه در سطح فردي و چه در سطح اجتماعي) عمده‏ترين عامل در رسيدن به اين هدف ميداند. اكنون سؤال اين مقاله اين است كه 1ـ آيا خداباوري بر زندگي افراد اثر مي‏گذارد؟ 2ـ اگر پاسخ مثبت است مكانيزم اين اثر گذاري چگونه و آثار آن كدامند؟ 3ـ آيا شواهد و مصاديقي در تأييد اين اثر گذاري وجود دارد؟
ج) اهميت مسأله:
اگر از طريق تحليل روانشناختي روشن شود كه خداباوري چه مقدار و چگونه حيات بشري را تحت تأثير خود قرار مي‏دهد، و اگر با مطالعات نقلي (تاريخي و تعبدي) و آماري، مصاديق مثبت و روشني از اين تأثير و تأثر را در جوامع گذشته و كنوني بيابيم، آنگاه رهنمودهاي فراواني براي تمام نهادهاي فرهنگي ـ اجتماعي، از جمله آموزش و پرورش، آموزش عالي، صدا و سيما، ... بدست آورده و خواهيم توانست به صورت علمي و قدم به قدم در جهت خداباوري افراد جامعه پيش برويم. مي‏توانيم به انسان اميد و نويد بدهيم كه چگونه انسانيت خود را حفظ كرده و رشد بدهد و تكامل و آرامش رواني را چگونه به دست بياورد.5
د) فرضيه‏ها:
1ـ اگر خدا باوري، از طريق مكانيزم روانشناختي صحيح، در افراد و جامعه ايجاد شود، آثار بسيار مثبت و شگفت انگيزي را در پي خواهد داشت.
2ـ به مقداري كه افراد يا گروه‏ها و جوامع، از اين خداباوري برخوردار بوده‏اند، آثار و نتايج مثبت آن را در تمام سمت و سوي زندگي خود يافته‏اند.
ه··) اهداف تحقيق:
دعوت محققان روانشناسي (به ويژه در جامعه اسلامي ايران) به توجه و تحقيق بيشتر در باب خداباوري و مكانيزم و آثار روانشناختي آن.
و) پيشينه تحقيق:
مطالعاتي كه در باب خدا و خداباوري صورت گرفته، بيشتر صبغه فلسفي و كلامي و جامعه شناختي داشته است. در اين باب به همان مقدار كه مطالعات هستي شناختي6 و معرفت شناختي7، فراوان است، مطالعات روانشناختي8 كمياب و نادر است. بسيارند فيلسوفاني كه در اين باب سخن گفته‏اند. و بسيارند متكلمان اديان و اعصار مختلف كه به بحثهاي مفصل در اين باب پرداخته‏اند. اما اگر بخواهيم در اين باب از ديدگاه روانشناسي مطالعه كنيم، منبعي كه تحت اين عنوان به صورت مستقل منتشر شده باشد يا در اختيار نداريم و يا بسيار كم است. اگر چه روانشناساني مثل فرويد9 در توتم و تابو و آينده يك پندار و يونگ10 در روانشناسي و دين و خاطرات، رؤياها، انديشه‏ها واريك‏فرام11 در روانكاوي و دين و ويليام جيمز12 در دين و روان و بعضي آثار ديگر، مباحث قابل توجهي در اين باب داشته‏اند. اما اهميت اين موضوع بيشتر از آن جهت است كه اكتفا به اين مقدار پسنديده باشد. اين نوشتار بر آن است كه با ارائه آراء دانشمندان و اشاره و برجسته‏تر كردن بعد روانشناختي آن (به ويژه آنچه با مباحث روانشناسي اجتماعي ارتباط بيشتري دارد)، قدمي كوچك در مسير طرح بيشتر اين مباحث ضروري بر داشته باشد.

توضيح واژگان عنوان مقاله
براي ارائه تصويري روشنتر از موضوع بحث، لازم است در ابتدا به توضيح دقيق در باب واژگان اصلي بحث بپردازيم تا ناخواسته گرفتار نزاع لفظي نشويم.
آثار: مفهوم اين واژه روشن است اما در باب گستره آن متذكر مي‏شويم كه هرگونه اثر فردي يا اجتماعي، ذهني يا عيني را شامل است. به عبارت ديگر، به تمام ابعاد زندگي نظر داريم كه آيا تأثيري از خداباوري پذيرفته است يا نه؟ و اگر تأثيري پذيرفته، كدام است؟ و طي چه فرايند روانشناختي‏اي بوده است؟
رواني ـ اجتماعي: با اين قيد، بحث را در ابتدا به روانشناسي فردي و سپس به روانشناسي اجتماعي محدود مي‏كنيم. يعني مباحث سياسي، اقتصادي، اخلاقي، موردنظر نيستند مگر اينكه صبغه رواني اجتماعي داشته باشند.
باور13: انديشمندان علوم تربيتي و روانشناسي، حيطه‏هاي رواني وجود انسان را به سه حيطه شناختي14، عاطفي15، و رفتاري16 تقسيم مي‏كنند. در اينكه واژه «باور» بر كدام يك از اين حيطه‏ها، صدق مي‏كند اختلاف نظر هست. گاهي آن را به حيطه شناختي صرف مربوط دانسته و مي‏گويند: باور يعني شناخت عميق، شناخت تغيير ناپذير، يقين داشتن به يك مطلب؛ گاهي باور را به حيطه عاطفي مربوط مي‏دانند، يعني با گرايش وعدم گرايش، با ميل و انزجار، با احساس خوشايندي و بدآيندي مترادف مي‏دانند: بر اين اساس، باور داشتن به خدا يعني احساس عاطفي مثبت به خدا داشتن، يعني خدا را دوست داشتن و ... .
مراد اين نوشتار از باور، معنايي است كه هم شامل «ايمان»17 مي‏شود و هم شامل «معرفت»18 و در مباحث روانشناسي اجتماعي با عنوان «نگرش19» شناخته مي‏شود و بنابراين لازم است در باب «ايمان» و «نگرش» بحثهاي مستقل و مفصلتري داشته باشيم. باور، اگر با شواهد كافي در دسترس، باشد «معرفت» است و اگر با شواهد كافي در دسترس نباشد «ايمان» است20. اما وقتي در مقولات ديني بحث مي‏كينم، بيشتر با مباحث نوع دوم سروكار داريم. مباحثي كه به طور مستقيم با شواهد كافي اثبات نشده‏اند، بلكه يا شناختهاي سطح بالاتر، واسطه اين بارو شده21 و يا عقل در جا زده و نيازهاي وجودي درون‏زاد عمل مي‏كنند و انسان بدون شواهد كافي، باورمند مي‏شود.22 به تعبير ديگر در اينجا باور ديني همان ايمان است و باز به تعبير روشنتر، باور مي‏تواند ديني يا غير ديني23 باشد، اما ايمان، تقسيم به ديني و غير ديني نمي‏شود، بلكه هميشه ديني است. پس اگر بحث از خداباوري مي‏كنيم، گرچه از حيث مفهوم با «ايمان به خدا» مترادف نيست، اما از حيث مصداق يكي هستند.
خدا24: براي اين واژه معاني متعددي گفته شده و ضرورت دارد دقيقا مرادمان را بيان كنيم. خداي مورد نظر ما خدايي است كه ويژگيهاي خاصي را دارا است؛ شامل سحر و جادو و يا هرامر متافيزيكي و يا حتي خداي هر دين الهي و آسماني نمي‏شود؛ بلكه فقط خداي معرفي شده قراني مورد نظر است و نه حتي خداي فلاسفه يا عرفا يا فقيهان اسلامي. بحث در اثبات وجود خدا نيز نيست، بلكه مراد ارائه يك تعريف است، تعريفي كه تفهيم و تفهم را راحت‏تر مي‏كند. ولي از آنجا كه 1) كيفيت تعريف،تابع كيفيت معرفت است و 2) معرفت، دو نوع عقلي و قلبي دارد. 3) و جهت گيري اصلي اين نوشتار يك جهت‏گيري روانشناختي است 4) و جهت‏گيري روانشناختي در باب خدا، بيشتر با معرفت قلبي تناسب دارد تا معرفت عقلي. 5) و اصولاً تفاوتهاي متعددي بين معرفت عقلي و معرفت قلبي هست25، 6) علاوه بر همه اينها، هر كدام از دو قسم معرفت، خودش داراي مراتب متعددي است و هر فردي ممكن است در مرتبه خاصي از معرفت باشد و هر مرتبه‏اي نيز شرايط و موانع خاص خود را دارد. با توجه به اين مقدمات معلوم مي‏شود كه از يك طرف، ارائه چنين تعريفي، كار آساني نيست و از طرف ديگر بدون ارائه اين تعريف، ادامه بحث ممكن و نتيجه بخش نخواهد بود ولذا بايد تلاش كنيم تا تعريف روانشناختي مورد نظر را به خوبي تبيين كنيم، چون آثار خداباوري ارتباط مستقيم با ويژگيهايي دارد كه به خدا نسبت داده و باور داريم. حال اگر ملاحظه شود كه خداي مورد بحث، خدائي است كه همه مردم از طريق قلب خود، او را مي‏شناسند ولذا بايد مشترك بين مردم باشد، باز تعريف خدا مشكل‏تر مي‏شود و ما مجبوريم دنبال مفهومي از خدا بگرديم كه حداقل شامل دو عنصر مشترك با تعاريف ديگران داشته باشد 1) امري باشد متعالي26 2) متعلق سر سپردگي تام انسان باشد27. اگر اين قدر مشترك و همگاني از مفهوم خدا را به خوبي تصوير كرديم، آنگاه تصوير خداي مورد نظر قرآن نيز آسانتر خواهد شد. براي ايجاد تصور مورد نظر لازم است دو كار انجام شود. 1) هر كسي به تجربيات دروني خودش در باب آن امر متعالي رجوع كند 2) به بعضي تجربه‏هاي دروني ديگران از زبان خودشان توجه كنيم.28
اگر بخواهيم تعريفي روانشناختي از خدا ارائه كنيم، همين نياز و احساس نياز دروني، مناسبترين دريچه ورود است و بسياري از انديشمندان نيز روي آن تأكيد فراوان كرده‏اند. «فرويد نياز انساني به دين را به عنوان مسأله‏اي صرفا روانشناختي تحليل كرد. او مي‏گفت دين از آرزوي وهمي‏اي براي داشتن پدري محافظ بر مي‏خيزد. ... اشلاير ماخر29 همچون فرويد، نياز انسان به امر تام و وابستگي‏اش به عالم را مي‏فهمد.... سارتر30، ملحد فرانسوي، در زندگينامه خويش اقرار مي‏كند كه من نيازمند خدا بودم؛ او به من داده شده بود؛ بدون اينكه بدانم در جستجوي او بوده‏ام، او را دريافت كردم.»، «كلمه خدا را نمي‏توانيم به طور دقيق تعريف كنيم ولي معمولاً مقصود از آن عبارت است از آنچه كه داراي مفهوم نهائي است و سرچشمه همه چيز وبالاترين ارزشها و منبع تمام ارزشهاي ديگر مي‏باشد. خدا همان است كه شايسته‏ترين هدف و مقصود زندگي است»31، ويليام جيمز معتقد است، ما وقتي كلمه الوهيت را بر زبان مي‏آوريم، آن حقايق اوليه و واقعي‏اي را كه در انسان يك حس وقار و طمأنينه بر مي‏انگيزد در نظر مي‏آوريم32؛ باز در جاي ديگر اظهار مي‏دارد كه من به خوبي مي‏پذيرم كه سرچشمه زندگي مذهبي، دل است و قبول هم دارم كه فرمولها و دستورالعملهاي فلسفي و خدا شناسي مانند مطالب ترجمه شده‏اي است كه اصل آن به زبان ديگري است... به اين معني كه در دنيا، ابتدا يك احساسات مذهبي وجود داشته است و بعد علم كلام ايجاد شده است.33
از آنچه كه تاكنون گفته و نقل قول شد نتيجه مي‏شود خدايي كه مي‏تواند همگاني و درونزاد34 باشد، و از نيازهاي دروني انسان سرچشمه بگيرد، همان چيزي است كه به نام «امر متعالي» ناميده شده است و هر كسي يا هر مذهبي ممكن است بر گوشه‏اي از اين مفهوم بسيار وسيع انگشت گذاشته و آن را در ميدان معني شناختي مفاهيم مورد قبول خودش معني كرده باشد؛ ما اكنون اين مفهوم را در ميدان معني شناختي مفاهيم اسلامي بررسي مي‏كنيم. معمولاً هر واژه كليدي، يك معناي اصلي دارد و يك معناي نسبي35. ولي قابل توجه است كه معناي نسبي دربردارنده معناي اصلي نيز هست. آن امر نهايي مورد بحث ما، معني اصلي خدا است36. «در قرآن كلمه الله، كلمه كانوني والايي است كه نه تنها بر ميدان معني شناختي خاص داخل واژگان حكومت دارد، بلكه بر سراسر واژگان مشتمل بر همه ميدانهاي معني شناختي، يعني همه دستگاههاي تصوري مندرج در زير آن، مستولي است،... در نظام و دستگاه قرآني، حتي يك ميدان معني شناختي واحد نيست كه مستقيما با تصور مركزي الله، مرتبط و در زير فرمان آن نبوده باشد»37 اينكه گفته مي‏شود فرهنگ اسلامي و جامعه اسلامي، خدا محور است به همين معني است. يعني تمام تصورات و معاني، گرد همين مفهوم مركزي و از آن متأثر مي‏شود. پس روشن شد كه معني نسبي قرآن مورد نظر است و وقتي گفته شود كه خداباوري چنين و چنان اثراتي دارد، مفهوم نسبي38 خدا، در قرآن مورد نظر است و چون كم و كيف آثار خداباوري تابع ويژگيهاي خداباوري است، هر كسي به هر مقدار، آن ويژگيها را با حالات روانشناختي خودش بيشتر احساس كند، به همان مقدار به خداي مورد نظر قرآن بيشتر رسيده است و به همان مقدار آثار خداباوري را در زندگي فردي و اجتماعي خودش ملاحظه خواهد كرد.
معناي ايمان
ايمان حالت رواني است كه در هر انساني ممكن است ايجاد شود و داراي سه عنصر عقيده و شناخت، علقه قلبي و عاطفي، و رفتار جوارحي خواهد بود. علاوه بر اينكه تحليل عقلي به اينجا منتهي مي‏شود كه انسان در ابتدا نسبت به موضوعي شناخت پيدا كرده و سپس نسبت به آن، جهت‏گيري عاطفي و انگيزش اتخاذ مي‏كند و در نهايت بر اساس آن شناخت و آن بعد عاطفي و انگيزشي است كه به مقتضاي آن عمل مي‏كند، براي اثبات و تبيين اين سه عنصر ايمان، شواهد و مؤيدات قراني فراواني نيز در اختيار است. ما فقط از باب نمونه به بعضي از آنها اشاره‏اي خواهيم كرد.
ممكن است چنين به نظر برسد كه عمل، اثر و نتيجه ايمان است و قرآن هم هميشه عمل صالح را پس از ايمان و جداي از آن ذكر كرده است. ولي به نظر ما عمل كردن به مقتضاي اعتقادات، جزء ايمان است و ذكر آن پس از ايمان شايد بخاطر تفاوت متعلق يا تأكيد باشد، چون به گمان بعضي مي‏توان فريب كاري كرد و بدون عمل، اظهار ايمان نمود و قرآن اين را رد مي‏كند.
يكي از اركان اصلي ايمان اين است كه فرد به مقتضاي آن حالت رواني‏اش عمل كند و زندگي‏اش را بر آن اساس شكل دهد. خداوند مي‏فرمايد: «آيا افراد گمان مي‏كنند كه به زبان ابراز ايمان مي‏كنند و مورد امتحان واقع نمي‏شوند؟»39 و در جاي ديگر مي‏فرمايد: «كساني كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده و عمل صالح انجام دهند، داراي پاداش هستند»40 و اصولاً بسياري از وظايفي كه خداوند بر افراد مؤمن مقرر مي‏فرمايد، وظايفي رفتاري هستند مثل «استعانت جستن از نماز و صبر»،41 «استفاده و خوردن از روزيهاي طيب و پاكيزه»،42 «انفاق از روزي كه خداوند در اختيار ما قرار داده است»،43 «وصي ايمان44 و امثال آن نوعي عمل به حساب مي‏آيند.
بعد شناختي و پيوند قلبي را نيز بطور آشكار از بعضي آيات قرآني مي‏توان استفاده كرد. وقتي عده‏اي به پيامبر گفتند ما ايمان آورده‏ايم، به حضرت وحي شد كه «به اينها بگو شما ايمان نياورده‏ايد، بلكه بگوئيد اسلام آورده‏ايم و هنوز ايمان در قلب‏هايتان وارد نشده است».45
از اين آيات و امثال اينها استفاده مي‏شود كه اقرار به زبان و يا حتي عمل تنها، كافي نيست؛ بلكه بايد در قلب راسخ شده باشد؛ پيوند قلبي لازم است؛ روايات بسياري نيز داريم كه با بيانهاي مختلف، به عنصرهاي عمل و پيوند قلبي تصريح مي‏كنند، امام علي(ع) مي‏فرمايند: «پيامبر(ص) فرمود: اي علي بنويس، عرض كردم چه بنويسم؟ فرمود بنويس ايمان چيزي است كه در قلب راسخ شده و اعمال نيز آن را تصديق مي‏كنند؛ ولي اسلام چيزي است كه بر زبان جاري مي‏شود...»46 يا در جايي ديگر مي‏فرمايند: «ايمان عبارت است از معرفت قلبي و گفتار زباني و عمل با اعضاء»47.
از سويي ديگر ممكن است چنين تصور شود كه هر گاه قرار باشد درباره موضوعي، شناخت و عاطفه كافي داشته باشيم، تا بر اساس آن عمل كنيم؟ ديگر تمايزي بين موضوعات ديني و غير ديني باقي نمي‏ماند، تمايزي بين ايمان و معرفت تصور نمي‏شود. ولي، با قدري توجه بيشتر، متوجه مي‏شويم كه تمايز هست. و آن عبارت است از اينكه اگر قضايا و مفاهيم را به سه دسته خردپذير و خردگريز و خردستيز تقسيم كنيم، معرفت فقط در حيطه خردپذير معني پيدا مي‏كند؛ اما ايمان به حيطه خردگريز هم تأثير مي‏گذارد و بسياري از موضوعات خردگريز را مادامي كه خرد ستيز نباشند مي‏پذيرد و بر اساس قواعد و اصول كلي خرد پذير، آنها را بيان مي‏كند. پس اگر براي ايمان، عنصر شناخت و عقل قائل هستيم به اين معني است كه اولاً خردستيز نيستند و ثانيا خردگريزها را به امور خردپذير ارجاع و تحويل مي‏كند. «ايمان نوعي باور است كه از حد شواهدي كه در دسترس ما هست فراتر است. يعني شواهد در دسترس آن را اقتضا نمي‏كنند، با فقدان شواهد مواجهيم، به عبارت ديگر باوري كه با شواهد كافي در دسترس باشد معرفت است و باوري كه با شواهد كافي در دسترس نباشد، ايمان است...»،48 اگر چه بر اساس تعريفي ديگر، نبايد ايمان و متعلقات آنرا، بطور مطلق، فاقد استدلال عقلاني بدانيم، كلن بر اساس همان تعريف نيز حس و مشاهده بيروني، نسبت به متعلقات ايمان امكان ندارد.
آنچه مورد نظر ماست، مطالعه ايمان از ديدگاه روانشناختي است و لذا بر اين نكته تأكيد مي‏كنيم كه آيا روان انسان، توان و اجازه كنار آمدن با مطالب خرد گريز را دارد يا نه؟ آيا اراده انسان اجازه دارد چيزي را بدون تأييد عقل، مطابق با واقع بداند؟ «اين نكته خيلي مهم است كه عقل و اراده ما چه نسبتي با همديگر دارند... جيمز مي‏گويد: اتفاقا از لحاظ روانشناختي، اراده ما خيلي از عقل ما قوي‏تر است... او مي‏گويد ما هم مي‏توانيم و هم اجازه داريم كه چيزي را مطابق با واقع بدانيم، آنهم نه بخاطر اينكه واقعا مطابق با واقع است، بلكه بخاطر اينكه دلبستگيهايمان اين طور مي‏گويد. او مي‏گويد، ما آن قدر دلبستگي وجودي داريم كه اگر بخواهيم هميشه دغدغه مطابق با واقع را داشته باشيم، سرمان بي كلاه مي‏ماند. ... انسانها ملتزم نشده‏اند كه شواهد كافي براي احراز مطابقت با واقع يك چيز، آن را انكار كنند.49
بسياري از متعلقات ايمان در قرآن چنان است كه اگر از وحي و ايمان كمك نگيريم، ممكن است راهي به آنها نداشته باشيم، بعضي از موضوعات ايمان عبارتند از: خداوند، ملائكه، كتب آسماني، پيامبران، غيب و روز قيامت؛ در اين موضوعات، بايد از معرفت تنها نا اميد و سوار بر مركب ايمان شد و پيش رفت و البته خواستن و كسب چنين ايماني، همانند همه رفتارهاي ديگر انساني، رفتاري است اختياري و شرايط و موانع در آن مؤثر است. خداوند مي‏فرمايد: «اگر خدا مي‏خواست همه افراد ايمان مي‏آوردند»50 و گاهي سرزنش مي‏كند كه چرا ايمان نياورديد51 و گاهي امر به ايمان آوردن52 مي‏كند، اين آيات به خوبي نشان مي‏دهد كه ايمان، حالتي است اكتسابي و اختياري و تدريجي؛ فرد مي‏تواند مؤمن باشد يا نباشد و يا درجاتي از ايمان را داشته باشد. در واقع، انسانها همه در يك طيف وسيعي قرار دارند كه يك سر آن كفر محض است و سر ديگر آن، ايمان محض؛ و بين اين دو نيز مراتب و درجات فراوان هست53 ايمان با بعضي از امور نيز قابل ازدياد است54 و هركسي به هر نسبت كه از ايمان بر خوردار باشد، از آثار آنهم سود خواهد جست. آنها كه به خدا ايمان آورده‏اند ترسي بر آنها نيست و غمگين نمي‏شوند55، داراي اجر هستند56، داخل بهشت مي‏شوند57، مورد غفران خداوند هستند58، پيروزند59، با صالحين خواهند بود60، خداوند ولي آنها است61، گناهانشان بخشيده خواهد شد62، خداوند سلطه كافران را بر آنها قرار نداده است63، «در تنهايي از تقوي و در تنگدستي از صدقه دادن غافل نيستند؛ به هنگام مصيبت صبور و به هنگام خشم، داراي حلم هستند، از راستگويي دست نمي‏كشند، حتي زماني كه خوف ضرر بر ايشان باشد»،64 «شاديشان در چهره نمايان و خشمشان در قلب پنهان است.
معناي نگرش
بعد رواني انسان داراي سه حيطه شناختي، عاطفي و رفتاري است كه ارتباط محكم و غير قابل تفكيك با يكديگر دارند. پياژه، شناخت و عواطف را شديدا در تعامل با يكديگر مي‏داند و مي‏گويد: مي‏توان آنها را تشبيه به اتومبيل و بنزين كرد كه از تعامل آنها حركت ايجاد مي‏شود و بدون هر كدام، ديگري حركت آفرين نخواهد بود65. «هيچ رفتاري نيست كه هر قدر هم عقلي باشد، واجد عوامل عاطفي به عنوان محرك نباشد، و نيز بالعكس نمي‏توان شاهد حالات عاطفي بود، بدون آنكه ادراك يا فهم كه ساخت شناختي آن حالات را تشكيل مي‏دهند، در آنها مداخله داشته باشند.... دو جنبه عاطفي و شناختي، در عين حال جدائي ناپذير و تحويل ناپذيرند66».
اين سه بعد را در روانشناسي اجتماعي باهم مورد مطالعه قرار ميدهند و نام آنرا نگرش مي‏گذارند. «نگرش در روانشناسي اجتماعي، حالتي از آمادگي رواني است، بر اساس تجربه، كه تأثير مستقيم در رفتار خود در برابر يك شيي‏ء يا در يك موقعيت معيني مي‏گذارد .... به اين تعريف، توضيحات ديگري نيز بايد اضافه كرد. 1ـ نگرش مي‏تواند خصوصي يا عمومي باشد ... 2ـ مي‏تواند فردي يا اجتماعي باشد ... 3ـ نگرش سرشار از عواطف است. 4 ـ چارچوبي مرجعي، براي ادراك است67... 5 ـ بنابراين نگرش تأثيري مستقيم در رفتار دارد ... 6 ـ نگرش يك چيز ذاتي نيست... 7ـ نگرش بتدريج شكل مي‏گيرد و نسبتا پايدار است».68
ممكن است در جزئيات تعاريف نگرش، اندك تفاوتهائي ديده شود ولي «در همه تعاريف مفروض اين است كه نگرش بر رفتار مؤثر است. مضافا اكثر تعاريف اشاره‏اي به ماهيت چند بعدي نگرش نيز مي‏كنند. مثلاً اسكورد69 و بيكمن70 به مؤلفه‏هاي شناختي، عاطفي و رفتاري اشاره مي‏كنند».71
اين معني و برداشت از نگرش، اختصاص به مؤلفين جديد ندارد، بلكه حتي در كتب قديمي مربوط به 30 سال پيش، نيز همين مضمون يافت مي‏شود.72
«تمام روانشناسان اجتماعي، مدل 73
ABC، نگرش را كه سه مؤلفه عاطفي، رفتاري، شناختي براي نگرش قائل است، قبول دارند. مؤلفه عاطفي به هيجانات مثبت يا منفي ... و مؤلفه رفتاري به نحوه خاصي از عملكرد... و مؤلفه شناختي به فكر و تفسيري خاص اشاره دارند»74 و اين سه مؤلفه در هر صورت با هم هماهنگ هستند.
پس از معلوم شدن معناي نگرش و برخي ويژگيهاي آن، مطلب ديگر اين است كه يكي ديگر از موارد اتفاق‏نظر روانشناسان اين است كه ابعاد رواني انسان داراي سطوح هشيار75، نيمه هشيار76، ناهشيار77 است. ناهشياري عاطفي بيشتر مورد بحث واقع شده و روشنتر است؛ چون براي اولين بار كه فرويد بر ضمير ناهشيار تأكيد كرد به ناهشياري عاطفي نظر داشت و از آن پس نيز مورد پذيرش عام واقع شده است. اكنون بسياري از درمانگريهاي رواني بر مبناي ناهشياري عاطفي قرار گرفته و موفق بوده است. در واقع، كسي منكر ناهشياري عاطفي نيست؛ ولي در باب ناهشياري شناختي، كمتر تأكيد شده است و در اينجا نيز بطور مستقيم موضوع بحث ما نيست ولذا به تعريف و ويژگيهاي آن نمي‏پردازيم.78
رفتارهاي ناهشيار نيز بسيار فراوانند؛ مكانيزمهاي دفاعي79، لغزشهاي زبان80، خوابگرديها81، رؤياهاي روزانه82، خود تكلمي‏ها83، و امثال اينها، همه و همه، رفتاريهاي ناهشيارند. رفتارهاي ناهشيار، از عواطف و شناختهاي ناهشيار ناشي مي‏شود.
بدين‏ترتيب به خوبي روشن مي‏شود كه نگرش هم مي‏تواند به طور كلي ناهشيار باشد، هم مي‏تواند بعضي از مؤلفه‏هايش هشيار و بعضي ناهشيار باشد و مي‏تواند هم بطور كامل هشيار باشد.
مقايسه ايمان و نگرش
از آنچه تا كنون در باب ايمان و نگرش، از متون ويژه هر كدام، بيان و تحليل شد، بدست مي‏آيد كه اين دو، مشتركات زيادي با يكديگر دارند. درباره ايمان ويژگيهاي زير گفته شد:
1 ـ حالتي است رواني 2ـ اكتسابي و 3ـ سه عنصر دارد؛ رفتاري و عقيدتي (عقيدتي شامل شناخت و عاطفه است) 4ـ عمل بر اساس عقيده قلبي شكل مي‏گيرد. 5 ـ در تمام زندگي فرد تأثير مي‏گذارد. 6ـ تدريجي و قابل ازدياد و استكمال است. 7ـ خرد ستيز نيست ولي محدود به حدود خردپذير نيز نمي‏باشد. 8 ـ روان آدمي، توان و اجازه پذيرفتن امور خردگريز را به خود مي‏دهد. 9ـ امري است اختياري. 10ـ مراتب و شدت و ضعف دارد (ايمان محض در يك سر طيف و كفر محض سر ديگر طيف است). 11ـ آثار رواني شگرفي بر مؤمن دارد. 12ـ قابل امتحان است (علاوه بر ابراز زباني، بايد در رفتار هم تجلي كند). 13ـ شرايط وموانعي در آن متصور است. 14 ـ تفكيك اجزاء آن، از باب مسامحه است و الاحقيقتي واحد و بسيط دارد. 15ـ موضوعات و متعلقات آن، موضوعات ديني است. به همين صورت در آنچه راجع به نگرش گفته شد، ويژگيهاي زير را براي آن تصوير كرديم:
1ـ داراي سه حيطه شناختي، عاطفي، رفتاري است. 2ـ اين سه حيطه با يكديگر تعامل و تأثير و تأثر دارند. 3ـ ابعاد آن جدائي ناپذير و تحويل ناپذيرند. 4ـ اكتسابي است و تجربه در آن مؤثر است. 5 ـ نسبتا پايدار است و پس از ايجاد، تغيير آن آسان نيست. 6ـ هر يك از اجزاء يا كل آن مي‏توانند هشيار يا ناهشيار باشند. 7ـ نگرش مي‏تواند خصوصي يا عمومي (فردي يا اجتماعي) باشد. 8 ـ مرجعي است براي جهت دهي فرايندهاي رواني، مثل ادراك حسي. 9ـ بتدريج شكل مي‏گيرد. 10ـ ساختاري است فرضي و به طور مستقيم قابل مشاهده و اندازه‏گيري نيست. 11ـ غالبا از طريق رفتار به آن پي مي‏بريم. 12ـ موضوع آن هر چيزي مي‏تواند باشد.
اكنون با استفاده از مطالب گذشته و مقايسه اين دو ستون از ويژگيهاي ايمان و نگرش، متوجه مي‏شويم كه اين دو در تمام آن ويژگيها، به جز يك ويژگي، مشترك هستند و آن عبارت است از اينكه موضوعات و متعلقات ايمان، فقط موضوعات ديني است در حالي كه موضوعات و متعلقات نگرش اعم است از ديني و غير ديني؛ نگرش به هر چيزي مي‏تواند تعلق بگيرد.
شكل شماره 3، نحوه تأثير و تأثر مؤلفه‏هاي هر نگرش بر يكديگر و كل هر نگرش برنگرشهاي ديگر را نشان مي‏دهد. مركز اين شكل، نمايانگر دروني‏ترين، و عميق‏ترين و اساسي‏ترين نگرشهاي فرد و پيرامون آن، نمايانگر بيروني‏ترين و فرعي‏ترين نگرشهاي فرد است. مركز تصوير، بيشتر حالات رواني خود فرد و پيرامون آن بيانگر تجليات اجتماعي آن حالات رواني است.
توضيحات:
1. مؤلفه‏هاي هر نگرش (چه فرعي باشد و چه اساسي) با يكديگر تعامل دارند.
2. مؤلفه‏هاي هر نگرش با يكديگر تناسب سطح دارند.
3. بعضي نگرشها بسيار عميق و اساسي و بعضي بسيار فرعي هستند (نگرش عميق، مثل نگرش هر فرد نسبت به شغل، دخل و خرج خودش و نگرش فرعي مثل نگرش شما نسبت به رنگ كاشي گلخانه همسايه)
4. نگرشهاي اساسي و تعامل مؤلفه‏هاي آنها، بسيار برجسته و در زندگي فرد به راحتي قابل تشخيص هستند (مثل نگرش قرآني به خداوند)
5. هر نگرش اساسي، بر نگرش فرعي‏تر، تأثير مستقيم دارد. (فلش از مركز به پيرامون)
6. هر قدر فاصله نگرشهاي فرعي با نگرش اساسي بيشتر باشد، اثر پذيري آن كمتر خواهد بود.
7. نگرشهاي كاملاً فرعي، ممكن است آنقدر كم رنگ باشند كه اصلاً مورد توجه فرد نباشند.
8. در هر سطح، نگرشهاي بسيار متعددي وجود دارد لكن چون نشان دادن آن مستلزم نمايش سه بعدي است از آن صرف نظر كرده و هر نگرش را نمايانگر نگرشهاي هم سطح و در هم تنيده، فرض مي‏كنيم.
تحليل روانشناختي از آثار84 رواني ـ اجتماعي
خداباوري
گفتيم سه اصطلاح خداباوري، ايمان به خدا، و نگرش اسلامي در باب خدا، از نظر مصداق منطبق بر يكريگر هستند و نيز در شكل شماره 3 گذشت كه نگرشهاي اساسي و مهم، بر نگرشهاي فرعي‏تر اثر گذاشته و نقش تعيين كننده‏اي دارند. به تعبير ديگر، باورها، رده‏بندي دارند، باورهاي رده اول تعيين كننده باورهاي رده دوم هستند. مثلاً نگرش فرد به خدا، بر بسياري از نگرشهاي رده بعد، مثل نگرش او نسبت به معني زندگي، هدف زندگي، امكانات روانشناختي زندگي، فراز و نشيبهاي زندگي، تأثير مستقيم و جدي دارد و اينها به نوبه خود نگرشهاي او را نسبت به شغل، ازدواج، تحصيل و... شكل مي‏دهند و نگرش او در باب محل زندگي، الگوهاي زندگي، محروميتها و برخورداريها، منافع و مضار نيز از اينها جهت گرفته و خود را به نگرشهاي فرد در باب فقر و غني، ضعيف و قوي، خوب و بد، درست و نادرست، فرد و جامعه، و... جهت مي‏دهند تا بالاخره رفتارهاي فردي، اجتماعي، اخلاقي، مناسبتهاي بين فردي، مناسبتهاي قومي، دوست‏گزيني و دشمن گزيني، پرخاشگري و محبت، و... همه و همه به نحوي، از آن نگرشهاي اوليه و اساسي تأثير پذيرفته‏اند. شكل شماره 4، بيانگر اين تأثير و تأثر است.
اكنون با توجه به كيفيت اثرگذاري ضمير ناخودآگاه بر ضمير خودآگاه، به اين نكته بسيار مهم مي‏رسيم كه اگر راهها و مكانيزم‏هاي برنامه دادن به ضمير ناخودآگاه يك فرد را شناختيم و توانستيم از آن راه‏ها وارد شده و ناخودآگاه او را تحت تأثير قرار دهيم، گويا آن فرد به طور كلي در اختيار ما است. بويژه اگر برنامه‏اي كه به ناخودآگاه فرد داده مي‏شود با نيازهاي وجودي او هماهنگ باشد و بالاحض، اگر در صورت هشيار شدن نسبت به آنها، ضمير خود آگاه نيز بر آن برنامه تأكيد كند و آن را مخالف و منافي نگرشهاي خود نداند. جالب اينكه خداباوري مورد نظر قرآن از اين ويژگي برخوردارست، يعني هم بر اساس نظر بسياري از انديشمندان علوم انساني، يكي از نيازهاي وجودي انسان است و هم براي شكل دادن به نگرشهاي رده بعدي، از همه راه‏هاي ورود به نا خودآگاه (كه از آنها سخن خواهيم گفت) به بهترين وجه استفاده مي‏كند و هم برنامه‏هايش به گونه‏اي است كه در صورت‏لزوم، ضمير خودآگاه نيزبه‏تأييدوكمك‏آنها مي‏شتابد.
مكانيزمهاي ورود به ناهشيار:
براي ورود به ناهشيار، چهار راه اساسي متصور است كه سه راه آن، طبيعي است و راه چهارم، مصنوعي و نسبتا جديد است. راه اول، برنامه‏ريزيهاي دوران كودكي است، بچه‏ها، هنوز قوه استدلال و تفكر استقرائي ندارند، نمي‏توانند مطالب را با يكديگر مقايسه كنند و خوب و بد آنها را بفهمند، استدلال و عملكردشان، اصولاً قياسي است؛ يعني اگر بزرگترها گفتند فلان كار خوب است آن را خوب مي‏دانند. لذا دوران كودكي، دوران بسيار با ارزشي است براي درست هدايت كردن باورهاي كودكان.
راه دوم، زمان وارد شدن هيجانات شديد مثبت و منفي است. حوادث بزرگي مثل شاديها و ناراحتيهاي ناگهاني و شديد، معمولاً درصد زيادي از هشياري فرد را از بين مي‏برند و به همان نسبت كه هشياري كم مي‏شود، راه ناهشيار باز مي‏شود و تلقين پذيري فرد زياد مي‏شود. مثلاً به هنگام مرگ ناگهاني بزرگ خانواده، در لحظاتي كه غم و اندوه و افسردگي به اوج رسيده، به طور واضح، افراد خانواده به هر دوست و عزيزي كه مي‏رسند، اظهار مصيبت زدگي مي‏كنند؛ هر قدر اين مصيبت شديدتر باشد، افراد تأثير پذيرترند و اگر از اين موقعيتهاي كليدي و نقاط عطف زندگي، استفاده صحيح و مطلوبي بشود براي هدايت افراد و گروهها و جوامع، تأثيري بسيار شگرف و عظيم خواهد داشت.
راه سوم عبارت است از تلقين به نفس در حالت هشياري. بهترين راه تلقين به نفس، اين است كه انسان جملات و مفاهيم خوب و سازنده مثبت را در زماني مناسب و آرام و همراه با توجه، با صداي بلند براي خودش بيان كند؛ تفكرات مثبت و سازنده‏اش را برجسته كند، مفاهيم را هميشه به صورت مثبت بيان كند، اميدها و اطمينانهاي خودش را تقويت كند. اين مسيري است كه آثار و نتايج بسيار ارزشمند آن، مجرب بسياري از افراد بوده است و اگر افراد و گروه‏ها، برنامه مناسبي در اين جهت داشته باشند، فراوان بهره خواهند برد.
راه چهارم هيپنوتيزم است و راهي است مصنوعي كه در واقع به همان موارد قبلي بازگشت مي‏كند.
با نگاهي گذرا و سريع بر فرهنگ يك جامعه كه خداباوري قرآني دارد، متوجه خواهيم شد كه چنين جامعه‏اي از هر سه طريق، بهترين و كاملترين استفاده را در جهت هدايت و استكمال افراد و اجتماع مي‏كند.
براي دوران كودكي و تلقين‏پذيري، دستورات و القائات فراواني داده مي‏شود. مثلاً در دوران جنيني، مادر دعا و قرآن مي‏خواند. به هنگام تولد، در گوش كودكان اذان و اقامه گفته مي‏شود، مهمتر از همه الگوي صحيح خانواده است كه بر اساس خداباوري شكل مي‏گيرد و كودك در ابتداي زندگي، چشم و گوش خود را بر يك جامعه كوچك خداباور باز مي‏كند و الگو مي‏گيرد و شخصيت خود را شكل مي‏دهد. در اين جمع كوچك، به نيازهاي كودك توجه كامل مي‏شود، عزت نفس و بزرگ منشي به او القاء مي‏شود. در هفت سال اول، براي والدين سيد است و امير؛ به علم آموزي‏اش چنان اهميت داده شده كه به نقش روي سنگ تشبيه شده است و ... .
از طريق دوم نيز به بهترين وجه استفاده شده و هيجانات شديد مثبت و منفي، به سوي اهداف سالم و صحيح فرد و جامعه خداباور، سوق داده شده است. به هنگام فوت بستگان، فرد عزادار را تنها نمي‏گذارند، او را تا مدت‏ها در حلقه محبت خود دارند، زحمت روزانه زندگي را از دوش آنان بر داشته و با آنان همدردي مي‏كنند. افراد، حتي المقدور شخصا مراجعه كرده و به فرد عزادار تسليت مي‏گويند، براي او عزت و طول عمر مسألت مي‏كنند. همه، همراه با تسليت‏گويي از روال زودگذر زندگي دنيوي و باقي بودن زندگي اخروي ياد مي‏كنند. كارهاي نيك و صفات پسنديده فرد متوفي را به زبان مي‏آورند. مراسم خاكسپاري با تشييع جنازه عمومي و نماز ميت و اداي احترام به بازماندگان همراه مي‏شود. موقعيت بيماري نيز مصداق ديگري از اين نوع است. فرد بيمار، مورد عيادت مكرر واقع مي‏شود. محبتهاي ديگران را دريافت مي‏دارد. رنج بيماري به عنوان كفاره گناهان تلقي مي‏شود. در فرهنگ خداباوران، همانگونه كه مار از پوست خودش خارج مي‏شود، بيمار هم از گناهان خود خارج شده و احساس آرامش رواني مي‏كند و براي بهتر ساختن خود و يا جبران خطاهاي گذشته فرصتي دوباره مي‏يابد. به بيمار توصيه مي‏شودكه ارتباط بيشتري با خدا داشته باشد. از او خواسته مي‏شود كه به عيادت كنندگان دعا كند و وعده استجابت دعا به او داده شده است. موقعيتهاي ترس‏آور مثل زلزله، آتشفشان، سيل، طوفان و ... و مراسم شادي و هيجانات مثبت مثل ازدواج، تولد فرزند، خريد خانه، و زيارت بيت الله الحرام و موقعيتهاي بزرگ زندگي، هر كدام به نوبه خود، همين زمينه‏ها را فراهم كرده و باعث تلقينات و جهت دهي‏هاي مثبت به زندگي مي‏شوند. اگر بخواهيم به همه مصاديق بپردازيم، از حوصله مقاله، بسي فراتر خواهد بود.
طريق سوم نيز به بهترين وجه مورد توجه واقع شده است. سرتا پاي زندگي به هنگام خواب و بيداري، فعاليت و استراحت، خوبي و بدي، خوشي و ناخوشي پر است از تلقينات خداباورانه كه به طور مستقيم و غير مستقيم بر زندگي فردي و اجتماعي خداباوران اثر مي‏گذارد. نمازهاي يوميه (فريضه و نافله)، مقدمات و مؤخرات آنها، روزه‏هاي واجب و مستحب، دعاهاي زمان‏بندي شده با مضامين بلند و مناسب با موقعيت‏هاي زماني و مكاني خاص، مراسم خاص مذهبي در اعياد و وفيات مذهبي، شروع هر كار با بسم الله، پايان دادن هر كار با الحمدلله، رفتارهاي مطلوب بين فردي، تجليات اجتماعي بعضي از قوانين و مقررات خداباورانه مثل اجتناب از دروغ و غيبت، تهمت و افتراء، سوءظن و... تجليات عيني بعضي توصيه‏هاي خداباورانه در نهادهاي مختلف مثل؛ آموزش و پرورش، راديو تلويزيون، مطبوعات و حتي معماري خاص و تفريحات و ورزشهاي ويژه و... اينها، همه و همه پر است از القائات جهت‏دار و جهت دهنده زندگي. به طور اجمال مي‏توان گفت اگر در جامعه‏اي نه به طور كامل بلكه فقط قدري بيش از پنجاه درصد آداب و سنن خداباورانه رعايت و اعمال شود، از تمام در و ديوار خانه و كوچه و بازار و همه افراد و امكنه و ازمنه، بوي خداباوري به مشام خواهد رسيد و القائات خداباورانه، همچون باراني زلال بر گلستان روان خداباوران باريده و گلبوته‏هاي عشق و اميد را بارور مي‏سازند و غنچه‏هاي نو رسيده رابه چنان خودشكوفايي بلندي معطر مي‏سازند كه عطر و رايحه آن، خود بهترين دليل است بر طهارت و زلالي آن باران.
اكنون با اين توضيحات، به خوبي مي‏توان پذيرفت فردي كه خداباور است و در يك خانواده و جامعه خداباور زندگي مي‏كند، در بسياري از فرايندهاي روانشناسي اجتماعي، تحت تأثير اين نگرش است. اين نگرش، حتي ادراك حسي‏اش را تحت تأثير خود دارد. كسي كه داراي مرتبه بالايي از اين نگرش است، اگر پيش او از برادر مؤمنش غيبت كنند، او نمي‏شنود. همانند حضرت امير(ع) كه به هنگام نماز بسياري از محركات محيطي را ادراك نمي‏كند ولي آنگاه كه صداي سائل بلند مي‏شود، ايشان هم مي‏شنوند و هم ترتيب اثر مي‏دهند. بسياري از رزمندگان اسلام در جبهه‏هاي نبرد مجروح و مورد جراحي واقع مي‏شوند ولي به گونه‏اي احساس راحتي و آرامش مي‏كردند كه اطرافيان را تحت تأثير خود قرار مي‏دادند، نگرش قراني داشتن در باب خدا، وقتي ادراك حسي را اينگونه تحت تأثير قرار مي‏دهد، تأثير آن بر ديگر فرايندها سهل است. پيشداوري فرد را كاملاً جهت مي‏دهد، فرد بر اساس معيارهاي هماهنگ با نگرش قرآني‏اش پيشداوري مي‏كند. تبعيض نژادي را روا نمي‏دارد، افراد را بر اساس فقير و غني ارزشگذاري نمي‏كند، تمام نگرشهاي رده‏هاي بعدي او، تحت تأثير همان نگرش اساسي و عميق است. اصولاً شخصيت چنين فردي در چنين جامعه‏اي با شخصيت افراد در جوامع ديگر، كاملاً متفاوت است. تعاملهاي ميان فردي‏اش، عشق و محبت و صميميت او، پرخاشگري و غضب او، همه و همه، جويبارهاي كوچكي است كه از همان رودخانه پرجوش و خروش خداباوري‏اش منفك شده و جريان پيدا مي‏كنند. اگر اين خداباوري بر نهادهاي اجتماعي و فرهنگي و سياسي حاكم باشد، افكار عمومي زلال است، مخفي كاريهاي بين رئيس و مرئوس، امير و رعيت وجود ندارد. انگيزشهاي فردي و اجتماعي هماهنگي دارد و ... در اين باب مي‏توان به نمونه‏هاي الگويي و خوبي كه در شكل داستان انبياء در قرآن براي ما گزارش مي‏شود، توجه كنيم و درس بياموزيم.
محدوديتهاي حاكم بر تحقيق
محدوديت روش شناختي:
براي اينكه آثار رواني اجتماعي خداباوري را بدست آورده و تبيين نماييم لازم است ابتدا آن آثار را تشخيص داده و آنگاه آنها را به خداباوري منتسب نماييم. به تعبير ديگر، لازم است خداباوري را با مقياس‏هاي كمي سنجيده و آثار آن را به صورت عيني و كمي شده از همديگر متمايز نماييم. گفته شد كه منظور از خدا، معني اساسي آن نيست. (چه اينكه اگر معني اساسي هم مورد نظر بود، باز بدون مشكل نبوديم، چون خداباوري به معني اساسي را همه افراد، هرچند به صورت ناخودآگاه، دارند و متغيري كه در همه جا موجود است، نمي‏شود آثار خاصي را به آن نسبت داد)، بلكه معني نسبي خدا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 22:53  توسط احمد  | 

23 دليل مهم براي ترك سيگار


افراد سيگاري نه تنها سـلامـتـي خـود را در مـعـرض انــواع بيماريهاي خطرناك قرار مي دهـنـد، بـلـكه بـاعث رنجش و آزرده خاطر شدن اطرافيانشان ميگردند. متاسفانه امـروزه برخي افراد به غلط سيـگار كـشـيـدن را نشانـه بلـوغ و يـا حتي "كلاس" در خود محسوب مي كنند و با پـك زدنهـاي آنچناني سعي در خود نمايي و فخر فروشي مينمايند!

عوارض و صدمات ناشي از استعمال سيگار تقريـبـا" بـراي همگي ما آشكار و معلوم است امـا در ايـن بـخـش بـه 23 دليل مهم براي ترك سيگار اشاره ميكنيم:

1- ظاهر آراسته تر با حذف لكه هاي روي انگشتان و دندانهايتان.
2- حذف بوي بد دهان ناشي از كشيدن سيگار و تنفس راحت تر.
3- حذف بوي سيگار از روي لباس، مو، و بـدنـتـان و تـمـام وسـايـلـي كه با آنها سر و كار داريد.
4- پيشگيري از پيدايش چين وچروك زود هنگام در پوست صورتتان.
5- حذف مشكلات تنفسي از قبيل:خس خس حين تنفس، سرفه، برونشيت مزمن و از همه مهمتر سرطان ريه.
6- بازيافت دوباره حس بويايي و چـشـايـي كـه بـر اثر استعمال سيگار از حساسيتشان كاسته شده است. دوباره طعم واقعي غذايتان را احساس خواهيد كرد.
7- احساس سرزندگي و شادابي دوباره در زندگي. افزايش قواي جسماني.
8- خواب بهتر و راحت تر.
9- كاهش خطرات بيماريهاي قلبي، نـفـخ، فـشـار خـون بـالا، تـپـش قـلـب، زخـم مـعده، برگشت اسيد معده، سرطان دهان و تعداد بيشماري از سرطان هاي گوناگون.
10- كاهش بيش از 50 بيماري و عارضه هاي گوناگون.
11- دوباره كنترل رفتار خود را بدست خواهيد آوريد و با رهايي از زنـدان اعـتـيـاد بـار ديگر حس آزادي را باز پس خواهيد گرفت.
12- كاهش خطر آسيب رسيدن به نوزاد در زنان باردار.
13- افزايش طول عمر (افرادي كه بطور مستمر سيگار مي كشند بطور متوسط 16 سال از عمر خود را از دست ميدهند ).
14- فراهم آوردن يك محيط سالم و سلامت براي كودكان وتمام افرادي كه با آنان زندگي مي كنيد.
15- الگوي مناسبي براي فرزندانتان خواهيد بود .
16- حذف هـزيـنـه هـاي خريد سيگار كه قابل توجه بوده و ميتوان آن را صرف امور بهتري كرد.
17- رهايي از صدها ماده سمي و سرطانزاي موجود در سيگار.
18- تردد و مسافرت بوسيله قطار، هواپيما و اتوبـوس بـراي شـما و ديـگر افراد سهل تر و دلپذيرتر خواهد شد.
19- ديگر در محل كارتان مجبور نمي باشد براي سيگار كشيدن به بيرون برويد.
20- آنكه بوسيدن محبوبتان ميسر گشته و ديگر بوي دهانتان او را آزار نخواهد داد.
21- بـا تـرك ايـن عـادت نـادرسـت اعـتـمـاد بـنـفس خود را افزايش داده و به اراده خودتان بباليد.
22- از دنبال جاسيگاري گشتن خلاصي مي يابيد.
23- از آن مهمتر ديگر نيازي به مطالعه دوباره اين مقاله نخوهيد داشت!


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:54  توسط احمد  | 

تجارت برده‌داري جنسي در ايران، مجله فرانت پيج، ترجمه ف. كوشا

دانا م. هيوز

مجله فرانت‌پيج، 27 ژانويه 2004

يكي از معيارهاي موفقيت بنيادگرايان اسلامي در كنترل جامعه عمق و كليت سركوب آزادي‌ها و حقوق زنان است. در ايران 25 سال است كه ملايان حاكم قوانين و تنبيهات تحقيركننده و ساديستي را بر زنان و دختران تحميل كرده‌ و آنان را در يك نظام آپارتايد جنسي شامل جداسازي، حجاب اجباري، وضع قانوني درجه‌‌دوم، شلاق و سنگسار برده كرده‌اند.

با پيوستن به روندي جهاني، بنيادگرايان روش ديگري را نيز براي سلب انسانيت زنان و دختران به شيوه‌هاي پيشين خود افزوده‌اند: خريد و فروش آنان براي فحشا. به دست آوردن تعداد دقيق قربانيان اين تجارت ناممكن است، اما بر مبناي منبعي دولتي در تهران، تعداد نوجوانان روسپي 635 درصد افزايش يافته است. بزرگي اين آمار بيانگر سرعت رشد اين سوءاستفاده است. در تهران تعداد تقريبي 84000 نفر زن و دختر در كار فحشا هستند كه بسياري از آنان در خيابان‌ها و بقيه در 250 فاحشه‌خانه‌اي هستند كه بنا بر گزارش‌ها در شهر دايرند. اين تجارت بين‌المللي نيز هست: هزاران زن و دختر ايراني به بازارهاي برده‌داري جنسي خارج از كشور فروخته شده‌اند.

رئيس پليس بين‌المللي ايران معتقد است كه امروزه تجارت بردگي جنسي يكي از پرسودترين فعاليت‌ها در ايران است. اين تجارت مجرمانه خارج از جيطه‌ي اطلاع و مشاركت بنيادگرايان حاكم صورت نمي‌گيرد. مقامات حكومتي خود در خريد، فروش و سوء استفاده‌ي جنسي از زنان و دختران دست دارند.

بسياري از اين دختران از مناطق روستايي مجروم مي‌آيند. اعتياد به مواد مخدر به طور اپيدميك در سرتاسر ايران شيوع يافته است و برخي از والدين معتاد فرزندان خود را مي فروشند تا مواد مخدر مورد نياز خود را تآمين كنند. ميزان بالاي بي‌كاري كه براي جوانان 15 تا 29 ساله 28 درصد و براي زنان 15 تا 20 ساله 43 درصد است عاملي جدي در گرايش جوانان بي‌قرار به پذيرش پيشنهادهاي كاري توام با ريسك است. تاجران برده از هر موقعيتي كه در آن زنان و كودكان آسيب‌پذير مي‌شوند بهره مي‌برند. مثلاً به دنبال زمين‌لرزه‌ي اخير بم، دختران يتيم را ربوده‌ و به بازار برده‌ي شناخته شده‌اي در تهران كه محل ملاقات‌هاي تاجران برده‌ي ايراني و خارجي است بردند.

مقصدهاي معروف قربانيان تجارت برده كشورهاي عرب خليج فارس‌اند. به گفته‌ي رئيس دادگستري استان تهران، قاچاقچي‌ها دختران 13 تا 17 ساله را هدف قرار مي‌دهند تا به كشورهاي عربي بفرستند، هرچند كه گزارش‌هايي از دختران 8 و 10 ساله نيز وجود دارد. يكي از اين باندها پس از فرار دختر 18 ساله‌اي از زيرزميني كه در آن گروهي دختر را براي ارسال به قطر، كويت و امارات نگاه‌داشته بودند كشف شد. تعداد زنان و دختراني كه از كشورهاي خليج فارس اخراج مي‌شوند نشان‌دهنده‌ي بزرگي اين تجارت است. بنيادگرايان اسلامي اين قربانيان را هنگام بازگشت به ايران سرزنش مي‌كنند و اغلب مورد تنبيه بدني قرار مي‌دهند و به زندان مي‌اندازند. زنان را معاينه مي‌كنند تا ببينند آيا به ”فعاليت غيراخلاقي“ پرداخته‌اند يا نه. در صورت مثبت بودن نتيجه‌ي معاينه، مآموران خروج مجدد آنان از كشور را ممنوع مي‌كنند.

پليس تعداي باند فحشا و برده فروشي را كه مقرشان در تهران بود كشف كرده است كه دختران را به فرانسه، انگلستان، و تركيه نيز فروخته‌اند. شبكه‌اي كه در تركيه بود زنان و دختران قاچاق شده را مي‌خريد، برايشان گذرنامه‌هاي جعلي تهيه مي‌كرد و آنان را به كشورهاي اروپايي و عربي خليج فارس مي فرستاد. در يك مورد دختر 16 ساله‌اي به تركيه قاچاق شده و سپس به مبلغ 20 هزار دلار به مرد 58 ساله‌اي با مليت اروپايي فروخته شده بود.

در استان خراسان واقع در شمال شرقي ايران، بنا به گزارش پليس محلي دختران به عنوان برده‌ي جنسي به مردان پاكستاني فروخته مي‌شوند. مردان پاكستاني با اين دختران، كه بين 12 تا 20 سال سن دارند، ازدواج مي‌كنند و سپس آنها را به فاجشه‌خانه‌هاي پاكستان كه ”خرابات“ ناميده مي‌شوند مي‌فروشند. شبكه‌اي به دام افتاد كه با خانواده‌هاي فقير اطراف مشهد تماس مي‌گرفت و براي ازدواج دختران‌شان پيشنهاد قيمت مي‌داد. سپس دختران از طريق افغانستان به پاكستان برده مي‌شدند تا به فاجشه‌خانه‌ها فروخته شوند. در استان مرزي سيستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقي ايران بنا به گزارش‌ها هزاران دختر ايراني به مردان افغاني فروخته شده‌اند. مقصد نهايي آنان نامعلوم است.

يكي از عواملي كه به افزايش فحشا و تجارت برده‌داري جنسي كمك مي‌كند فرار دختران نوجوان از خانه است. اين دختران برعليه محدوديت‌هاي بنيادگرايانه‌اي كه بر آزادي‌شان تحميل شده‌ است، بدرفتاري در خانه، و اعتياد والدين عصيان مي‌كنند. شوربختانه، در پروازشان به سوي آزادي، مورد بدرفتاري و بهره برداري بيشتري قرار مي‌گيرند. نود درصد دختراني كه از خانه مي‌گريزند كارشان به روسپي‌گري مي‌كشد. در نتيجه‌ي اين گونه فرارها، تنها در تهران در حدود 25 هزار بچه‌ي خياباني وجود دارد كه بيشترشان دخترند. پااندازها كودكان خياباني، فراريان و دخترمدرسه‌اي‌هاي آسيب‌پذير را در پارك‌هاي شهر شكار مي‌كنند. در يك مورد زني دستگير شد كه دختران ايراني را به مردان كشورهاي خليج فارس مي‌فروخت؛ چهار سال بود كه دختران فراري را شكار مي‌كرد و مي‌فروخت. او حتي دختر خود را به قيمت 11 هزار دلار فروخته بود.

به علت وجود حكومت استبدادي در ايران، مقامات از اغلب فعاليت‌هاي سازمان‌يافته مطلع‌اند. برملا شدن شبكه‌هاي برده‌داري جنسي در ايران نشان داده است كه بسياري از آخوندها و مقامات در بهره‌برداري جنسي و تجارت زنان و دختران دست دارند. برخي زنان گزارش داده‌اند كه براي گرفتن حكم طلاق از قاضي مجبور شده‌اند به هم‌خوابگي با او تن دهند. زناني كه به جرم روسپي‌گري بازداشت شده‌اند مي‌گويند مجبورند با افسري كه دستگيرشان كرده است هم‌خوابگي كنند. گزارش‌هايي وجود دارد كه پليس زنان جوان را به محلي مي‌برده تا آخوندهاي ثروتمند و قدرتمند با آنها عمل حنسي انجام دهند.

در شهرها خانه‌هاي امني برپا شده است تا به فراريان كمك كنند. اما مسئوليني كه اين خانه‌ها را اداره مي‌كنند اغلب فاسدند و با استفاده از دختران اين خانه‌ها باندهاي فحشا راه مي‌اندازند. به عنوان مثال، رئيس سابق دادگاه انقلاب كرج و هفت مقام رده‌بالاي ديگر در ارتباط با يك باند تن‌فروشي كه از دختران 12 تا 18 ساله‌ي خانه‌ي امني به نام مركز هدايت اسلامي استفاده مي‌كرد دستگير شدند.

ساير نمونه‌هاي فساد مقامات فراوان است. قاضي‌اي در كرج بود كه در شبكه‌اي كه دختران جوان را براي فروش در خارج از كشور شناسايي مي‌كرد فعاليت داشت. و در قم، كه مركز تعاليم اسلامي ايران است، هنگامي كه يك باند تن‌فروشي‌ كشف شد برخي از دستگير‌شدگان آن از نهادهاي حكومتي، ازجمله قوه‌ي قضائيه بودند.

بنيادگرايان حاكم درباره‌ي موضع رسمي‌شان در مورد تجارت سكس نظرات متفاوتي دارند: يا آن را حاشا و پنهان مي‌كنند و يا آن را به رسميت مي‌شناسند و به آن كمك مي‌كنند. در سال 2002 يكي از گزارشگران بي‌بي‌سي به خاطر عكس گرفتن از روسپي‌ها از ايران اخراج شد. مسئولين به او گفتند ”تو را اخراج مي‌كنيم … چون از فاحشه‌ها عكس گرفته‌اي. اين انعكاس واقعي زندگي در جمهوري اسلامي ما نيست. ما فاحشه نداريم.“ بااين‌حال، كمي پيش از آن در همان سال، مسئولين بخش اجتماعي وزارت كشور به رسميت شناختن فاحشگي را به عنوان شيوه‌اي براي سامان‌دهي آن و كنترل شيوع HIV پيشنهاد كردند. آنان طرحي را پيشنهاد كردند كه فاحشه‌خانه‌هايي به نام ”خانه‌ي اخلاق“ ايجاد شود و در آنها از ازدواج موقت سنتي (صيغه) استفاده شود كه طبق آن زن و مرد مي‌توانند براي مدت زمان كوتاهي، حتي يك ساعت، ازدواج كنند تا فجشا راحت‌تر انجام شود. ايدئولوژي و روال‌هاي بنيادگرايان اسلامي آنجا كه كنترل كردن زنان و مورد استفاده قرار دادن آنان در ميان باشد به خوبي قابل تطبيق‌اند.

برخي ممكن است تصور كنند كه تجارت پررونق سكس در حكومتي ديني كه در آن برخي روحانيون مانند پااندازها عمل مي‌كنند در كشوري كه توسط بنيادگرايان اسلامي بنا شده و اداره مي‌شود يك تناقض است. درواقع اين تناقض نيست. نخست آنكه بهره‌‌كشي و سركوب زنان هردو به طور تنگاتنگي با يكديگر عجين‌اند. هردوي آنها در جاهايي كه زنان به طور انفرادي يا جمعي از آزادي و حقوق‌شان محروم ‌‌شده‌اند وجود دارند. دوم آنكه بنيادگرايان اسلامي ايران مسلماناني محافظه‌كار نيستند. بنيادگرايي اسلامي جنبشي سياسي است كه ايدئولوژي سياسي‌ آن زنان را از نظر قابليت فكري و اخلاقي ذاتاً دون‌تر مي‌شمارد. بنيادگرايان از فكر و بدن زنان متنفرند. فروش زنان و دختران براي فجشا نوعي سلب انسانيت است كه مكمل مجبور كردن زنان و دختران به پوشاندن بدن و سر با چادر است.

در يك ديكتاتوري مذهبي مانند ايران، نمي توان جهت عدالت براي زنان و دختران به حكومت قانون متوسل شد. زنان و دختران هيچ تضميني براي آزادي و حقوق خود، و انتظار هيج‌گونه احترام و ارجي از جانب بنيادگرايان اسلامي ندارند. تنها پايان رژيم ايران زنان و دختران را از تمامي اَشكال بردگي‌هايشان آزاد خواهد كرد.

[اصل مقاله]

Dr. Donna M. Hughes is a Professor and holds the Carlson Endowed Chair in Women’s Studies at the University of Rhode Island.

The author wishes to acknowledge the Iranian human rights and pro-democracy activists who contributed information for this article. If any readers have information on prostitution and the sex slave trade in Iran, please contact her at dhughes@uri.edu

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:46  توسط احمد  | 

40 توصيه براي لذت بردن از زندگي

به تماشاي غروب آفتاب بنشينيد.
2- بيشتر بخنديد.
3- کمتر گله کنيد.
4- با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را غافلگير کنيد.
5- هديه‌هايي که گرفته‌ايد را بيرون بياوريد و تماشا کنيد. شايد برايتان قابل استفاده باشند.
6- دعا کنيد.
7- در داخل آسانسور با آدمها صحبت کنيد.
8- هر از گاهي نفس عميق بکشيد.
9- لذت عطسه کردن را حس کنيد.
10- قدر اين که پايتان نشکسته است را بدانيد.
11- زير دوش آواز بخوانيد.
12- با بقيه فرق داشته باشيد.
13- کفشهايتان را عوضي پايتان کنيد و به خودتان بخنديد.
14- به دنياي بالاي سرتان خيره شويد.
15- با حيوانات بازي کنيد.
16- کارهاي برنامه‌ريزي نشده انجام دهيد. براي انجام آن در همين آخر هفته برنامه‌ريزي کنيد!
17- براي کاري برنامه‌ريزي کنيد و آن را درست طبق برنامه انجام دهيد. البته کار مشکلي است!
18- از تناقضات لذت ببريد.
19- دستان خود را در آسمان تکان دهيد.
20- در حوض يا استخري که ماهي دارد شنا کنيد، کنار آنها.
21- از درخت بالا برويد.
22- در حال رفتن به کلاس، يکبار دور خودتان بچرخيد.
23- به ديگران بگوئيد که خوشگل شده‌اند.
24- مجموعه‌اي از يک چيز (تمبر، برگ، سنگ، جغد، ...) براي خودتان جمع‌آوري کنيد.
25- هر وقت که امکانش وجود داشت پابرهنه راه برويد.
26- آدم برفي يا خانه ماسه‌اي بسازيد.
27- بدون آن که مقصد خاصي داشته باشيد پياده روي کنيد.
28- وقتي تمام امتحاناتتان تمام شد، براي خودتان يک بستني بخريد و با لذت بخوريد.
29- جلوي آينه شکلک در بياوريد و خودتان را سرگرم کنيد.
30- فقط نشنويد، سعي کنيد گوش کنيد.
31- رنگهاي اصلي را بشناسيد و از آنها لذت ببريد.
32- وقتي از خواب بيدار مي‌شويد، زنده بودنتان را حس کنيد.
33- زير باران راه برويد.
34- تا جايي که مي‌توانيد بالا بپريد.
35- برقصيد. حتي در تختخواب.
36- کمتر حرف بزنيد و بيشتر بگوئيد.
37- قبل از آن که مجبور به رژيم گرفتن بشويد، حرکات ورزشي انجام دهيد.
38- بازي شطرنج را ياد بگيريد.
39- کنار رودخانه يا دريا بنشينيد و در سکوت به صداي آب گوش کنيد.
40- هرگز شوخ طبعي خود را از دست ندهيد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:40  توسط احمد  | 

نقش ادراك خود در تعاملات خانوادگي و اجتماعي دختران عادي و فراري

براساس پايان نامه سعيده عباسي شميراني رشته روانشناسي عمومي مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه الزهراء٬ حمايت شده ازسوی معاونتآموزش وپژوهش مرکزامورمشارکت زنان

سايت مرکز - پديده فرار نوجوانان از خانه كه از معضلات خانوادگي و اجتماعي فراگير در سطح جهان است ، طي سالهاي اخير دركشورما رو به افزايش گذاشته و بصورت يك بحران در زندگي بسياري از خانواده ها درآمده است ، چرا كه درصد بالايي از اين نوجوانان به تدريج گرفتار مشكلاتي از قبيل دزدي، انحرافات جنسي و ... مي شوند.
بر طبق تخمين اداره خدمات انساني و بهداشتي آمريكا هر ساله يك ميليون نوجوان از خانه فرار مي كنند در ايران در طول سال 80 13، تعداد 4073 نفر فراري شناسايي شده اندكه 2/78% آنها بين 13 تا 18 سال سن داشتند.
در اين راستا بخش اعظم پرونده ها در مورد دختران فراري به موضوع ولگردي و رابطه نامشروع اختصاص يافته است. كه اين امرفرار دختران ، نه تنها خود ايشان را در معرض آسيب هاي جدي رواني و جسمي قرار مي دهد، بلكه در صورت عدم اقدامات موثر براي حل آن ، بخشي از نيروي كار مادران فرداي جامعه از دست خواهد رفت.
به همين دليل اين موضوع مورد توجه پژوهشگران و محققين قرار گرفته است.
اهداف اين پژوهش نيز بررسي مقايسه «ادراك خود» دختران نوجوان عادي و فراري، تعاملات خانوادگي و پذيرش اجتماعي، آنان و همچنين بررسي رابطه «ادراك خود» با تعاملات خانوادگي و پذيرش اجتماعي در دو گروه مي باشد.
روش تحقيق، از نوع پس رويدادي است و به بررسي علل پس از وقوع مي پردازد. شيوه نمونه گيري تصادفي خوشه اي بوده و ابزارهاي پژوهش مصاحبه ادراك خود و پرسشنامه هاي محيط خانوادگي و مقياس پذيرش اجتماعي تشكيل مي دهند.
نتايج نيز نشان داد:
1-بين ابعاد ادرا ك خود دخنران فراري و عادي تفاوت معناداري وجود دارد. دختران فراري در بعد خود عيني در مقايسه با دختران عادي، خود را بيشتر در قالب طرحواره فيزيكي و كمتر در قالب طرحواره روانشناختي توصيف مي كردند ، در بعد «خودذهني» دختران فراري از تصوير خود در بعد آينده و تمايز خود مشكل دارند همچنين احساس مي كند كنترل و اختياري بر موقعيت خود ندارد. در مجموع در دست يابي به هويت شخصي دچار اختلال هستند.
2-بين سطح تحولي ادراك خود و گروه تفاوت معني داري وجود دارد و دختران عادي در زمينه خود عيني و خود ذهني در مقايسه با دختران فراري در سطح تحولي بالا قرار دارند.
3-مقايسه تعاملات خانوادگي تفاوت معني داري بين دو گروه نشان داد. كنترل در خانواده دختران فراري بسيار كمتر ازخانواده دختران عادي است.
4-مقايسه تعاملات اجتماعي تفاوت معني داري بين دو گروه نشان نداد.
5-بررسي رابطه ادراك خود با تعاملات خانوادگي و اجتماعي در گروه همبستگي معنادار نشان نداد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:39  توسط احمد  | 

قاچاق زنان

« يك شبكه قاچاق زنان و دختران توسط تعدادي از زنان قواد ، دختران و زنان جواني را كه خانواده آنها مشكلات مالي داشتند ، شناسايي مي كردند و بعد از فريب آنها با گذرنامه و رواديد ، در طول سه هفته آنها را به طور قانوني به دوبي مي فرستادند تا در آنجا براي مقاصد شوم از آن دختران استفاده شود .»1

 

« 20 زن و مرد بلوچ كه با شكار دختران جوان آنان را با نقشه ماهرانه اي به خانه هاي فساد پاكستان قاچاق مي كردند ، در رديابي هاي فوق تخصصي پليس خراسان دستگير شدند .»2

 

« يك دختر فراري ، از قاچاق دختران جوان به كشورهاي عربي پرده برداشت .» 3

 

« چندي پيش مادر دختر جواني به نام فريبا با مراجعه به پليس ادعا كرد كه دخترش را به عقد يك جوان بلوچ درآورده است ، اما از وقتي كه آنها به ماه عسل رفته ان د ديگر خبري از فريبا نداشته ، تا اينكه دخترش از خاك  پاكستان تماس تلفني گرفته و گفته است كه داماد ناخلف، او را به خانه فساد درپاكستان فروخته است ودر وضعيت بغرنجي  به سر مي برد. كارآگاهان با به دست آوردن موارد مشابهي از اين گونه ازدواج هاي فريب كارانه ، دريافتند كه با يك شبكه سازمان يافته روبرو هستند .»

 

اينها چند نمونه از اخباري است كه در روزنامه هاي مختلف در مورد قاچاق دختران و زنان جوان به چشم مي خورد و روز به روز بر تعداد آنها افروده مي گردد . متأسفانه دختران و زنان جوان به دلايل مختلف و اغلب از روي نا آگاهي به دام قاچاقچيان زن افتاده وبقيه عمر خود را بايد در نهايت فلاكت و بدبختي و فساد ، در غربت به سر ببرند و خانواده ها  بي خبر از سرنوشت شوم  جوانان خود در اندو ه فراق فرزندان ايام را سپري مي كنند اين معضل  و مشكل بزرگ جامعه ، ما را بر اين داشت كه در مورد اين « بردگي مدرن » جهت  آگاهي بيشتر افراد  به خصوص  زنان و دختران جامعه اسلامي  مطالبي در قالب  مقاله « قاچاق دختران و زنان »  ارائه دهيم و آنان را با خطرات  اين فاجعه  بزرگ جهاني اندكي آشنا سازيم .

ابتدا با واژگاني كه معرف قاچاق زنان است آشنا مي شويم .

 

قاچاق زنان در عرف بين المللي با واژه هايي مثل : خريد و فروش زنان ، بردگي زنان ، تجارت سفيد ، مافياي انسان ، فروش دختران ، بردگي مدرن  ، قوادي  ، باندهاي بين المللي فحشا  و ... شناخته شده است .

مفهوم قاچاق زنان طبق تعريف مجمع عمومي سازمان ملل متحد عبارت است از  : «انتقال غير قانوني و مخفيانه اشخاص درعرض  مرزهاي ملي ، عمدتاً از سوي كشورهاي در حال توسعه كشورهاي داراي اقتصاد جاري و سيال ؛ با هدف نهايي واداشتن زنان و دختران به وضعيت هاي بهره كشانه و ستمگرانه از لحاظ جنسي و اقتصادي ، به منظور سود به كارگيرندگان ، قاچاقچيان و سنديكاهاي جنايتكار و نيز  ديگر فعاليت هاي مرتبط با قاچاق نظير كار خانگي و اجباري ، ازدواج دروغين ، استخدام مخفيانه و فرزندخواندگي دروغين . » 5

 

قاچاق انسان ، پديده بسيار گسترده جهاني است . اكنون اين نوع قاچاق شامل مبادله افراد جهت كار در كارگاههاي سخت ، كار خانگي يا كشاورزي ، ازدواج هاي اجباري يا فريب انگيز به صورت پستي و سفارشي و خريد و فروش زنان براي روسپي خانه ها و كلوپ هاي رقص برهنه ، مي باشد . 6

 

هر چند مسئله قاچاق زنان در قرن اخير موضوعيت پيدا كرده ؛ اما بايد توجه داشت خريد و فروش زنان براي فحشا در دوران باستان نيز رواج داشت و بخشي از خريد و فروش بردگان محسوب مي گرديد . در زمان نزديك تر به عصر كنوني يعني قبل از جنگ جهاني دوم ، تجارت انسانها با عنوان « خريد و فروش زنان سفيد پوست » شناخته شده بود كه در آن ، زنان سفيد پوست اروپايي به ويژه زنان فرانسوي به وسيله قوادان ، به روسپي خانه هاي آمريكاي جنوبي هدايت مي شدند . از ابتداي دهه 1900 ميلادی به ويژه پس از فروپاشي  اتحاد جماهير شوروي  و بلوك شرق  مسأله قاچاق زنان در سطح جهان ابعاد گسترده اي يافت ؛ به طوري  كه امروزه تمام  كشورهاي اروپايي ، آمريكايي  و ژاپن در امر  واردات زن  به صورت كالا و كارگر جنسي فعاليت دارند . در آلمان 1 هزار زن اهل كشورهاي چك ، لهستان و بلغارستان برخلاف ميل خود در كلوپ ها و ميخانه ها كار مي كنند . 7

 

در آسياي جنوب شرقي دست كم يك ميليون كودك زير پانزده سال از راه فحشا ارتزاق مي كنند . 8  

تغيير ارزشها

برخي از صاحب نظران فقر و بيكاري را عامل گرايش قاچاقچيان به اين شغل كثيف مي دانند ولي فقر به تنهايي عامل انحرافات اجتماعي نيست . بلكه فقر حتي مي تواند بر تحكيم و ثبات اجتماعي تأثير بگذارد . نابرابري و تغيير ارزشها يك جريان  تهديد آميز است . به  عبارت  ديگر فقر زماني تأثير گذار است كه در مقابل  آن تصوير يا  گفتار يا آرزوهاي بلند پروازانه ارائه شود . هنگام ي كه ثروت ارزش محسوب مي شود  بدون در  نظر گرفتن اينكه از  چه راهي بدست آمده ، اين جاست كه نظام اجتماعي در  معرض خطر قرار مي گيرد .

 

گسترش خرده فرهنگ ها ي منحرف   

معمولاً قاچاقچيان در جامعه ، با فرهنگي زندگي  مي كنند كه  با ارزشها  و هنجارهاي  آن جامعه  متفاوت و حتي مغاير  مي باشد . اين فرهنگ  انحرافي ، محصول دسترسي به وسايل ارتباط جمعي جهاني چون اينترنت ، ماهواره و  استفاده مداوم از فيلم هاي غير مجاز و سكس است . افزايش  شاخص هاي  چون سنت گريزي ، احساس تنهايي ، بيگانگي اجتماعي ، كاهش گرايش هاي مذهبي و اخلاقي و گرايش به تجملات ، نشانه جذب فرد در خرده فرهنگهاي منحرف مي باشد .

 

ضعف اعتقادات ديني نيز مي تواند يكي از عوامل ارتكاب قاچاق زنان باشد. قاچاق زنان فعل حرامي است و مستلزم ارتكاب محرمات بي شماري مي باشد

 

مومن واقعي هرگز راضي نمي شود حتي در سخت ترين شرايط اقتصادي نيز اقدام به اين عمل كثيف كند . البته نبايد چنين تصور شود كه هر كس دچار ضعف اعتقادات است ، ممكن است به اين عمل دست زند . بلكه همان طور كه بيان داشتيم يكي از دلايلي است كه شخص واجد ، در معرض خطر ارتكاب ممكن است قرار گيرد .

 

متناسب نبودن نقشها و پاداشها 

در شرايطي كه يك قاچاقچي انسان داراي درآمد و موقعيت اقتصادي بالايي است و قانون هم متعرض او نمي شود به طور مسلم به سوي مشاغل كاذب و غير قانوني همچون قاچاق زنان متمايل خواهد شد .

 

« قاچاق انسان » كار پر در آمد و سود آوري است . بر اساس اطلاعات و تحقيقات 596 اداره پليس و 125 مؤسسه خدمات اجتماعي در كشور انگليس : « ميزان در آمد حاصله از فحشاي كودكان ، بالغ بر دو ميليارد دلار مي باشد . آلماني ها ساليانه 70 ميليارد مارك ، خرج روسپي ها مي كنند ، درآمد اين تجارت بيش از  تجارت هروئين است  .مواد اوليه اين تجارت پرسود شيطاني از كشورهاي جهان سوم از جمله ايران تأمين مي شود .

 

از ديگر دلايل عمده رواج  قاچاق زنان  مي توان ذكر كرد كه قاچاقچيان انسان  نسبت به  قاچاقچيان مواد مخدر ديگر انواع قاچاق احساس خطر كمتري مي كنند زيرا  در صورت شناسايي و دستگيري اين باندها متقاعد كردن قربانيان به ارائه شهادت عليه اين باندها بسيار دشواراست .

 

اين « برده هاي مدرن » در محلهاي اقامت خود هيچ وسيله دفاعي ندارند و هيچ نهاد رسمي از آنها پشتيباني نمي كند . در نتيجه همه سرنوشت آنها در دست باندهاي مافياي انسان است .در اكثر كشورهاي اروپايي اگر اين زنان بخواهند از اسارت دلالان رهايي يابند ، در بازداشتگاه هايي گرفتار خواهند شد كه براي باز پس گرفتن مهاجران غير قانوني در نظر گرفته شده است .

متأسفانه بايد گفت قانوني نيز به طور مستقل در خصوص اين معضل وضع نشده است لذا پرونده هايي اين چنين در    دادگاهها معطل مي ماند .قاچاق زنان

 

اگر زنان به مثابه كالا خريد و فروش شوند ديگر كرامت انساني آنان مخدوش مي شود . زناني كه دردام قاچاقچيان گرفتار مي شوند اولين چيزي كه از دست  مي دهند  شخصيت انساني است . آنان  همچون كالايي  در دست اربابان دست به دست شده و از خود  اختيار و استقلالي ندارند . قاچاقچيان  انسان آنها را  همانند ماشين  و اسلحه و اجناس ديگر در آژانس هاي معاملاتي خريد و فروش مي كنند . اندام آنها را براي جلب مشتري به نمايش مي گذارند و حتي در بعضي از اين آژانس ها ، حراج ماهانه برگزار مي كنند .

 

« طبق آمار پليس بانكوك ، 16000 زن و دختر از كشور تايلند به كشورهاي ديگر صادر شده اند . سهم آلمان غربي 3000 نفر بوده است . آژانس هاي فوق ، ماهانه حدود سه هزار معامله زن فروشي انجام مي دهند . » 9

 

« نينا كارپاچوا » نايب رئيس كميسيون حقوق بشر پارلمان اوكراين ابراز داشت كه دهها هزار زن اوكرايني در بسياري از كشورها به ويژه در يونان ، تركيه ، اسرائيل ، آلمان ، بلژيك ، و هلند به « برده هاي سفيد » تبديل شده اند .10

 

بهره كشي جسمي و جنسي  

اين زنان  و كودكان در مقابل انواع استثمار  و بهره كشي هاي مختلف جنسي همانند همجنس بازي ، روابط غير طبيعي ، سوء استفاده جهت تبليغات ، عكس و تصوير و ... آسيب پذير هستند . با اين  حال قاچاق انسان  محدود به  استثمار جنسي  نمي شود بلكه  ازدواجهاي  اجباري، كاراجباري  در خانه و  بازار،  مزارع كشاورزي و كارخانجات بافندگي ، تكدي گري در خيابانها و ديگر خدمات را شامل مي شود .

 

همان طور كه در اول اين مقاله نيز آمده ، متأسفانه در ايران نيز اخبار ناگواري از قاچاق دختران ايراني به كشورهاي پاكستان و كشورهاي حاشيه خليج گزارش مي شوند و روز به روز بر تعداد آن افزوده مي گردد .

 

به طور نمونه روزنامه « مشرق » چاپ بلوچستان پاكستان نوشت : « در هر ماه 45 دختر كم سن  ايراني به پاكستان قاچاق مي شوند كه از آنها براي فساد اخلاقي استفاده مي شود . در قاچاق اين دختران گروه بزرگي دست دارند كه پس از اغفال دختران ايراني آنها را به فروش مي رسانند . اكنون خريد و فروش دختران ايراني در كراچي به اوج خود رسيده است ! »

 

زنان و دختران ايراني باشگردهاي گوناگوني از جمله  وعده دستيابي  به شغل پردرآمد  در كشورهاي خارج ، قول ازدواج ، فرزندخواندگي، وعده نگهداري وحمايت ازدختران فراري، طرح دوستي و آشنايي ، ازدواج دروغين و ...  فريب مي خورند و در دام قاچاقچيان گرفتار مي شوند .

 

قاچاقچيان ايراني معمولاً يكي از سه دسته زير مي باشند :

زنان قواد ، بد نام و فاسدي كه تلاش دارند تا با فريب دختران و زنان جوان آنان را به دام انداخته ، يا با شكار دختران فراري و سرگردان ، آنها را به دلالان ساير كشورها بفروشند .

جوانان اوباش و شرور كه در قالب باندهاي زيرزميني به ربودن دختران ( عموماً دختران خياباني ) اقدام مي كنند .

پيرمردهاي متمولي كه نقش واسطه را ايفا مي كنند و دختران و زنان را براي سوء استفاده به كشورهاي قطر ، كويت ، دبي و ... قاچاق مي كنند .

 

قاچاق زنان از كشورهاي اسلامي ايران مي تواند حيثيت ملي و اسلامي نظام را لكه دار كند . از اين رو پايگاههاي ضد انقلاب در خارج از كشور با بزرگ نمايي اين مسئله در ايران مي كوشند تا چهره جمهوري اسلامي را نزد جهانيان مخدوش كرده و چنين وانمود كنند كه وضع اجتماعي در ايران نابسامان است . ناگفته نماند هر قدر بر ميزان آمار قاچاق دختران و زنان افزوده مي گردد ؛ چهره نظام جمهوري اسلامي نيز تيره تر گشته و حكايت از اين نابساماني ها مي كند .

 

سئوالي كه اينجا مطرح است اين است كه تا بحال در كشور اسلامي ما چه اقدامات جدي جهت كاهش اين معضل شديد اجتماعي شده است ؟ البته بايد براي مبارزه با قاچاق زنان راهكارهاي جهاني ارائه شود كه اولين گام وضع قوانين مناسب در مواجهه با اين جرم بين المللي است . ايران از جمله كشورهايي است كه از اوائل سده بيستم با پيوستن به اسناد بين المللي موجود عليه قاچاق زنان ، براي مبارزه با اين پديده شوم ، قوانين داخلي را به تصويب رساند اما بايد اعتراف كرد كه متأسفانه امروز در ايران قانوني مستقل براي جلوگيري از اين پديده و حمايت از قربانيان آن وجود ندارد .

 

 


 

  پي نوشت ها :

                 

1.    روزنامه ايران ، 24 / 11 / 1379 .

2.    همان ، 2 / 6 / 1381 .

3.    روزنامه مردم سالار ، 26 / 11 / 81 .

4.    روزنامه ايران ، 2 / 2 / 1381 .

5.    اشتري ، ص 20

6.    اشتري ، ص 18

7.    كيهان هوايي ، ش 885 ، 1369 .

8.    تبريزي ، ص 70 .

9.    بهروزي ، ص 137 .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:37  توسط احمد  | 

كاوشي در پيشينه تاريخي چهارشنبه سوري

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
قاشق زنی، آجيل مشکل گشا، پريدن از روی آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
دکتر نيکنام در اين باره می گويد:"ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می دانيم.
"در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."
"ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سی روز تقسيم می کرديم. و برای هر روز هم اسمی داشتيم . هرمز روز، بهمن روز،..."
"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.
انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم از ديگر رسوم اين شب است. معمولا جوانترها با انداختن چادری بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيرينی يا مشتی آجيل می گيرند.
خوردن آجيل مشکل گشا که بی شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوری است. که مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشکلشان اين آجيل را می خورند.
در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارک توپی به نام " توپ مروارید" وجود داشت که در شبهای چهارشنبه سوری اطرافش مملو از دخترانی بود که در آرزوی پيدا کردن شوهر بودند.
آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمی می رفتند و برای بر آورده شده حاجتشان بر روی اين توپ آرزو می کردند.
اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش؛ گره گشائی و غيره کاملا متداول است.
مشهد: گره گشائی؛ آتش افروختن؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يکی دو تير تفنگ می اندازند.
زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و کوزه شکستن متداول است. در مراسم کوزه شکستن در زنجان، پولی با آب در کوزه می اندازند و از بام به زير می افکنند.
ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوری اين که دخترانی را که می خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار می برند و هفت گره بر جامه ايشان می زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند.
تبريز: آجيل و ميوه خشک از ضروريات است و ديگر اينکه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب می ريزند.
اروميه: شب جهارشنبه سوری بر بام خانه ها می روند و کجاوه ای را که زينت کرده و آرايش داده با طناب از بام به سطح خانه فرود می آورند و می گويند:" بکش که حق مرادت را بدهد." کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شيرنی و آجيل بريزد وپس از آنکه در آن چيزی ريختند آن را بالا کشيده و به بام خانه ديگری می برند.

 

منبع: http://127.0.0.1:800/Default/www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/03/040316_pm-4shanbesoory.shtml

www.yadeyar.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:34  توسط احمد  | 

با دكوراسيون مناسب منزل، انرژي كسب كنيد!

انرژي فنگ‌شويي

فنگ‌شويي علمي است از چين باستان كه براي زندگي بهتر انسان‌ها به يادگار باقي مانده است. اين دانش به دليل سادگي اجرا و كاركردهاي شگفت انگيزش تاثير زيادي بر مردم داشته است چون با دقت در انتخاب لوازم منزل و قرار دادن آن‌ها در مكان مناسبشان در خانه مي‌توانيد موجب تعادل در نيروهاي ناپيداي آنها شده، در نتيجه فضايي سالم و سرشار از انرژي مثبت را به خانه‌مان هديه بدهيم. در فنگ‌شويي ايجاد هماهنگي بين رنگ‌ها هم اهميت به سزايي دارد. ترگل شعبانخاني از محققين ايراني در جلد دوم كتاب پزشكي مكمل و درمان‌هاي موازي اشاره كرده‌اند كه انسان‌ آگاهانه يا نا‌آگاهانه تحت تاثير رنگآميزي محيط اطراف، مبلمان اتاق‌ها و محل كار، لباس و حتي غذايي كه مي‌خورد، است. بعضي رنگ‌ها به او انرژي مي‌دهد و برخي آن را به هدر مي‌دهد. براي همين فنگ‌شويي مي‌تواند تعادل و هماهنگي را به خانه‌ ما به ارمغان بياورد.از همين الگو مي‌شود در ديگر ابعاد زندگي هم استفاده كرد حتي در بدن خودمان تا با توجه به غذايي كه مي‌خوريم و لباسي كه مي‌پوشيم انرژي فعال بدنمان را متعادل و هماهنگ كنيم.

(فرانك ايكرمن) مدرس و كارورز يكي از روش‌هاي فنگ‌شويي است.او چنين اظهار دارد كه دانشش را مديون سرچشمه و مبدا آن است كه بر اساس غيب‌‌گويي در سيستم‌هاي باستاني شكل گرفته است. او مي‌گويد كه اين سيستم‌ها ريشه در دوران آتلانتيس دارند.
فرانك و شاگردش (پاتريشيا بنكه) بهترين راه را براي اين كه چيزي در رابطه با اين روش ياد بگيريم اجراي عملي آن دانست و پيشنهاد كرد كه در دفتر مركزي نشريه كيندرد اسپيريت آن را اجرا كند. او در يك بعدازظهر روز جمعه كه دفتر خيلي شلوغ بود از راه رسيد. با وجود حضور ما و فعاليت‌هايي كه درمحل داشتيم، او انسداد انرژي را در مناطقي از ساختمان تشخيص داد. تشخيص او كاملا منطبق بر دريافت‌هايي بود كه ما نيز در آن مكان‌ها حس مي‌كرديم. پاتريشيا تفاوت اين سيستم را با ديگر سيستم‌هاي فنگ‌شويي در حين اجرا توضيح داد:(اگرچه فنگ‌شويي به ظاهر يك هنر براي ايجاد هماهنگي در درون و بيرون فضاي ساختمان به نظر مي‌رسد، اما در اصل اين هماهنگي به انرژي فنگ‌شويي(كه گاهي روح فنگ‌شويي نيز ناميده مي‌شود)، يعني سرچشمه و مبدا و منبع اين سنت مربوط است. آن چه كه اين روش را از ديگر فنگ‌شويي‌ها جدا مي‌كند اين حقيقت است كه در اين نوع، سيستم‌هاي نافذ انرژي در يك فضا مستقيما در همان سطح انرژي متعادل مي‌شود.
در اين نوع انرژي فنگ‌شويي نيازي به جابه‌جايي مبل‌ها نيست و يا اينكه به ديوارها ضربه زده شود و يا اشياي اضافي در منزل قرار داده شود. اين روش از يك الگوي ثابت و يا استفاده از اشكال هندسي خاصي پيروي نمي‌كند. در واقع اجراي اين نوع فنگ شويي به سادگي يك درخواست و يا نيت است كه كارورز درك مي‌كند و تشخيص مي‌دهد كه فضا چگونه است و افرادي كه در آنجا زندگي يا كار مي‌كنند به چه چيزي نياز دارند. كليد انجام كار اين است كه كارورز به طريق بخصوصي نگاه كند و سيستم‌هاي انرژي موجود در فضا را ببيند و تشخيص بدهد كه آيا جايي وجود دارد كه در آن، انرژي مسدود و يا شديدا قطبي شده باشد و براساس اين تشخيص سيستم انرژي را با كمترين دستكاري و يا دخالت تغيير دهد. وقتي ما راجع به اين موضوع با فرانك ايكرمن - بنيان‌گذار اين سيستم- صحبت كرديم او راجع به اشكالاتي كه سيستم‌هاي فنگ‌شويي مي‌‌توانند براي زندگي ايجاد كنند اين چنين گفت: (اغلب اين سيستم‌ها نمي‌‌توانند با موقعيت‌ها هماهنگ شوند. تئوري‌هايي هستند كه گرايش به تكيه كردن به يك قانون خاص را دارند اما زندگي خيلي به ندرت شرايط خاص مورد نظر آن تئوري را به وجود مي‌‌آورد. شخصي كه براي سال‌ها در مكاني زندگي ميكند، ناخودآگاه انرژي‌هاي آن مكان را تغيير ميدهد. اين چيزي است كه لازم است در نظر گرفته شود، بنابراين حتي اگر سيستم صحيح و درست باشد با اين حال ممكن است بازتاب لازم در زندگي را موجب نشود.) پاتريشيا توضيح داد كه اين سيستم از يك سري قوانين ثابت و قطعي پيروي نمي‌‌كند: (چيزي كه من براي بيشترين بهره در نظر مي‌‌گيرم اين است كه از طريق جاري شدن صحيح انرژي، انرژي‌هايي كه در فضاي كاري يا زندگي افرادي كه در آنجا هستند، تغيير كند. نتايج تغييراتي كه به وجود مي‌‌آيند،‌در هر زماني متفاوت است، زيرا براي هر كسي اين تغييرات مي‌‌تواند و يا لازم است متفاوت باشد. اين نمونه فنگ‌شويي چنين وعده‌اي نمي‌‌دهد كه به محض درخواست كسي، به عنوان مثال درخواست افزايش پول از يك فنگ‌شوكار، پولش به شكلي جادويي زياد شود، يا تمام مشكلاتش حل شود. ولي چيزي كه اين روش تضمين مي‌‌كند اين است كه تغييرات انرژي حاصله درجايي كه لازم است، حمايتش كند و البته در مراحل بعدي نياز به تغيير انرژي در خود فرد است. ارزيابي و مشاهده پاتريشيا در مكان ها به سرعت و با دقت بالايي انجام شد. او توضيح داد كه دريافتن سيستم انرژي ابتدا ضعيف‌ترين مكان را جستجو مي‌‌كند. اين مكان ممكن است در يك اتاق باشد، يا در كل خانه و يا در باغچه و محيط اطراف. سپس او مناطق ضعيف را از نو متعادل مي‌‌كند تا سيستم انرژي تغيير يافته را در آن مناطق به جريان بيندازد. قاعده كلي اين است كه ابتدا انسدادهايي كه در انرژي وجود دارد، برطرف شود، انرژي‌هاي اضافي بيرون بروند، سپس سطح انرژي مثبت بالا برود. لازم است آهنگ و ارتعاشات هماهنگ با آن فضا را پيدا كرد تا فهميد كه چه چيزي براي افرادي كه در آنجا زندگي يا كار مي‌‌كنند، ايد‌ه‌آل است. پاتريشيا، بعد از شناسايي مناطقي كه مشكل داشتند، نماد‌هاي ساده‌اي را برروي برگه‌هايي نقاشي كرد و آنها را در مكان‌هاي مناسب بر روي ديوار‌ها، زمين و سقف‌ها چسباند. او توضيح داد كه مي‌‌خواهد موقعيت نمادها را مشخص كند و ظرفيت اتاق را افزايش بدهد چون احساس تنگي جا مي‌‌كند و بعد او در هر يك از مناطقي كه انتخاب مي‌‌كرد يك كبريت آتش زد و آن را در طول آن نماد به حركت درآورد. اساسا اين روش يك شيوه كاملا در دسترس است، تئوري‌هاي چنداني ندارد و بيشتر تمريني است. پاتريشيا در مورد نمادهايي كه علامتشان فرق دارد توضيح داد كه تفاوت اين نمادها، در يك فضاي خاص جريان انرژي، كيفيت و مسير آن را از راه‌هاي مختلفي تحت تاثير قرار مي‌‌دهد. به عنوان مثال، يك نماد براي شناسايي انرژي در سطوح عمودي يك مكان است، يكي براي سطوح افقي (مثلا براي شناسايي اختلالات الكتريكي زيرزميني يا آبراهه‌ها مناسب است)، يكي براي راندن انرژي نامطلوب به بيرون از آن مكان و ديگري براي دعوت كردن انرژي خوب به داخل مكان. فرانك اين روش را براي تغيير و يا تبديل انرژي در انسان با طب سوزني ادغام كرده است و از طريق آن تشخيص مي‌‌دهد كه قطب‌هاي مثبت و منفي احتياج به توجه دارند. شناختن اين كه كدام قطب بايد به كار رود، چيزي است كه اين سيستم را شفابخش كرده است، دقيقا همين امر در ساختمان‌ها نيز به كار مي‌‌رود. شناختن اين كه كدام قسمت ساختمان منطقه حياتي آن است. كبريت مثل يك كليد آتش‌سوزي است كه نماد‌ها را روشن مي‌‌كند و باعث به كار افتادن آنها مي‌‌شود. من و چند تن از دوستانم كه شاهد عمليات پاتريشيا بوديم به وضوح تغييراتي كه به وجود مي‌‌آمد را لمس كرديم، عجيب اين بود كه همه اين تغييرات قابل توجه تنها حاصل همان كارهاي سادهاي بودند كه پاتريشيا انجام داد.
ويراستار: ميترا صالح‌زاده
منابع: كتاب پزشكي مكمل و درمان‌هاي موازي، جلد دوم، تاليف ترگل شعبانخاني
نشريه كيندرد اسپريت


انرژي ازاشياي منزل

اين دانش به دليل سادگي اجرا و كاركردهاي شگفت‌انگيزش تاثير زيادي بر مردم داشته است، چون با دقت در روش چيدمان اتاق نشيمن، آشپزخانه، حمام و دستشويي و انتخاب لوازم منزل و قرار دادن آن‌ها در مكان مناسبشان در خانه مي‌‌توانيم موجب تعادل در نيروهاي ناپيداي آنها شده، موقعيت‌هاي زندگي‌مان را بهبود ببخشيم و در نتيجه فضايي سالم و سرشار از انرژي مثبت را به خانه‌مان هديه بدهيم. از نظر علم معماري كهن چيني، همه قسمت‌هاي يك خانه با عناصر چهارگانه يا همان آب، باد، خاك و آتش در ارتباط مستقيم هستند. اتاق نشيمن هم عنصر فلز دارد، عنصري سنگين و بسيار مرتبط با احوال روزانه شما كه با وجود ساعت‌هاي بزرگ ديواري، تلويزيون‌هاي صفحه بزرگ، وسايل تهويه، رادياتور شوفاژ، ضبط صوت و دي‌وي‌دي، كه در اغلب اتاق‌هاي نشيمن پيدا مي‌‌شوند، سنگين‌تر هم مي‌‌شود. چيني‌ها و البته ايراني‌هايي كه جديدا به اين علم قديمي و جالب علاقه‌مند شده‌اند، براي نجات اتاق نشيمن و قابل تحمل كردن آن پيشنهادات بامزه‌اي دارند، مثلا داشتن ساعتي گرد به رنگ طلايي در اتاق، آن هم رو به روي در براي اين كه انرژي منفي اتاق را مهار كند،‌يا استفاده از تابلوهاي نقاشي مثل نقش‌ ماهي كه چيني‌ها معتقدند طول عمر مي‌‌آورد يا تصاوير زيبايي غير آن منظره‌هاي بي‌‌ريخت غروب كه دلسردي مي‌‌آورد و تصاوير عجيب ببرهايي كه توي كوبلن‌فروشي‌ها مي‌‌بينيم و بي‌‌نهايت ترسناك و پر از خشونت هستند. مهندسين علاقه‌مند به فنگ‌شويي در طراحي دكوراسيون اتاق نشيمن علاوه بر محدود كردن تصاوير، به رنگ‌ها هم مي‌‌پردازند، مثلا رنگ قرمز را براي اتاق شما ممنوع مي‌‌كنند،‌ چون كه روحيه تند و خشن و پرخاشگر كه مشخصه رنگ قرمز است، احوال خانواده شما را كه در اين اتاق امن گرد هم آمده‌اند به هم خواهد ريخت. بعد هم پيشنهاد مي‌‌كنند كه براي اتاقتان از رنگ‌هاي مخصوص جنگل مانند سبز و قهوه‌اي و آبي و زرد استفاده كنيد و با پارچه خوشرنگ و مبل ساده و نرم و حتي پشتي‌هايي كه فضاي گرم و خودماني شبيه كلبه جنگلي ايجاد مي‌‌كنند، فضاي اتاقتان را كاملا امن و دوست داشتني كنيد. علاوه بر همه اين‌ها اگر مي‌‌خواهيد اتاقي كه در آن دور هم جمع مي‌‌شويد اتاقي بدون دل‌نگراني‌هاي معمول باشد، عكس همه افراد خانواده و همه كساني كه دوست داريد را در قاب‌هاي كوچك بر در و ديوار آن آويزان كنيد، تا هميشه به يادشان باشيد. اتاق نشيمن شما جايي است كه در آن روزنامه مي‌‌خوانيد، عصرانه مي‌‌خوريد، با بقيه افراد خانواده گپ مي‌‌زنيد، ‌تلويزيون تماشا مي‌‌كنيد و حتي گاهي چرت مي‌‌زنيد! آيا اين اتاق پر از شادي ارزش ندارد كه با روش‌هايي ساده، هرچند غيرمعمول، دوست داشتني‌تر شود؟ پس اگر يك لحظه، فقط يك لحظه با علوم عجيب شرقي همراه شديد، يعني فقط علاقه‌مند شديد بدانيد (اين ويانگ)، يعني دو عنصر مثبت و منفي متعادل‌كننده انرژي از نظر چيني‌ها، ژاپني‌ها، هندي‌ها و همه شرقي‌ها در اتاق نشيمن شما به يك اندازه وجود دارد،كافي است كه امروز در تنهايي، بدون حضور كسي، در اتاق خلوت كنيد، روي صندلي راحتي بنشينيد و چشم‌هايتان را ببنديد. اگر ذهنتان به هزار جا رفت، اگر دلشوره داشتيد، اگر احساس امنيت و آرامش نداشتيد، اگر جريان هواي كاذبي را احساس مي‌‌كرديد، اگر قالي اتاقتان ناراحت و گل و گياه گوشه اتاق برايتان غيرقابل تحمل بود، اگر صداهايي در اطراف مي‌‌شنيديد و دلتان مي‌‌خواست پاهايتان را بالا بگيريد و خودتان را نجات دهيد، اگر سرتان مثل يك ديگ كه با چكش بر آن بكوبند صدا داد، اگر ياد بدهكاري‌ها، ‌غذاهاي مانده توي يخچال، مهمان‌هاي سرزده، رييس بداخلاق، همسايه‌هاي دوست نداشتني، خاله خرس‌هاي آشنا و همه اتفاقات و جرياناتي كه هر روز مثل ميخ توي پايتان فرو مي‌‌رود افتاديد، اگر دلتان نخواست پاهايتان را دراز كنيد، چند دقيقه تلويزيون نگاه كنيد يا كتاب بخوانيد و اگر خنكي كولر و يك دانه زردآلود خوشحالتان نكرد، نترسيد!

منابع: -1 كتاب پزشكي مكمل و درمان‌هاي موازي، جلد دوم، تحقيق وتاليف ترگل شعبانخاني
-2 اينترنت

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:16  توسط احمد  | 

اعتراض به حذف نام ایران در یاهو

Yahoo mail website has recently removed "Iran" from the list of world countries in its signup page!

We, the nation of Iran, assume it contrary to professional ethics to deny a nation and violate fundamental human rights for any reason, including the so-called political tensions between states and governments. 

We, therefore, ask Yahoo! to add Iran to the mentioned list again and officially provide a plausible explanation for offending thousands of Persian Yahoo! users by removing their country name.

Iran is a country with 7000 years of glorious, rich heritage and extensive history, a land in which lots of great artists, scientists and distinguished individuals have been flourished throughout the ages

You can easily find the great Iran (Ancient Persia) on the world map, shaped like a sweet cat and shining as an eternal star in the sky of peace and friendship between nations. 

 

زبان دوچ آلمانی

De de postwebsite heeft van Yahoo onlangs "Iran" uit de lijst van wereldlanden in zijn inschrijvingspagina verwijderd! Wij, de natie van Iran, veronderstellen het tegendeel aan professionele ethiek om een natie te ontkennen en fundamentele rechten van de mens om om het even welke reden, met inbegrip van de zogenaamde politieke spanningen tussen staten en overheden te overtreden. Wij, daarom, vragen Yahoo! om Iran opnieuw toe te voegen aan de vermelde lijst en officieel een aannemelijke verklaring te verstrekken voor het beledigen van duizenden van Perzische Yahoo! de gebruikers door hun land te verwijderen noemen. Iran is een land met 7000 jaar van glorious, rijke erfenis en uitgebreide geschiedenis, een land waarin veel grote kunstenaars, wetenschappers en voorname individuen door de leeftijden zijn gebloeid u groot Iran (Oud Perzië) op de wereldkaart kunt gemakkelijk vinden, die als een zoete kat en het glanzen als eeuwige ster in de hemel van vrede en vriendschap tussen naties wordt gevormd.

زبان فرانسوی

Le site Web de courrier de Yahoo a récemment enlevé l'"Iran" de la liste de pays du monde en sa page de signup ! Nous, la nation de l'Iran, l'assumons contraire à l'éthique professionnelle pour nier une nation et pour violer des droits de l'homme fondamentaux pour n'importe quelle raison, y compris les prétendues tensions politiques entre les états et les gouvernements. Nous demandons, donc, Yahoo ! pour ajouter l'Iran à la liste mentionnée encore et fournir officiellement une explication plausible pour des milliers offensants de Yahoo persan ! utilisateurs en enlevant leur nom de pays. L'Iran est un pays avec 7000 ans d'héritage glorieux et riche et l'histoire étendue, une terre dans lesquelles un bon nombre de grands artistes, de scientifiques et d'individus distingués ont été épanouis tout au long des âges que vous pouvez facilement trouver le grand Iran (Perse antique) sur la carte du monde, formée comme un chat doux et briller en tant qu'éternel tiennent le premier rôle dans le ciel de la paix et de l'amitié entre les nations.

به زبان روسی

Website почты Yahoo недавн извлекало "Иран" от перечня страны мира в своей странице signup! Мы, нация Ирана, принимаем его противоположность к профессиональнаяа этика для того чтобы отказать нацию и нарушить основн основные для любой причины, включая so-called политические напряженности между положениями и правительствами. Мы, поэтому, спрашиваем Yahoo! добавлять Иран к упомянутому списку снова и официально предусматривать правдоподобное объяснение для обижая тысяч перского Yahoo! потребители путем извлекать их имя страны. Иран будет страной с 7000 летами славного, богатого наследие и обширная история, земля в которой серии больших художников, научных работников и distinguished индивидуалов были процветаны в течении времен вы может легко найти большой Иран (стародедовский persia) на карте мира, сформированной как сладостный кот и светить как вечная звезда в небе мира и приятельства между нациями.

به زبان چینی

雅虎邮件网站从世界国家名单最近去除了"伊朗" 在它的signup 页里! 我们, 伊朗的国家, 承担它相反对专业道德否认国家和违犯根本人权为任一个原因, 包括所谓的政治紧张在州和政府之间。我们要求, 因此, 雅虎! 再增加伊朗来被提及的名单和为触犯的数以万计波斯雅虎正式地提供一个振振有词的解释! 用户由去除他们的国名。伊朗是一个国家以7000 年光彩, 富有的遗产并且广泛的历史, 许多了不起的艺术家、科学家和卓越的个体茂盛了在年龄过程中您的土地可能容易地发现伟大的伊朗(古老波斯) 在世界地图, 被塑造象一只甜猫和发光作为一个永恒星在和平和友谊天空在国家之间。

زبان عربی

موقع بريد ياهو في الاونة الاخيرة عزل "ايران" من قائمة دول العالم في صفحة الاشتراك!
ونحن ، الأمة من ايران ، تفترض انها تتعارض مع الاخلاقيات المهنيه لحرمان الأمة وتنتهك حقوق الانسان الاساسية لأي سبب من الاسباب ، بما في ذلك ما يسمى التوترات السياسية بين الدول والحكومات.
وبالتالي ، فاننا نسأل ياهو! اضف الى ايران الى القائمة المذكورة مرة اخرى رسميا وتقدم تفسير معقول لالجانية الالاف من الفارسيه ياهو! مستخدمين عن طريق ازالة اسم بلدهم.
ايران دولة ذات السنوات من 7000 المجيده ، غنية التراث والتاريخ واسعة ، في الاراضي التي قطع كبيرة من الفنانين والعلماء وافراد بارزين وقد ازدهرت على مر العصور
يمكنك بسهولة ايجاد العظيمة ايران (بلاد فارس القديمة) على خريطه العالم ، وشكلت حلوة مثل القط وتسطع كما ابدية نجمة في السماء من السلام والصداقه بين الامم.

 
   
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:15  توسط احمد  | 

10 فناوري برتر دنيا

تكنولوژي به سرعت در حال تعويض و دگرگوني طرز زندگي روزانه مردم است. در اين مقاله سعي خواهد شد به صورت خلاصه و به ترتيب اهميت 10 مورد از تكنولوژي نوين و شناخته شده را كه مردم آنها را قبول كرده‌اند بررسي شود.


در اين مقاله پنج مورد اول را خواهيد خواند، بقيه موارد نيز در ادامه خواهد آمد .
1ــ كامپيوترهاي دستي و قابل حمل
در ميان وسايلي كه اخيراً مردم به شدت به طرف آنها كشيده ميشوند بايد از كامپيوترهاي كوچك چند منظوره كه در كف دست جا ميگيرند نام برد. انجام مكالمات تلفني با اين دستگاهها كه بلك بري يكي از آنهاست ساده ترين وظيفه اين گونه وسايل ديجيتال است. Treo 650 هم يكي ديگر است. از اين دستگاه كوچك به عنوان دستيار ديجيتال شخصي پي دي اي Personal Digital Assistant PDA استفاده ميشود. بر قراري ارتباط تلفني، ارسال و دريافت ايميل، تنظيم و يادآوري قرار ملاقاتهاي شخصي و گشت زني در سايتهاي اينترنت هم از عهده تريو بر ميآيد.
آي پاد يك نام موفق ديگر است كه از تكنولوژي ديجيتال سود ميبرد. اما آي پاد هدف اوليه خود را كه شنيدن موزيك ديجيتال در هنگام حركت بود همچنان دنبال ميكند. ويلي پاول مدير عملياتي اپل سازنده آي پاد ميگويد درست است كه ما اخيراً چند بازي كامپيوتري كوچك به دستگاه اضافه كرده‌ايم اما براي ما پخش موسيقي اولويت خود را از دست نداده. آي پاد علاوه بر ارائه موزيك توانسته است‌ ويديوكليپ‌هاي خوانندگان به همراه چندين شو تلويزيوني تفريحي كه توسط شركت ديسني در آمريكا توليد ميشود به آي پاد اضافه كند.
بلك بري توسط شركت كانادايي Research In Motion (RIM) توليد شده و سپس شركتهاي تلفن سلولار تمام دنيا آن را به مشتريان خود ميفروشند. بلك بري در كف دست جا ميگيرد و از دگمه‌هاي پائين و بالا بر استفاده كرده و صفحه نشاندهنده آخرين مدلهاي آن رنگي است. بلك بري علاوه بر ويژگيهاي كامپيوترهاي مينياتوري PDA مانند دفترچه آدرس، تقويم و ليست كارهاي روزانه ضمناً يك تلفن همراه هم هست. اشتهار بلك بري دليل ديگري دارد؛ از بلك بري ميتوان به عنوان دستگاهي كه قادر به ارسال و دريافت ايميل‌هاي آني از هر نقطه جهان است استفاده كرد.
توانايي بلك بري در آميزش تكنولوژي تلفنهاي سلولار و كامپيوتر و اينترنت در يك حجم كوچك است و ميتواند با هماهنگي بين نرم افزار و سخت افزارهاي مختلف ارتباط كساني را كه به دلايل شغلي مجبور به حركت هستند با ديگران برقرار كند.

2ــ دانلود موزيك
بيشتر كساني كه موزيك را به صورت غير قانوني دانلود ميكنند عمل خود را دزدي ميدانند و آن را افتخاري براي خود نميدانند. نيل يكي از آنهاست. او در كامپيوتر خود بيش از 3400 آهنگ كه براي دريافت آنها پولي پرداخت نكرده دانلود كرده است. نيل 22 سال دارد و مانند دوستان ديگر خود براي هر كاري كه انجام ميدهند عذر و بهانه‌اي دارند. او ميگويد خوانندگان به اندازه كافي از كنسرتهاي خود درآمد دارند من يكي از آنها را در تلويزيون ديدم كه بيش از 30 ماشين گرانقيمت داشت. توليدكنندگان سي دي حاصل كار خوانندگان را از راههاي مختلف به دست مياورند آنها هم از اين راه به ثروت كلاني دست يافته‌اند. اگر آنها از خوانندگان دزدي ميكنند براي ما هم ايرادي نبايد داشته باشد تا آهنگهاي آنان را دانلود كنيم. نيل يك چيز را فراموش كرده است كه موزيك هم ميتواند صاحب داشته باشد و گرفتن اموال ديگران بدون اجازه و يا پرداخت حق استفاده هم نوعي سرقت است.
از زماني كه شان فنينگ 18 ساله از دانشگاه ترك تحصيل كرد و در سال 1999 سايت نپستر www.napster.com را راه انداخت مردم با استفاده از نرم‌افزار او توانستند موزيك و ويديوهاي بايگاني شده در كامپيوترهاي خود را به صورت اشتراكي در اختيار ديگران قرار دهند. برنامه او با نام پي تو پي Peer-to-Peer P2P شناخته ميشود و به همه اجازه ميدهد تا هر فايل موسيقي از نوع ام پي 3 را كه ميخواهند از كامپيوتر يكديگر دانلود كنند.
اگر چه نپستر با شكايت انجمن شركتهاي سازنده سي دي و گروهها موسيقي مانند متاليكا از كار دانلود مجاني آهنگ متوقف شد اما اكنون با پرداخت هزينه كمي همچنان با اشتراك دانلود آهنگ به كار خود ادامه ميدهد. اما سايتهاي ديگري مانند كازا www.KaZaa.com، لايم واير www.Limewire.com و www.eDonkey.com همچنان به دانلود رايگان اشتراكي فيلم و موسيقي آنلاين مشغول هستند. فيل آرمسترانگ سخنگوي كازا ميگويد ترافيك سايت ما 20 ميليون استفاده كننده در هر روز است و ما ميدانيم گروهي از بازديدكنندگان كازا بدون توجه به اخطارهاي متعددي كه در سايت قرار دارد بخشي از فايلها را بدون در نظر گرفتن قوانين كپي رايت دانلود ميكنند.
اگر چه منابع قانوني دانلود آهنگ و موسيقي نظير آي تيون از شركت اپل www.apple.com/itunes/download و يا سايت جديد نپستر توانسته‌اند رضايت صاحبان موزيك و خوانندگان پر طرفدار مانند آهنگ جديد گوين استفاني Hollaback Girl را با بيش از يك ميليون بار دانلود در آمريكا و 120 هزار بار در كانادا جلب كنند، اما نسبت كساني كه به صورت اشتراكي و مجاني به دانلود موسيقي مشغول هستند 14 به يك است.

3 ــ وسايل سرگرمي ديجيتال در خانه‌ها
امروزه دست مردم در انتخاب وسايل سرگرمي خانگي از هر زمان بازتر است. تلويزيونهاي LCD در اندازه‌هايي به نازكي 20 اينچ و به طول بيش از 60 اينچ كه مانند تابلو نقاشي بر ديوار نصب ميشوند، تا نمايش برنامه‌هاي تلويزيوني و ويديويي با سيستم پلاسما، و كانالهاي ماهواره‌اي، گوشه‌هايي از اين انتخاب هستند. سيستمهاي جديد وسايل سرگرمي خانگي به دلايل ايرادات تكنيكي هنوز محبوبيت خود در ميان مردم پيدا نكرده‌اند. اكنون تنها 2 درصد از خانه‌ها تلويزيون پلاسما و 11 درصد تلويزيون ال سي دي دارند. تماشاي يك برنامه ورزشي مانند هاكي و يا مسابقات اتومبيلراني در صفحات نمايش تلويزيونهاي ديجيتال جديد به دليل سرعت كم در پردازش تصوير نميتوانند فيلم را به شفافيت تلويزيونهاي آنالوگ قديمي نشان دهند. دليل ديگري كه سبب عدم محبوبيت اين گونه از تلويزيونهاي ديجيتال در ميان مردم شده است قيمت بسيار گران آنهاست.
يكي ديگر از وسايل سرگرمي در خانه‌ها دستگاه ايكس باكس است كه مايكروسافت اولين مدل آن را در 15 نوامبر 2001 به ساكنان آمريكاي شمالي و يك ماه بعد به اروپا و ژاپن معرفي كرد. تا پيش از معرفي آخرين مدل ايكس باكس با نام Xbox 360 مايكروسافت توانسته بود بيش از 22 ميليون دستگاه از مدل قديمي آن را به فروش برساند. رقباي ايكس باكس، GameCube از شركت نين تندو با فروش بيش از 18 ميليون دستگاه و PlayStaion از شركت سوني با فروش 100 ميليون دستگاه است. اكنون بيش از 200 ميليون خانه در جهان يكي از انواع كنسول‌ها بازيهاي كامپيوتري را جهت سرگرمي در اختيار دارند. ايكس باكس 360 آخرين كنسول بازيهاي مايكروسافت به طور رسمي در 12 مي 2005 در كانال ام تي وي معرفي و فروش آن در 22 نوامبر 2005 شروع شد و در همان روز اول در كانادا تمام دستگاهها كه به قيمت 500 دلار فروخته ميشد به فروش رسيد و مردم براي خريد آن نام خود را در ليست انتظار قرار دادند. ايكس باكس 360 علاوه بر بازيهاي كامپيوتري قادر به پخش دي وي دي، موسيقي و نمايش عكسهاي ديجيتالي است و مايكروسافت تلاش ميكند در بخشي از فروش 30 ميليارد دلاري بازيهاي كامپيوتري كه مطلقاً در اختيار سوني و كنسول بازي آن پلي استيشن است، سهيم شود.در قسمت اول اين مقاله با 3 مورد از تكنولوژي برتر كه اثرات جانبي آنها در دگرگوني نحوه زندگي مردم مشاهده ميشود را خوانديد. در اين شماره به ترتيب اهميت موارد ديگر به صورت خلاصه بررسي ميشود.
1 ــ كامپيوترهاي دستي و قابل حمل و نقل، 2ــ دانلود موزيك، 3ــ وسايل سرگرمي ديجيتال در خانه‌ها

4 ــ عكسبرداري ديجيتال
بيش از 40 در صد از خانواده‌هاي كانادايي دوربين ديجيتال دارند و سرعت رشد محبوبيت آن به علت سهولت در استفاده بيش از دستگاههاي پخش دي وي دي و ويديو است. پس از آن كه عكس گرفته ميشود بلافاصله براي چاپ و ايميل و نشان دادن آن به صورت اسلايد از تلويزيون آماده است، اين چنين سهولت در استفاده است كه دوربينهاي ديجيتال محبوبيت خود را به دست آورده‌اند (شهروند شماره 1002).
مارك فدرمن طراح استراتژي ارشد بخش فرهنگ و تكنولوژي دانشگاه تورنتو است. او اعتقاد دارد عكسبرداري ديجيتال بخشي از حركت جامعه به سمت ارتباط الكترونيكي فردي با افراد ديگر جامعه است. فدرمن اشاره ميكند سايتهايي مانند فليكر (شهروند شماره 1037) توانسته‌اند با دريافت عكسهاي ديجيتال مردم آنها را در مقابل ديد همگان قرار دهند. اين يك تغيير عمده در نحوه مشاركت آلبوم عكس خاطرات فردي بدون توجه به موقعيت جغرافيائي با كساني است كه طرز فكر مشابه دارند.
روند تغييرات عكسبرداري ديجيتال نشان ميدهد در آينده نزديك اندازه دوربينها روز به روز كوچكتر شده و هم زمان به كارايي و سهولت در استفاده از آنان افزوده خواهد شد. اخيراً كانن دوربين ديجيتال جديدي را به بازار عرضه كرده است كه صورت كساني را كه در حال لبخند زدن هستند تشخيص داده و از آنها عكس ميگيرد. در آينده نزديك ما شاهد حضور كيوسك‌هايي خواهيم بود كه در كافي شاپ‌ها، مراكز خريد و مال و فروشگاههاي اجاره فيلمهاي ويديويي قرار داده شده‌اند تا هر كس بتواند حافظه دوربين عكاسي خود را در داخل آنها قرار دهد و عكسها جهت چاپ به عكاسي ارسال شود و يا در عرض چند دقيقه در همان محل به چاپ رسيده و حاضر شوند.

5 ــ موسيقي ام پي 3
ام پي 3 فرمتي از موسيقي است كه كاملاً بر اساس تكنولوژي سي دي تهيه شده است. فرق عمده اين دو فرمت، قدرت ام پي 3 در كمپرس كردن فايلهاي موزيك و كم كردن حجم و اندازه آنهاست. به طور معمول در هر سي دي كمتر از 20 آهنگ قرار داده ميشود در حالي كه اگر آهنگها در فرمت ام پي 3 ضبط شده باشند تا 200 آهنگ را ميتوان در يك سي دي جا داد.
ام پي 3 خلاصه شده MPEG Audio Layer 3 و يا سطح سوم فرمتي است كه توسط شركت Moving Picture Experts Group MPEG به مرحله توليد رسيده است. مقايسه ميان فايلهاي موزيك سي دي با ام پي 3 به اين ترتيب است كه اگر آهنگي براي ضبط در سي دي 10 مگابايت از ظرفيت سي دي را به خود اختصاص بدهد نوع كمپرس شده آن بدون از دست دادن كيفيت صدا در فرمت ام پي 3 فقط به يك دهم آن يعني 1 مگابايت حافظه نياز دارد.
آهنگي كه در فرمت ام پي 3 ضبط شده باشد در دو حالت قابل استفاده است. ميتوان آن را بر روي سي دي معمولي قرار داد و يا به صورت يك فايل ديجيتال در كامپيوتر بايگاني كرد. فايلهاي بايگاني شده در كامپيوتر قابليت انتقال به دستگاههاي كوچكي كه اندازه برخي از آنها از درازاي يك انگشت دست هم كوچكتر است را دارند. اين دستگاهها ام پي 3 پلير نام دارند و ميتوانند صدها آهنگ را در خود ذخيره و پخش كنند.

6ــ ارتباط وايرلس
هنا چو 25 سال دارد. او دانشجوي فوق ليسانس رشته ارتباطات و كمك استاد دانشگاه رايرسون است. هنا تصميم دارد پايان نامه و تز فوق ليسانس خود را به موضوع ارتباط وايرلس WiFi اختصاص دهد. او ميگويد تمام دانشجويان من از لپ تاپ استفاده ميكنند و هميشه صداي كيبورد در كلاس شنيده ميشود. اگر فكر ميكنيد آنها از موضوع درس يادداشت برداري ميكنند كاملاً در اشتباه هستيد. دانشجويان من چت و گفتگو با دوستان خود در كلاس و خارج از دانشگاه و گوش كردن به استاد را هم زمان انجام ميدهند. رد و بدل كردن يادداشتهاي خصوصي كه هميشه در كلاسهاي درس در ميان دانشجويان و دانش آموزان رواج داشته است اكنون با ارسال و دريافت پيامهاي آني با استفاده از سيستم وايرلس دانشگاه صورت ميگيرد.
دانشگاه رايرسون مانند تمام مراكز آموزشي از سيستم واي فاي استفاده ميكند (بايگاني آنلاين شهروند شماره 859). در اين سيستم در كلاسها و محلهاي مخصوصي كه هات اسپات نام دارد هر كس با داشتن لپ تاپ، كامپيوتر مينياتوري دستي PDA و يا تلفن همراه ميتواند علائم مخابراتي شبكه داخلي واي فاي را بدون اتصال فيزيكي از طريق سيم و كابل دريافت كرده و به اينترنت وصل شود.
واي فاي يا Wireless Fidelity نوعي از اتصال شبكه‌اي است كه تمام كامپيوترهاي موجود در محدوده پخش علائم مخابراتي را به اينترنت و به يكديگر متصل ميكند. اين محدوده معمولاً در شعاع 30 تا 40 متري شبكه مركزي قرار دارد و ارتباط با استفاده از امواج راديويي انجام ميپذيرد. علاوه بر مراكز آموزشي بسياري ديگر از محلهاي كسب و كار و تجارت مانند رستورانها، فرودگاهها، كتابخانه‌ها، هتلها و كافي شاپ‌ها نيز اين پديده نسبتاً جديد را به مشتريان خود عرضه ميكنند.
بيش از 20 شركت هوايي و خطوط راه آهن در قبال دريافت مبلغ بسيار كم به مسافران خود اجازه ميدهند تا در طول پرواز و مسافرت بتوانند با واي فاي ارتباط خود را با اينترنت برقرار كنند.
شهرهاي بزرگ مانند فيلادلفيا، سانفرانسيسكو، نيويورك و مونترال در نظر دارند شبكه واي فاي را در تمام محدوده شهر گسترش دهند تا مردم در هر گوشه شهر و بازار و خانه با شبكه جهاني ارتباط داشته باشند.

7ــ حافظه فلاش
زمان استفاده از ديسكهايي كه فلاپي خوانده ميشدند و ميتوانستند تا حداكثر1/44 مگابايت اطلاعات را در خود بايگاني كنند به سر آمده است به طوري كه كامپيوترهاي جديد فاقد فلاپي درايو هستند. حافظه‌هاي قابل حمل نقل جديد فلاش نام دارند و كمترين حجم آنها 128 مگابايت معادل 90 ديسك فلاپي است و به بهاي 10 تا 30 دلار بفروش ميرسند. بيشترين ظرفيت حافظه فلاش كه اكنون در مرحله توليد است ميتواند تا حجم 32 گيگابايت اطلاعات كامپيوتري را در خود حفظ كند. با تكنولوژي فلاش كه روز به روز به حجم آن افزوده و از بهاي آن كم ميشود بايد در انتظار از بين رفتن سي دي و دي وي دي هم باشيم. حافظه فلاش علاوه بر بايگاني اطلاعات كامپيوتري ميتواند عكس، موسيقي و فيلمهاي ويديويي را هم در خود ضبط و پخش كند.
از حافظه‌هاي فلاش كه مورد توجه استفاده كنندگان دوربينهاي ديجيتال قرار گرفته است بايد از تكنولوژي Secure Digital SD نام برد. در گزارشي كه ماه گذشته شركت تحقيقاتي Needham مستقر در نيويورك آن را تهيه كرده است از شخصي كه عكسهاي ديجيتال خود را در حافظه اس دي ضبط كرده بود نقل قول شده است "من حافظه دوربينم را كه عكسهاي ماه عسل من در آن قرار داشت به اشتباه همراه لباسم در ماشين رختشويي شستم و خشك كردم، اما وقتي با نا اميدي عكسها را براي چاپ به عكاسي فرستادم به من گفتند عكسها قابل چاپ هستند و به حافظه اس دي دوربين هم صدمه‌اي وارد نيامده است".
گمان ميرود با فروش سرسام آور حافظه‌هاي فلاش تعداد كساني كه از اين نوع حافظه استفاده ميكنند تا سال 2008 به 3 برابر افزايش يابد. صنعت موسيقي و فيلم، بخصوص برنامه‌هاي تلويزيوني ديجيتال با ازدياد حجم حافظه فلاش به زودي دستخوش تغيير خواهند شد و هر كس با داشتن دستگاههاي كوچكي مانند آي پاد كه از نوعي حافظه فلاش سود ميبرد قادر خواهد بود تا اطلاعات كامپيوتري، آهنگهاي دلخواه و فيلمهاي سينمايي محبوب خود را در هر كجا كه بخواهد استفاده كند.

8 ــ اتومبيل با استفاده كم از سوخت فسيلي
گراني بهاي بنزين، پيش بيني اتمام ذخاير فسيلي در آينده و نگراني آلودگي روز افزون هوا سازندگان اتومبيل را تشويق كرده است تا نوعي از اتومبيل را كه از منابع الكتريكي و سوختي استفاده كند توليد كنند. اين نوع اتومبيلها Hybrid نام دارند. هايبريد در انگليسي به هر جانور دو رگه مانند قاطر، هر لغت كه اجزا تشكيل دهنده آن از دو زبان گوناگون باشد اطلاق ميشود. استفاده از اين كلمه در صنعت اتومبيل سازي اشتراك آن در استفاده از بنزين و الكتريسيته است.
اتومبيلهاي هايبريد در هنگام حركت از بنزين استفاده ميكنند و در زماني كه اتومبيل متوقف ميشود موتور به صورت اتوماتيك خاموش شده و به محض بر داشتن پا از پدال ترمز، ماشين با نيروي الكتريكي مجدداً روشن شده و به حركت در ميايد.
موضوع ديگري كه در اين بخش از تكنولوژي برتر مطرح ميشود استفاده از سوخت فسيلي در راه اندازي كامپيوترهاي دستي كوچك، لپ تاپ، تلفنهاي همراه و حافظه فلاش در آينده بسيار نزديك است. توليد كنندگان وسايل الكترونيكي در نظر دارند در 2 سال آينده، تكنولوژي وسايل الكترونيكي نفتي را جايگزين باطري هاي قابل شارژ نيكل كادميوم و ليتيوم يون فعلي كنند.

9ــ جي پي اس، سيستم جهت يابي به كمك ماهواره
انسان در قرنهاي گذشته با خيره شدن به آسمان و با كمك ماه و خورشيد و ستاره جهت يابي ميكرد. اسطرلاب و قطب نما هم سالهاي متمادي يار و ياور مردم بود. اكنون با گردش 24 ماهواره در مدار زمين ما از سيستم جهاني تعيين موقعيت Global Positioning System GPS استفاده ميكنيم (شهروند شماره‌هاي 530 و 738). اين سيستم جهت ياب در تمام مدلهاي جديد اتومبيلهاي ساخت جنرال موتورز با نام OnStar نصب شده است. جي ام ميگويد روزانه ميليونها نفر در هنگام رانندگي سيستم جهت ياب "آن استار" را مورد استفاده قرار ميدهند و در هر ماه بيش از 107 هزار مكالمه ماهواره‌اي كه 700 مورد آن به گزارش سرقت و يافتن موقعيت ماشين مسروقه اختصاص دارد انجام ميشود.
اخيراً صاحبان سگها هم ميتوانند با پرداخت مبلغ كمي يك فرستنده بسيار ظريف را در ماهيچه حيوان قرار دهند تا ديگر هيچ وقت نگران گم شدن سگ خود نباشند. بستن يك مچ بند به دست كودكاني كه در پاركهاي بازي از والدين خود دور شده و گم ميشوند سبب ميشود تا سيستم جي پي اس موقعيت آنان را به آني به پدر و مادر گزارش دهد. گم شدن به تاريخ پيوسته است. اتومبيلي كه به جي پي اس مجهز است هيچگاه دزديده نميشود و اگر دزديده شد هر كجا كه باشد پيدا ميشود. شركتهاي مسئول انتقال ماشينهاي تصادف كرده و يا از كار افتاده در كنار جاده، شركتهاي تاكسيراني و باربري و حتي تراكتورهاي كشاورزان نيز از كارايي‌هاي سيستم جهت ياب حداكثر سود را ميبرند. شركتهاي هوايي در نظر دارند به زودي برچسب هاي هوشمندي را به مسافران عرضه كنند تا آنها هر لحظه بتوانند از موقعيت بار و چمدان خود در طول سفر آگاه شوند. سيستم جي پي اس وارد زندگي روزانه ما شده است، تكنولوژي آن پيشرفت خواهد كرد و همچنان در آينده با ما خواهد بود.

10 ــ اينترنت فون
مكالمه تلفني شهري و يا راه دور با كمك اينترنت وويپ Voice Over Internet Protocol VoIP خوانده ميشود (بايگاني آنلاين شهروند شماره 997). سيستم بسيار ساده است يك دستگاه تلفن مخصوص 35 دلاري با كامپيوتري كه به اينترنت متصل است از طريق پروتكل شبكه جهاني ارتباط شما را با شماره تلفن ديگر برقرار ميكند. بررسي آماري شركت In-State نشان ميدهد بيش از 5 ميليون نفر در جهان به صورت مستمر از اينترنت جهت تماسهاي تلفني راه دور بهره ميبرند.
طرح ارسال صدا بر روي اينترنت ابتدا در يكي از انستيتوهاي تحقيقاتي ناسا، سازمان هوا فضايي آمريكا شكل گرفت و سرانجام با ايده تجاري در سايت Net2phone به مرحله اجرا درآمد. در اين سايت كه به شماره هاي تلفن آمريكا اختصاص داشت پس از دانلود يك نرم‌افزار با حجم كم تماس از كامپيوتر به تلفن برقرار ميشد.
در ابتداي پيدايش سيستم صدا بر روي اينترنت VoIP شركتهاي خصوصي تلفن استفاده از آن را شروع كردند و نرخهاي مكالمه در شركتهاي بزرگ مخابرات مانند بل به ناگهان شكسته شد. شركتهاي كوچكتر سرويس دهنده مكالمه بر روي اينترنت با فروش كارت تلفن كه هر يك داراي شماره رمز Pin Number بود از مشتريان ميخواستند با شماره تلفنهاي محلي و بدون هزينه‌ي شهري با اينترنت فون آنان تماس گرفته و ارتباط خود را با مخاطبان راه دور برقرار كنند.
تا پايان سال جاري كه چند روزي بيشتر به آن باقي نمانده است بيش از يك ميليون نفر از ساكنان كانادا به طريقي مكالمات خود را از طريق وويپ انجام خواهند داد و شركتهاي مخابراتي اينترنت فون مانند ويديوترون كه 40 در صد بازار وويپ را در آمريكا و كانادا در انحصار خود دارد تلاش ميكنند تا بر كيفيت ارتباط تلفني از راه اينترنت افزوده و صورتحسابهاي 50 تا 60 دلاري شركت مخابرات بل را حداكثر به 5 دلار كاهش دهند.

 

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 17:11  توسط احمد  | 

آنمي:

آنمي به حالتي اطلاق مي شود كه ميزان هموگلوبين يا هماتوكريت كمتر از حد

 

 طبيعي بوده و جوابگوي نياز بدن ازنظرتامين اكسيژن نباشد. كمخوني مي

 

 تواند نسبي يا مطلق باشد. كم خوني مطلق زماني است كه توده ي گلبول

 

 قرمزكاهش يافته باشد. و كمخوني نسبي به حالتي گفته مي شود كه حجم

 

 پلاسما افزايش يافته باشد.

 

 

علل كم خوني به دو دسته پاتوفيزيولوژيك عمده تقسيم ميشود:

 

1.اختلال در گلبول هاي قرمز

 

 

2.افزايش تخريب اريتروسيت ويا از دست دادن خون به ميزان بيشتر از

 

 توانايي توليد مغز استخوان براي جايگزيني آن

 

 


روش ديگرطبقه بندي كم خوني برمبناي شكل ظاهري گلبول قرمزبه صورت

 

 ماكروسيت،نرموسپيتيك ياميكروسيتيك بوده كه ميتوانددرتشخيص افتراقي

 

 كمك كننده باشد.

 

 

 

نشانه هاي باليني :

 

نشانه هاوعلائم باليني آنمي ناشي  از كاهش تحويل اكسيژن به بافت ها بوده و

 

 به كاهش هموگلوبين وحجم خون وسرعت ايجاد تغييرات بستگي دارند. به

 

 طور كلي بيماران آنمي ازخستگي زودرس وتنگي نفس هنگام فعاليت و

 

 همينطور از ضعف،سرگيجه،طپش قلب و سردرد شكايت مي كنند

.

يافته هاي فيزيكي شايع عبارتند از: رنگ پريدگي، نبض كوبنده و سريع، كاهش

 

 فشارخون،تب خفيف وابسته به جاذبه وسوفل سيستوليك(صدا هاي

 

 غيرطبيعي قلب)

كمخوني فقر آهن:

اريتروپويزز پاسخ تكثيري مغز استخوان اريتروئيد در برابركم خوني است و

 

 درآن هم تحريك مناسب مغز استخوان سالم توسط اريتروئيد و هم وجود

 

 مقاديركافي ذخيره آهن نقش دارند و اشكال در هركدام از اين اجزاء موجب

 

 بروز كم خوني ناشي از كاهش تكثيريا فقرآهن مي شود.

 

 

 


كمخوني ناشي از تكثيرغالبا در بيماراني مشاهده مي شود كه مبتلا به

 

نارسايي كليه، تخريب مغز استخوان، كمبود آهن وحالات التهابي حاد ومزمن

 

هستند

 

 

شدت كم خوني و ميزان ذخيره آهن پاسخ تكثيري اريترون را تعيين مي كند.

 

 در پاسخ به كاهش تحويل اكسيژن سلولهاي بينابيني دورلوله اي كليه

 

 اريتروپويتين توليدمي كند. وقتي سطح هموگلوبين به پايينتراز 100 گرم در

 

ليتربرسد غلظت اريتروئيداستخوان به طورلگاريتمي افزايش مي يابدوسبب

 

تحريك تكثياريتروئيددر مغزاستخوان مي شود وتوليد گلبول قرمز را چندين

 

 برابر مي كند.

 

كمخوني به علت ازدست رفتن خون دربيماري كه مغزاستخوان سالم وذخيره

 

 آهن طبيعي داردمعمولادرعرض 7 تا 10روزتوليدگلبول قرمزرا به 2 تا 3

 

برابرمي رساند. درمبتلايان به كمخوني هاي همولتيك سطوح بالاتر توليد

 

 گويچه قرمز مشاهده مي شود، چرا كه در اين بيماران مغز استخوان درحفره

 

 مغز استخوان گسترش مي يابد درواقع سطح توليد بيش از 5 تا 6

 

برابرطبيعي را مي توان درمبتلايان به كمخوني همولتيك مادرزادي و نقص

 

 هاي ارثي ساخت هموگلوبين مشاهده كرد. در اين پاسخ منبع آهن نقش

 

 كليدي دارد قسمت اعظم آهن مورد نياز براي اريتروپويززپايه ازگلبول قرمز

 

 

 به دست مي آيد. آهن اين گويچه هاتوسط دستگاه رتيكولواندوتليال دوباره

 

به چرخه بدن بازمي گردد اين آهن توسط ترانسفرين پلاسما منتقل مي گردد.

 

 قسمت اعظم مولكول ترانسفرين مملو از آهن به گيرنده خاصي درسطح پيش

 

 سازاريتروئيد متصل شده سپس به درون آنها راه مي يابند، بعد ازآن آهن

 

 اين مولكولها آزاد شده مجموعه ترانسفرين مجددا به گردش خون آزاد مي

 

تا چرخه انتقال كامل گردد. پيش سا زاريتروئيد ازآهن تحويل داده شده براي

 

 ساخت هموگلوبين استفاده كرده مازاد آن را به شكل فريتين ذخيره مي

 

نمايد، مقدار كمي ازآهن توسط الحاق درآنزيم هاي هم و ذخيره فريتين

 

 برداشت مي شود مقدار آهن تحويل داده شده به مغز استخوان و برداشت

 

شده ازآن توسط عوامل متعددي تعيين مي شود از آن جمله مي توان به اين

 

موارد اشاره كرد :

1)سطح ذخاير آهن

2)مقدار آهن متصل به ترانسفرين

3)جريان خون مغز استخوان

4)تعداد پيش سازهاي مغز استخوان اريتروئيد وميزان بروز جايگاه هاي اشغال شده گيرنده هاي ترانسفرين

تعداد پيش ساز و بروزگيرنده هاي ترانسفرين در سطح سلول مستقيما تحت

 

 تاثير ميزان تحريك اريتروپويتين قرار مي گيرد. در سمت تحويل آهن مقدا

 

ر آهن موجود براي انتقال بستگي به منابع دردسترس تامين آهن دارد. كه

 

شامل مقدار ذخاير آهن رتيكلو اندوتليال، مقدارآهن دريافتي و ميزان جايگزيني

 

 است .براي دستيابي به پاسخ تكثيري حداكثر مقدار آهن و تحريك

 

 اريتروپويتين بايد متعادل باشند. كاهش ذخيره آهن به مواردي اطلاق مي

 

شود كه بين نيازهاي فيزيولوژيك طبيعي مثل رشد بدن، از دست رفتن خون

 

قاعدگي و بارداري و سطح دريافت آهن از رژيم غذايي تعادل وجود نداشته

 

 باشد. كمخوني فقر آهني كه با گويچه هاي قرمز هيپوكروم ـ ميكروسيتي

 

همراه باشد نشان مي دهدكه زماني طولاني از تعادل منفي آهن گذشته است و

 

 شدت كمخوني به حدي است كه توليد سلول هاي با ميزان هموگلوبين ناكافي

 

را تحريك كرده است ميزان بروز هر يك از اين حالات در هر جامعه بستگی

 

به مقدار و نوع منبع آهن،رژيم غذايي،كارايي جذب آهن و بروز شرايط بيماري

 

 كه منجربه از دست رفتن آهن مي شوددارد.

 

تظاهرات باليني :

 

يافته هاي باليني مي تواند ناشي ازعلت زمينه اي از دست دادن خون، تظاهرات

 

 عمومي كمخوني يا كمبود آهن باشد وعبارتند از :

 

 

پاراستزي مثل كرختي،سوزن سوزن شدن، آتروفي اپيتليوم زبان همراه با

 

سوزش يا درد شكاف يا زخم دهان، گاستريت مزمن پيكا يا اشتياق به

 

خوردن مواد غيرمعمول مثل خاك يا يخ ،ناخنهاي مقعريا قاشقي، بلع مشكل

 

بدليل وجود پرده بافتي يا تنگي نسبي در محل اتصال مري به هيپو فارنكس

 

وهمچنين اسپلنومگالي به طور نسبي ناشايع اند .

 

 

 

بررسي آزمايشگاهي آهن :

 

سنجش اصلي منابع آهن كه در تشخيص باليني به كار مي روند عبارتند از:

 

آهن سرم، ظرفيت اتصال آهن به ترانسفرينTIBCوسطح فريتين سرم

 

 

سايربررسي شامل:مشاهده آسپيراسيون مغز استخوان يا نمونه بافتي آن از

 

نظر ذخاير آهن رتيكلو اندوتليال وپروتوپورفيرين سيدروبلاستها وگويچه

 

 هاي قرمز و سطوح گيرنده ترانسفرين سرم مي باشد اندازه گيري باز

 

چرخش آهن پلاسما وجذب آهن نيزبا استفاده ازمقادير ناچيزآهن راديواكتيو مقدور است

تشخيص افتراقي:

 

كم خوني فقرآهن را بايداز سايركم خوني هاي ميكروسيتيك يا هيپوكروم

 

افتراق داد كه شامل صفت تالاسمي ،بيماريهاي مزمن و كمخوني

 

 سيدروبلاستيك مي باشند. ذخيره آهن مغز استخوان و فريتين سرم در فقر

 

 آهن كاهش مي يابند، درحاليكه درسايرموارد طبيعي يا افزايش يافته است..

 

عوارض كم خوني ناشي از فقر آهن در كودكان :

 

آهن براي رشد مطلوب و فراهم آوردن زمينه مناسب براي يادگيري در

 

 

دوران تحصيل ضروري است. كمبود آهن در دوران شيرخوارگي و در اواي

 

ل كودكي غيرقابل جبران است ولي كم خوني ناشي از فقرآهن در كودكان زير

 

2 سال و كودكان سنين مدرسه با تاخير رشد خفيف همراه است. در درمان

 

 كم خوني موجب افزايش سرعت رشد مي شود.كم خوني در  كودكان موجب

 

احساس ضعف وخستگي، دوري از فعاليت بدني و ورزش و بي حوصلگي و

 

 بي تفاوتي مي شود. ضريب هوشي كودكان با فقرآهن5 تا10امتياز كمتر از

 

 حد طبيعي برآورد شده است. دادن آهن به كودكان كم خون موجب كاهش

 

ابتلابه بيماري عفوني مي شود. 

 

    

 

پيشگيري و كنترل كم خوني ناشي از فقرآهن :

 

ابتلا به بيماري عفوني موجب كاهش اشتها شده و درجذب و استفاده از مواد

 

مغذي اختلال ايجاد كرده و در نتيجه مواد مغذي ازجمله آهن كاهش مي يابد.

 

 رعايت اصول بهداشت فردي ازجمله شستن كامل دستها با آب و صابون قبل

 

 از تهيه و مصرف غذا و پس از اجابت مزاج، به منظورجلوگيري از ابتلا به

 

آلودگي هاي انگلي ،از اقداماتي است كه بايد مورد تاكيد قرارگيرد. غني سازي

 

 مواد غذائي با آهن يكي از روش هاي عمده و موثر براي كاهش كمبودآهن و

 

 كم خوني ناشي از فقرآهن درجامعه است.

تدابير درماني :

اصل اول دردرمان شناخت و تصحيح عامل زمينه اي است .

 

 

دادن آهن فرو به صورت خوراكي در حدود 200 ميلي گرم در روز در سه

 

دوز بين غذا موجب جذب 40 تا 60 ميلي گرم آهن در روز مي شود كه همراه

 

 با آهن توليد شده از دريافت و برداشت گلبول قرمز پير به ميزان 2تا 3 براب

 

ر طبيعي كفايت مي كند. بهترين روش پيگيري درمان اندازه گيري همو گلوبين

 

است كه بايد بعد از روز پنجم1/0تا 2/0 گرم در دسي ليتر در روز و هر3

 

هفته حداقل 2 گرم در دسي ليتر افزايش يابد. بعد از طبيعي شدن هموگلوبين

 

درمان براي حداقل 2 ماه ديگر ادامه يابد .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:48  توسط احمد  | 

خلاقيت

 

 خلاقيت

تعريف خلاقيت

يك فكر يا ايدة جديد كه تركيبي از ايده هاي قديمي است را خلاقيت گويند. داشتن توانايي ساخت ايده هاي نو به توانايي شما در تشخيص ارتباط بين موارد ظاهراً غير متجانس بستگي دارد.

خلاقيت يعني كنار هم قرار دادن افكار و ايده هايي كه تا قبل از اين پنداشته مي شد به يكديگر ربطي ندارند. اين توانايي شماست كه افكار مختلف را با يكديگر تركيب كنيد و يك ايده نو كه مفيد هم هست بوجود آوريد.

آن گونه كه به نظر مي رسد ظاهراً مسئله اي وجود ندارد كه نتوانيد حل كنيد هدفي وجود ندارد كه نتوانيد به آن برسيد هيچ مانعي وجود كه نتوانيد از آن بگذريد اگر بدانيد چگونه از قدرت خلاقيت مغز خود استفاده كنيد تا هر مشكلي را مانند يك اشعه ليزر از زندگي خود جدا كنيد و دور بيندازيد.

 

شما خلاق هستيد

خلاقيت به معني اختراع يك چيز كاملاً جديد نيست، بلكه بوجود آوردن يك سري ارتباطات همسو است. لازم نيست كه حتماً يك فرد خاص باشيد تا خلاق باشيد هر كسي مي تواند خلاق باشد. اين مهم نيست كه شما كي هستيد، مهم اين است كه چگونه عمل مي كنيد. تنها چيزي كه احتياج داريد اين است كه براي مشكل خود چندين راه حل پيدا كنيد نه اين كه خود را به اولين راه حلي كه به نظرتان مي رسد يا از همه ساده تر است محدود كنيد. به خود اجازه بدهيد كه سر زنده كنجكاو و انعطاف پذير باشيد.

روانشناسان معتقدند كه خلق ايده در يك شخص به فعاليتهاي او بستگي دارد و اين تفكر را تفكر همبسته مي نامند. اين وابستگي به صورت مداوم و خطي نيست بلكه پرشي است. با بوجود آوردن ارتباط بين افكار و ايده هاي مختلف براي يك لحظه هم كه شده بايد نسبت به وضعيت موجود در خود شك و ترديد ايجاد كنيد. محدوديت براي خلاقيت كشنده است كه به جاي اينكه به جواب برسد باعث خفه شدن نطفه تفكر خلاق مي شود. در پروسه يك تفكر خلاق همه مراحل ارزيابي ميزان ترديد، غلبه بر آن و بها دادن به آن براي خلق يك ايدة بزرگ بسيار مهم هستند.

 

يك پيش شرط مهم

همچنان كه به بررسي افراد خلاق مي پردازيد يك چيز مشترك در همه آنها خواهيد يافت و آن عشق به كاري است كه انجام مي دهند.

 

آموزش و پروراندن خلاقيت

يك خبر خوب اين است كه خلاقيت يك مهارت و استعداد است كه قابل يادگيري و پروراندن است پس براي افزايش مهارت خود تمرين كنيد. با اين مهارت مي توانيد رشد شخصي و حرفه اي خود را شتاب ببخشيد. با افزايش مهارت هاي فكري و انجام تمرين هاي لازم براي شكوفايي خلاقيت مي توانيد ارزش فعاليتهاي خود را چند برابر كنيد و به سرعت كميت و كيفيت دستاورد هايتان افزايش مي يابد.

 

هر روز تمرين كنيد

اگر بخواهيد جام قهرماني تنيس را ببريد. هر چند وقت تمرين مي كنيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ روزي يكبار؟

هر چند وقت يكبار بايد عضلات خلاقيت مغز خود را تمرين دهيد تا داراي قدرت خلاقيت بالايي باشيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ يا هر روز؟

 

با يك ديدگاه متفاوت به قضايا بنگريد

هميشه يك ديدگاه متفاوت منجر به يك نوع آوري شده است. حال براي كارها و مسائل موجود مي خواهيد يك راه حل بهتر پيدا كنيد پس آنها را بازسازي كنيد يعني اول كار يا حرفه يا مشكل خود را به اجزاي كوچكتر تقسيم كنيد و براي حل مشكل يا يافتن راه بهتر براي انجام كار از يك راه متفاوت اين اجزا را كنار هم بچينيد.

 

بدنبال سئوالات جستجوگر باشيد

براي خلاق بودن يك ذهن كنجكاو نياز داريد بدون تعداد زيادي سئوالات چرا؟ و چه مي شد اگر؟ نمي توانيد يك ديد خلاق بوجود آوريد. براي بوجود آوردن چنين ديدي كه اكثر افراد در همين زمينه دجار مشكل هستند مطمئن شويد كه علاوه بر طاهر هر چيزي به زير پوسته و ماهيت آن هم نگاهي داشته باشيد هيچ كاري را براي امتياز گرفتن و مورد توجه قرار گرفتن انجام ندهيد. سعي كنيد به دنيا با چشمهاي كنجكاو تري بنگريد. سعي كنيد نظرياتي پويا ارائه دهيد و به آنها اكتفا نكنيد سعي كنيد هر چيز مهمي را از خود بپرسيد چرا؟ و ببينيد چه اتفاقي مي افتاد اگر اينچنين مي شد؟

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:46  توسط احمد  | 

ابن سینا

شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا . به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری مطا بق 980 میلادی  از پدر بلخی ایی بنام عبدالله و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه خورمیثن قریه ای میان بلخ و بخاراچشم به جهان گشود .که نامش را حسین گذاشتند .

 

شرکت در جلسات بحث از دوران کودکی ، به واسطه پدر که از پیروان آنها بود . بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وی در فراگیری علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصیه استاد وی ابو عبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی ، ‌ابن سینا را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری مشغول نکند . و چنین شد که وی به دلیل حافظه قوی و نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت .

تا آنجا که پادشاه بخارا ، نوح بن منصور به علت بیماری خود ، وی را به نزد خود خواست تا او را مداوی نماید ابو علی سینا بعد از تداوی از نوح تقاضا کرد تا به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یابد و از آن استفاده نماید این تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت . به این ترتیب وی توانست با استفاده از این کتابخانه در علوم مختلف از جمله حکمت ،‌ منطق و‌ ریاضیات تسلط یابد

وی با وجود پرداختن به کار سیاست در دربار منصور ، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشکلات ناشی از کشمکش امرا که سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملک ، حاکم همدان ، را به دنبال داشت . بیش از صدها جلد کتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته که هر یک با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است . وقتی در دربار امیر بود و آسایش کافی داشت و دسترسی اش به کتب میسر بود ،‌ به نوشتن کتاب قانون در طب و کتاب الشفا یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود مشغول می شد که اوج کمال تفکر قرون وسطی است که بدان دست یافت و در تاریخ تفکر انسانی از تحقیقات معتبر جهان بشمار می رود .

اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های کوچک می نوشت از میان تالیفات ابن سینا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتی جهانی یافته است . کتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه ، یعنی منطق ، ریاضی ، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است . منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یکی از معتبرترین کتب منطق مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . کتاب قانون در طب در هفت جلد نیز که تا قرن ها از مهمترین کتب طبی به شمار می رفت . شامل مطالبی درباره قوانین کلی طب ، دواهای ترکیبی و غیر ترکیبی و امراض مختلف می باشد .

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است . او اقلیدس را ترجمه کرد . رصدهای نجومی را به عمل درآورد و در زمینه حرکت ، نیرو ، فضای بی هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت تحقیقات ابتکاری داشت . رساله وی درباره معادن و مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود . در یکی از کتاب های او فصلی به نام اصل کوه ها که بسیار جالب توجه است . در آنجا ابن سینا می گوید : ممکن است کوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . یکی برآمدن قشر زمین . چنان که در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب که برای یافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود . زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت . آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند . این است علت برخی از برجستگی های زمین .

 

او به موجودیت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود .....سینا میگفت افعال و حوادث مستقیما از خدا بوجود نمی آید بلکه در نتیجه عمل غایی داخلی تکامل میابد . سینا کوشش زیاد کرد تا نظریات فلسفی خود را با عقاید عامه مسلمانان توافق دهد سینا همه قضایا را تنها به روش عقلی و کاملا مستقل از قرآن مورد بحث قرار     می داد از این سبب بود که تا قرن ها از طرف خلافت ها و هیت های حاکم ارتجاعی او را مظهر کفر و الحاد میدانستند و سوزاندن کتابهایش از سیاستهای متداول طی چند قرن در کشور های اسلامی منطقه بود زمانیکه اورا کافر و ملحد گفتن او گفت . ((کفری چو منی گزاف و اسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و ان هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود))

 

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم کلی مثل انسان ،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یکی از پرسشهای علمای قرون وسطی که مدت های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول کرده بود پاسخ داد . تاثیر آرای فلسفی ابن سینا ، ‌همچون آموزه های طبی او ، ‌بر علاوه قلمرو اسلامی ، ‌در اروپا نیز امری قطعی است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلمانی فرقه دومینیکی (1200 تا 1280 میلادی) ‌نخستین کسی بود که در غرب تفسیر و شرح جامعی بر فلسفه ارسطو نوشت . به همین دلیل اغلب او را پایه گذار اصلی ارسطوگرایی مسیحی می دانند . وی که جهان مسیحیت را با سنت ارسطویی الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سینا متکی و معتقد بود. .فلسفه و حکمت را حذف کردند وجای آنرا به تفسیر قران.احادیث. و اصول فقه واگذار کردند . علما مورد تکفیر اربابان مذهب قرار گرفت از جمله کسانیکه که با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغیان کرد حجته اسلام غزالی(450 الی 505هجری) بود که عمری فلسفه را اموخت و به علت یاس و حیرت واهمه عجیبی که به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محکم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه .علم و حکمت گردید.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 20:3  توسط احمد  | 

DNA چیست؟

کشف ماده‌ای که بعدها DNA نام گرفت در سال 1869 بوسیله فردیک میشر انجام شد. این دانشمند هنگام مطالعه بر روی کرویات سفید خون ، هسته سلولها را استخراج کرد و سپس بر روی آن محلول قلیایی ریخت. حاصل این آزمایش ، رسوب چسپناکی بود که بررسیهای کیمیاوی آن نشان داد، ترکیبی از کاربن ، هیدروژن ، اکسیژن ، نیتروژن و درصد بالایی از فسفر می‌باشد. میشر این ماده را نوکلئین نامید. زمانی که ماهیت اسیدی این ماده مشخص گردید، نام آن به اسید دزاکسی ریبونوکلئیک تغییر یافت.

در سال 1953 در ساختمان سه بعدی DNA ، بوسیله واتسون و کریک کشف شد. واتسون و کریک با استفاده از مطالعات تفرق اشعه ایکس ، رشته‌های DNA که بوسیله فرانکلین و ویلکینز تهیه شده بود و همچنین ساختن مدلها و استنباطهای مشخصی ، مدل فضایی خود را ارائه دادند و در سال 1962 واتسون و کریک و ویلکینز به خاطر اهمیت کشف ساختمان DNA به صورت مشترک جایزه نوبل دریافت کردند.

مدل پیشنهادی آنان چنین بود. DNA یک مارپیچ دو رشته ‌ای است که رشته ‌های آن به دور یک محور مرکزی ، معمولا به صورت راست گرد پیچ می ‌خورند. طبق مدل واتسون و کریک ، ستونهای قند - فسفات همانند پله ‌های زینه به دو قسمت خارجی القلیهای آلی پیچیده و به این ترتیب در معرض محیط آبگینه داخل سلول هستند و القلیهای آلی که خاصیت آبگریزی دارند، در داخل مارپیچ قرار می‌گیرند. هنگام تشکیل مارپیچ رشته‌ها به صورت موازی متقابل قرار می‌گیرند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 20:2  توسط احمد  | 

ادوات ورودی ( سنسورها ، ترانسدیوسرها و ترانسمیترها)

سنسورها ، ترانسمیترها و ترانسمیترها اجزای یک پروسه صنعتی هستند که کاربردهای فراوانی در پروسه های متنوع دارند.

کاربرد عمده این قطعات در ارزیابی عملکرد سیستم و ارائه یک فیدبک با مقدار و وضعیت مناسب است که بدین ترتیب کنترلر سیستم متوجه وضعیت کارکرد آن و جگونگی حالت خروجی خواهد شد .
یک سنسور بنا به تعریف ، قطعه ای است که به پارامترهای فیزیکی نظیر حرکت ، حرارت ، ن
ور ، فشار ، الکتریسیته ، مغناطیس و دیگر حالات انرژی حساس است و در هنگام تحریک آنها از خود عکس العمل نشان می دهد .
یک ترانسدیوسر بنا به تعریف ، قطعه ای است که وظیفه تبدیل حالات انرژی به یکدیگر را برعهده دارد ، بدین معنی که اگر یک سنسور فشار همراه یک ترانسدیوسر باشد ، سنسور فشار پارمتر را اندازه می گیرد و مقدار تعیین شده را به ترانسدیوسر تحویل می دهد ، سپس ترانسدیوسر آن را به یک سیگنال الکتریکی قابل درک برای کنترلر و صد البته قابل ارسال توسط سیم های فلزی ، تبدیل می کند .بنابراین همواره خروجی یک ترانسدیوسر ، سیگنال الکتریکی است که در سمت دیگر خط می تواند مشخصه ها و پارامترهای الکتریکی نظیر ولتاژ ، جریان و فرکانس را تغییر دهد ، البته به این نکته باید توجه داشت که سنسور انتخاب شده باید از نوع شنشورهای مبدل پارامترهای فیزیکی به الکتریکی باشد و بتواند مثلأ دمای اندازه گیری شده را به یک سیگنال بسیار ضعیف تبدیل کند که در مرحله بعدی وارد ترانسدیوسر شده و سپس به مدارهای الکترونیکی تحویل داده خواهد شد .

برای درک این مطلب به تفاوتهای میان دو سنسور انداره گیر دما می پردازیم : ترموکوپل و درجه حرارت جیوه ای ، دو نوع سنسور دما هستند که هر دو یک عمل را انجام می دهند ، اما ترموکوپل در شمت خروجی سیگنال الکتریکی ارائه می دهد ، در حالی که درجه حرارت جیوه ای خروجی خود را به شکل تغییرات ارتفاع در جیوه داخلش نشان می دهد .

ترانسمیتر وسیله ای است که یک سیگنال الکتریکی ضعیف را دریافت کرده و به سطوح قابل قبول برای کنترلرها و مدارهای الکترونیکی تبدیل می کند ، مثلأ یک حلقه فیدبک سیگنالی در سطح ماکروولت یا میلی ولت یا میلی آمپرتولید می کند و این سیگنال ضعیف می تواند با عبور از ترانسمیتر به سیگنالی در سطوح صفر تا ده ولت و یا 4 تا 20 میلی آمپر تبدیل شود. ترانسمیترها عمومأ از قطعاتی مثلop-amp برای تقویت و خطی کردن این سطوح ضعیف سیگنال استفاده می کند .

سنسورها و ملحقات آنها مثل ترانسدیوسرها را در گروه های بزرگی تحت عنوان ابزار دقیق قرار داده و آنها را بر اساس نوع انرژی قابل استفاده و روشهای تبدیل ، دسته بندی می کنند .

سپیده مهرالحسنی : s_mehrolhasani@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:35  توسط احمد  | 

50 مورد که دنیا را نابود می کند


1)
متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست.
2)
در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند.
3)
نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت 15 ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند.
4)
یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
5)
در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد.
6)
آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد.
7)
تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است.
8)81
درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور جهان به وقوع پیوسته.
9)
اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد.

10)
در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند.
11)
در بیش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند.

12)
یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند.
13) 13
میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند.
14)
در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود.
15)
در هندوستان 44 میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند.
16)
در کشوهای صنعتی روزانه 6تا7 کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود.
17)
پردرآمدترین ورزشکار جهان، ?تایگر وودز? گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد کسب می کند.
18)
در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند.
19)
در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، 67 هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره 125 نفر مشغول فعالیت هستند.


20) تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود.
21) از سال 1977 به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است.
22) تعداد کسانی که طاق های طلایی ?مک دونالد? را می شناسند، بیشتر از افرادی است که با تاج خار مسیحیت آشنایی دارند.  
23) در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود.
24) رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد.
25) یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند.
26) در بیش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد.
27) هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند.
28) احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی 33 درصد می باشد.
29) یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد.
30) احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد.
31) 82 درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
32) 70درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند.
33) یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد.
34) در قاره آفریقا 30 میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند.
35) هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد.
36) تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند.
37) در آمریکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند.
38) در جهان حداقل 300 هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد.
39) هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند.

40) در نبردهای مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند.
41)  در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 میلیون نفر شرکت کردند، در حالیکه همان سال و در جریان نخستین دور انتخاب
Pop Idol انگلستان 32 میلیون انگلیسی رای دادند.
42) ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود.
43) هزینه تسلیحاتی آمریکا 33 برابر بیشتر از هفت دولتی است که کاخ سفید آنها را با لقب ?دولت های قلدر? معرفی می کند.

44) در دنیا 27 میلیون برده وجود دارد.
45) آمریکایی ها در هر ساعت 5/2 میلیون عدد بطری پلاستیکی را به جمع زباله ها اضافه می کنند. یعنی در عرض سه هفته می توان با روی هم گذاشتن این بطری ها با خطی پلاستیکی کره زمین را به کره ماه متصل کرد.
46) هر انگلیسی روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد.
47) 120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند.
48) هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند.
49) بدهی آمریکا به سازمان ملل متحد از مرز یک میلیارد دلار گذشته است.
50) احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می
باشد

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:13  توسط احمد  | 

((دوستت دارم)) به ۲۱ زبان دنیا

فارسي   Farsi (Persian)  : Doostat daram 

ارمني    Armanian : Siroum em kez

عربي    Arabian : Enniee ohebboka

برزيلي   Brazilian : Eu  te ama

چيني   Chinese : Mi tuzya var prem karata

کانادايي   Canadian : Naanu ninnanu preethisuthene

دانمارکي  Denmark : Jeg eloker dig 

انگليسي  English : I love you

فرانسوي  French : Je t,aime

يوناني     yreek  : S,ayapa  phila su

آلماني   Jermanic : Ich liebe dick

هلندي  Hollan : Ik hou van  jou

ايتاليايي  Italiann : Ti ama

هندي  Indian : Mai tujhe pyaar kartha ha

ايرلندي  Irish : Ta gra agam art

پرتغالي   Portuguese : Ama _te

روسي  Russian : ya vas liubli

سوئدي   Suedish : Jag a iskar dig

سوئسيسي  Suiss : Ch,ha diga rn

اسپانيايي  Spanish : Te quiera

ترکي  Torkish : Seni seriya rum

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 0:9  توسط احمد  | 

باب راس

باب راس در سال 1943 در شهر ساحلي دايتوناي فلوريدا بدنيا آمد. پدر باب يك نجار بود. سال نهم دبيرستان بود كه مدرسه را رها كرد و به نيروي هوايي پيوست. بهنگام اقامتش در آنكورايج آلاسكا (Anchorage, Alaska) با نقاشي آشنا شد. بعد از پايان دوران خدمتش بود كه به مدارس زيادي براي يادگيري نقاشي رفت، اما از كندي رسم تابلوها با روشهاي كلاسيك خسته و ناكام شد و تصميم گرفت در روش ”تر روي تر“ در نقاشي تحولي ايجاد كند و آنرا بكار گيرد تا بتواند بسيار سريعتر نقاشي بكشد و نقاشي ياد بدهد و اين دستمايه ي اصلي تكنيك او شد.

باب بعد از امتحان كردن روشهاي بسياري در نقاشي، از جمله نقاشي آبرنگ، توانست روش ويژه ي خود را كه برگرفته از روش ”تر روي تر“ است ابداع كند. در روشهاي كلاسيك رنگ روغن معمولا بعد از خشك شدن ِ يك لايه رنگ، لايه ي بعدي و جزئيات بعدي را اضافه مي كنند و بهمين دليل نمي توان يك اثر را يكباره خلق كرد. اما در روش تر روي تر مي توان در كمتر از يك ساعت بطور كامل يك اثر را خلق كرد.

ويديوهاي او تحت نام ”لذت نقاشي با باب راس“ از سال 1983 شروع به توليد شدند كه ميليونها نفر در سراسر دنيا اين برنامه هاي تلويزوني را مشاهده مي كنند. او در برنامه هايش به همه ثابت مي كند كه همه مي توانند مانند او نقاشي بكشند! او با كلام شيوا و بسيار جذابش و استفاده از استعاراتي مانند: ”اين ابر كوچولو داره اونجا شادي مي كنه“، ”شاد باشي كوه كوچولو“ و ...  قدم بقدم ما را با روح آرام و ديدگاه زيباي خود از زندگي آشنا مي كند.

او با گفتن ”اين مخلوقات كوچك خدا دارن اونجا براي خودشون زندگي مي كنن“ بما ياد آوري مي كند كه هر چيزي و هر كسي به دوست نياز دارد، حتا يك بوته.

برنامه هاي تلويزيوني باب راس در ايران از سال 1380 در شبكه ي چهارم صدا و سيما آغاز به پخش شدند و در اين مدت بينندگان بسياري را با خود همراه كرده اند و عملا سطح هنر نقاشي ايران را بالا برده اند. اينك نقاشي يك هنر همه گير و بسيار جذاب شده است و كسي كه اين برنامه ها را ببيند نمي تواند از بي استعداد بودن بنالد!

(www.irib.com )

به اين دليل كه دوبلر صداي باب در ايران صدايي مشابه باب، نرم و آرام، دارد بهنگام ديدن فيلم دوبله شده باب از تلويزيون شبكه ي 4 به ذهن بيننده ي ايراني اين مي رسد كه گزافه نيست اگر تصور كند اين خود باب است كه دارد به آرامي بفارسي سخن مي گويد و اين دليل محبوبيت اين برنامه در ايران است.

باب در سخنانش مي گويد: ”هر روز،  روز خوبي براي زندگي كردن است!“ و اين جمله بسياري از بينندگانش را به زندگي و آرامش تشويق مي كند. بهمين دليل است كه ميليونها نفر در سراسر دنيا احساس نزديكي با روح اين مرد مي كنند و او بحق عمق دوستي را با وجود خود نمايش مي دهد.

در چهارم جولاي 1995، (13 تيرماه 1374)  باب راس در سن 53 سالگي بر اثر ابتلا به سرطان فوت كرد، اما براستي او را در برنامه هايش مي توان زنده و شاد ديد، گويي جاودانه مانده است.

بعد از فوت باب، يكي از دوستانش بنام آنيت كوالسكي روش باب را براي نقاشي گلها توسعه داد.

هر چند كه باب فوت كرد اما مي توان تصور كرد كه او با همان موهايي كه مانند برگهاي يك درخت بر سر او سايه انداخته، آرام و با همان صداي آرام،  به فرشتگان تعليم نقاشي مي دهد! و بسياري از نقاشان آماتور ايراني به روح او به پاس خدماتش درود مي فرستند.


 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 13:49  توسط احمد  | 

معرفی پرداخت

سیستم " پرداخت " به عنوان گسترده ترین سیستم خدمات خرید و فروش اینترنتی در ایران با صدها فروشگاه اینترنتی متصل و صدها هزار محصول قابل خرید اینترنتی ، هزاران هزار خریدار اینترنتی و ده ها نمایندگی فعال در تمامی استانهای کشور ، زیر بستر مناسبی برای گسترش تجارت الکترونیک  و فرهنگ خرید و فروش اینترنتی در فروشگاه های الکترونیکی است. سیستم " پرداخت " پلی است میان فروشگاه های اینترنتی و خریداران در سراسر ایران.

امکانات سیستم " پرداخت " برای فروشگاه های اینترنتی
سیستم " پرداخت " امکانات بسیار مناسبی برای کسب درآمد از طریق اینترنت در اختیار فروشگاه های اینترنتی قرار می دهد تا بتوانند به راحتی فروش اینترنتی خود را آغاز نمایند. هم اکنون با " پرداخت " شما نیز می توانید با راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی به کسب درآمد اینترنتی بپردازید. لطفا برای وارد شدن به دنیای تجارت الکترونیک و کسب درآمد از اینترنت اینجا را کلیک کنید.

امکانات سیستم " پرداخت " برای خریداران اینترنتی
با توجه به وجود محدودیتها و مشكلاتی كه در ایران در امر تجارت الکترونیک و خرید و فروش بر روی اینترنت وجود دارد، خریدارن اینترنتی می توانند از کلیه فروشگاه های اینترنتی متصل به " پرداخت " به خرید اینترنتی محصولات مورد نیاز خود پرداخته و سپس درب منزل تحویل گرفته و پول سفارش را به مامور پست بپردازند. علاوه بر این امکان خرید اینترنتی توسط کارت های بانک پارسیان و بانک سامان نیز وجود دارد. برای آگاهی از نحوه خرید از اینترنت اینجا را کلیک کنید.

درباره " پرداخت"
محدودیتها و مشكلاتی كه در كشورمان در امر تجارت الکترونیک و خرید و فروش بر روی اینترنت وجود دارد و همچنین عدم وجود امكانات بانكی مناسب برای استفاده از کارتهای اعتباری باعث شد تا شركت رهنما با همكاری شركت پست جمهوری اسلامی ایران با توجه به داشتن شبكه گسترده پستی و اعتماد مردم به این بخش دولتی، تسهیلاتی جهت رفاه حال هم میهنان عزیز در امر تجارت الکترونیک و خرید و فروش بر روی اینترنت ارائه دهد. به همین منظور سیستم دریافت پول از مشتری در هنگام تحویل كالا راه اندازی شده است.
این پروژه از تیر ماه 1381 از سوی شركت اطلاع رسانی رهنما با همكاری شركت پست جمهوری اسلامی ایران شروع گردید و در دیماه همان سال فاز اول آن در اصفهان به بهره برداری رسید و هم اکنون در سراسر ایران امکان خرید و فروش اینترنتی میسر شده است.
دراین سیستم ابتدا خریدار وارد سایت فروشگاه اینترنتی می شود و محصولات مورد نظر خود را انتخاب و در سبد خرید خود قرار می دهد و پس از وارد نمودن اطلاعات شخصی و آدرس پستی ، خرید اینترنتی خود را نهایی می كند. سپس اطلاعات سفارش در کنترل پانل مخصوص فروشگاه اینترنتی به اطلاع فروشنده می رسد. فروشنده  ، سفارش رسیده را آماده به ارسال كرده و پس از آن مامور پست سفارش را از فروشگاه اینترنتی دریافت می كند و به دست خریدار در هر کجای ایران می رساند. در هنگام تحویل کالا پول سفارش را از خریدار دریافت می نماید. پس از وصول پول ، واحد مالی سیستم "پرداخت" در دوره های زمانی مشخص با فروشگاه های اینترنتی تسویه حساب می كند .
كلیه مراحل عملیاتی سیستم از طریق اینترنت به اطلاع خریدار، فروشنده ، شعبه پستی و مدیریت سیستم می رسد. لازم به ذكر است این سیستم به گونه ای طرح ریزی شده كه امكان اتصال به سیستم های الکترونیکی بانك ها و موسسات مالی و اعتباری را داشته باشد و در كنار سیستم پرداخت هنگام تحویل قابلیت های پرداخت الکترونیکی نیز در آن پیشبینی شده است. در حال حاضر نیز امکان خرید و فروش اینترنتی با استفاده از کارت های بانک پارسیان و سامان در سیستم وجود دارد.
 " پرداخت " زیر ساخت مناسبی برای تجارت الكترونیک در ایران است . توسط " پرداخت " تعامل مناسبی بین فروشگاه اینترنتی ( فروشگاه الکترونیکی ) با خریداران در راستای فروش اینترنتی و خرید اینترنتی به همراه امكانات مناسب پرداخت اینترنتی برقرار می گردد. " پرداخت " خرید الکترونیکی و فروش الکترونیکی را با و بدون نیاز به كارت اعتباری تسهیل كرده است. گسترش فرهنگ تجارت الکترونیک در همه زمینه ها از سیاست های كلی سیستم پرداخت میباشد كه با هدف فرهنگ سازی خرید اینترنتی و فروش اینترنتی در ایران صورت میپذیرد 

قابلیت خرید اینترنتی از صدها فروشگاه اینترنتی متصل در سراسر ایران ، تحویل کالا در هر کجای کشور توسط پست ، بدون نیاز به کارت اعتباری و یا واریز به حساب بانکی ، بیمه شدن کالا در بین راه ، کاملا امن ، پرداخت پول بعد از تحویل کالا درب منزل و یا محل کار ، بدون نیاز به عضویت و اتلاف وقت ، منتخب وزارت بازرگانی و طرح برتر کارآفرینی کشور از خصوصیات بارز سیستم " پرداخت "می باشد

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 22:2  توسط احمد  | 

حجرالاسود

حجرالاسود، سنگی است سیاه رنگ که بر دیوار رکن کعبه منصوب است و حاجیان هنگام طواف کعبه تبرکاً آن را لمس می کنند و پیش از اسلام نیز این مورد احترام بوده است.
از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود: سه سنگ از بهشت آمده: حجر الاسود و سنگ مقام ابراهیم و سنگ بنی اسرائیل که چشمه های آب از آن می جوشید داستان نصب حجرالاسود توسط محمد امین رسول خدا صلی الله علیه وآله پیش از بعثت بسیار معروف و مشهور است.
img/daneshnameh_up/8/8d/Makeh67.jpg

نیز نقل است که هنگام جنگ حجاج بن یوسف با عبدالله بن زبیر ، کعبه توسط حجاج ویران گشت و آنگاه که به تعمیر آن همت گماردند در نصب حجرالاسود دچار مشکل شدند زیرا هر یک از علما و قضات و بزرگان برای نصب آن می رفتند، خانه خدا به لرزه می افتاد و نسب حجر میسر نگشت. در آن حال امام سجاد علیه السلام وارد مسجد شد و حجرالاسود را بی آنکه در مکه تزلزلی به وجود آید، نصب فرمود.

این سنگ همواره میان مسلمانان محترم و عزیز بود. آن را استلام نموده و تیرک می جستند و کسی را جرأت جسارت با آن نبود تا سال 317 هجری قرامطه به مکه هجوم بردند و پس از ارتکاب جنایات حجر الاسود را به سرزمین خود، احساء بحرین بردند و آن سنگ مدت بیست و دو سال در آن جا بود تا اینکه در سال 339 در زمان حکومت مطیع لله عباسی با وساطت ابوعلی علوی به کوفه منتقل شد و آنگاه به جایگاه خود نصب نمودند.

منابع:
المعارف و المعاریف، ‌ج 2، ‌ص 693؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 402؛ تاریخ تحلیلی اسلام، ‌شهیدی، ص 40

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 22:0  توسط احمد  | 

من «زيره» هستم !

من سوغات كرمان زيره هستم . در فارسى به من ((زيره ))، در عربى به من ((سنوت )) مى گويند و در كتاب هاى گياه شناسى قديم ((كمون )) خوانده شده ام ، و در زبانهاى اروپايى نام من با كمى تغيير از كمون گرفته شده است ، زادگاه اوليه نوع سياه من كرمان است واينكه بعضى از مولفين اروپايى و مترجمين ايرانى منشا مرا مصر عليا نوشته اند صحيح نيست ، فقط نوعى از ما كه به كمون نبطى معروف است از قديم در سواحل رودخانه نيل خاكسترى است فرق بسيار است . از جمله اينكه من شكم را جمع مى كنم و نوع نبطى به آن لينت مى دهد. زراعت من به آب زياد احتياج ندارد و كشاورزان كرمان به جاى اب وعده آنرا مى دهند در صورتى كه محصولى كه در كنار رودخانه نيل به عمل مى آيد. از آب زيادترى بهره مند مى شود.
خاصيت هورمونى و ضد عفونى كننده و قدرت ميكرب كشى من خيلى زيادتر از انواع ديگر است ، من داراى انواع مختلف به رنگهاى سياه ، سبز، صورتى ، زرد و قهوه اى و سفيد خاكسترى هستم .
بذر انواع ما بيضى دراز است و همگى داراى يك اسانس روغنى فرار مخلوط از چند تركيب دارويى و مواد موثره بوده و همراه آن مقدارى تانن - رزين - صمغ و نوعى الكل و تركيبات كوچك ازت دار است . اروپاييان مرا مانند ادويه به غذا ميزنند و پنير را با آن خوشبو و حفظ مى نمايند و يك نوع نان با آن مى پزند و اعراب بذر ما را با عسل و فلفل مخلوط كرده ، معجونى جهت تقويت قوه باه درست مى كنند. ميوه من استعمال داخلى دارد و هم خارجى - بادشكن و جمع كننده رطوبت است ، مقوى معده - امعاء كبد بوده ، اشتها را تحريك مى كند. جلوى سكسكه را ميگيرد، ورم طحال و اسهال را معالجه مى كند. به علت داشتن هورمون جنسى ، شهوت را بر مى انگيزد و شير مادران را زياد مى كند. عادت ماهانه زنان را باز مى كند و به موقع آنرا بند مى آورد. عرق را زياد مى كند و بوى بد آنرا برطرف مى سازد. پرندگان مخصوصا كبوتر به بوى دانه سياه من علاقمندند و اگر آنرا در لانه كبوتر بگذاريد، زود مانوس شده و هر كبوترى كه بوى آنرا بشنود، به سوى لانه مى آيد و از آن گريزانند. اگر آب خيسانده مرا به چوب بماليد، موريانه نخواهد خورد و اگر آنرا بر بدن بماليد، شپش در لباس رشد نخواهد كرد و در اين مورد پيشينيان غلو كرده اند. نوشته اند اگر بدن نوزادى را هنگام تولد با آب زيره بشويند، در تمام عمر شپش در بدن او پيدا نمى شود.
(خوشبختانه اين روزها به علت پيدا شدن داروهاى ضد حشرات شپش ‍ پيدا نمى شود و ما نتوانستيم صحت و سقم اين ادعا را كه اغراق به نظر مى رسد امتحان كنيم ) شستشو با آب خيسانده يا جوشانده من رنگ چهره را باز و آنرا نورانى مى نمايد. مرا با ماسك زيبايى روى صورت بنيدازيد و يا مخلوط با ماست كرده ، به صورت بماليد و لطافت و نرمى آنرا بعدا مشاهده فرماييد. من قاطع بلغم و درمان رعشه و لغوه هستم . زياده روى در خوردن من ترشح تيروئيد را زياد مى كند و باعث لاغرى و زردى رخسار مى شود - من بدن را گرم مى كنم و به هضم غذا كمك مى نمايم و نفخ آنرا برطرف مى نمايم ، مخصوصا اگر اين نفخ به علت پيرى و سردى مزاج باشد.
براى جلوگيرى از خون دماغ مى توانيد بينى را از آب مطبوخ من پر كنيد و پره هاى آنرا با دو انگشت گرفته بگذاريد مدتى بماند - چكاندن آب مطبوخ من در چشم ، قرمزى آنرا برطرف مى كند و مانع خونريزى شده ، از چسبندگى پلكها جلوگيرى مى نمايد. ورم ملتحمه چشم را فرو مى نشاند. مضمضمه جوشانده من درد دندان را ساكت مى كند. نوشيدن خيسانده من در سركه جهت تنگ نفس و خفقان نافع است . ضماد من آرد باقلا ورمها را از بين مى برم - من مخلوط با عسل شهوت را زياد و مخلوط با سركه آنرا كم مى كنم . اگر مرا با غذاهاى گوشتى بپزيد از مضار گوشت كاسته و غذاى گوارايى خواهيد خورد.
يكى از دوستان ما انجير بحث مفيد و شيرينى را عنوان كرده بود كه متاءسفانه به علت در هم ريخته شدن خطوط نامفهوم بود و من در اينجا ناگزير به آن اشاره مى كنم .
اين روزها به علت زياد شدن جمعيت جهان موضوع جلوگيرى از آبستنى مورد توجه واقع شده براى اين كار توجه پزشكان و داروسازان متوجه هورمونهاى گياهى است . زيرا از بكار بردن هورمونهاى مصنوعى نتيجه مطلوب و بى ضرر بدست نيامده است و در اين مورد غذاشناسان آمريكا استفاده از گياهى به نام ((مى پى كو تا - تا)) را توصيه كرده اند. در ايران گياهانى كه داراى هورومون جنسى باشند زياد است و يكى از آنها ما زيره هاى گوناگون مخصوصا زيره سياه هستيم و يكى از نزديكان ما كه سياه دانه است ، و بعدا خود را معرفى خواهد كرد در اين مورد اثر معجزه آسا دارد.
ديديد كه ما خواص متضاد داريم هم لينت مى دهيم و هم شكم را جمع مى نماييم هم عادت ماهانه بانوان را باز مى كنيم و هم از خونريزى زياد آن جلوگيرى مى كنيم ، هم شهوت را تحريك مى كنيم و هم مى توانيم آنرا از بين ببريم ، اين خواص متضاد را ما مرهون تركيبات خود مخصوصا هورمونهاى جنسى هستيم
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 21:56  توسط احمد  | 

آموخته ام


آموخته ام ....... بهترين كلاس درس دنيا كلاسی است كه زير پای پير ترين فرد دنياست
.
آ‌موخته ام ....... وقتی كه عاشقيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان می شود .
آموخته ام ..... تنها كسی كه مرا در زندگی شاد می كند كسی است كه به من می گويد :
تومرا. شاد كردی
آموخته ام ..... داشتن كودكی كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسی است كه در
دنيا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه مهربان بودن بسيار مهم تر از درست بودن است .
آمو خته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه ای از طرف كودكی ( نه ) گفت .
آموخته ام .... كه هميشه برای كسی كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم
.
آموخته ام ..... كه مهم نيست كه زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ،‌
همه ما احتياج به دوستی داريم كه لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشيم .
آموخته ام ..... كه گاهی تمام چيزهايی كه يك نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن
دست او ، وقلبی است برای فهميدن وی .
آموخته ام ...... كه راه رفتن كنار پدرم در يك شب تابستانی در كودكی ، شگفت انگيز
ترين چيز در بزر گسالی است .
آموخته ام ..... كه پول شخصيت نمی خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك رو زانه است كه زندگی را تماشايی می كند .
آموخته ام ..... كه خداوند همه چيز را در يك روز نيافريد .پس چه چيز باعث شد كه من
بيانديشم می توا نم همه چيز را در يك روز به دست بيا ورم .
آموخته ام ...... كه چشم پوشی از حقايق آنها را تغيير نمی دهد .
آموخته ام .... كه اين عشق است كه زخمها را شفا می دهد نه زمان .
آموخته ام ..... كه وقتی با كسی روبرو می شويم انتظار لبخندی از سوی ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زمانی كه عاشق بشويم .
آ موخته ام ..... كه زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ....... كه آرزويم اين است قبل از مرگ مادرم يكبار به او بيشتر بگوييم
دوستش دارم .
آمو خته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهی است كه می شود با آن نگاه را وسعت داد .
آموخته ام ..... كه نمی توانم احساسم را انتخاب كنم اما می توانم نحوه بر خورد با
آنرا انتخاب كنم .
آموخته ام ..... كه همه می خواهند روی قله كوه زندگی كنند ، اما تمام شادی ها و
پيشرفتها وقتی رخ می دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .
آموخته ام ..... بهترين موقعيت برای نصيحت در دو زمان است : وقتی كه از شما خواسته
می شود ،‌ وزمانی كه درس زندگی دادن فرا می رسد .
آموخته ام ..... كه كوتاهترين زمانی كه من مجبور به كار هستم ، بيشترين كارها و
وظايف را بايد انجام دهم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 21:48  توسط احمد  | 

ده خصلت خانم ها :

      

  آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن وصـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند کهآقايون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند.در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم. عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تاحدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند.  من از روی تحلیل های بسیار زیاد10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد جنون برسند.

 

شماره 1

  خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روي کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.

 

شماره 2

  از سایر خانم ها انتقاد می کنند  برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.   البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند

همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.

 

شماره 3

  حسودي  می کنند .بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید

 

شماره 4

 

  خود را نیازمند نشان می دهند بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیارسری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک

صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.

 

شماره 5

 

رمزی صحبت ميكنندجمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر

آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.   می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!

 

شماره 6

 

تجاوز به حریم شخصی همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.   به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟

 

شماره 7

 

  بیش از اندازه احساساتي می شوندآنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.   البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟

 

شماره 8

 

آنقدر خريد  می کنند تا از حال بروند هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست

فکر نکنند.   اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.

 

شماره  9   

 

پیوسته صحبت می کنند متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.

 

  شماره 10

از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کننددر جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.   البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.   یاد بگیرید آنها را تحمل کنید اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 21:43  توسط احمد  | 

سيزده نكته مهم زندگي و عشق از گابريل گارسيا ماركز

يك : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم .

دو : هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود

سه : اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

چهار : دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه ر كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .

شش : هرگز لبخند را ترك نكن . حتي وقتي ناراحتي . چون هر كس ممكن است

عاشق لبخند تو شود .

هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .

هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران.

نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي .

ده : به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .

دوازده :خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:20  توسط احمد  | 

ترفند های کامپیوتر

تغییر پسورد بدون دانستن پسورد قبلی

 

همون طور که میدونید برای عوض کردن پسورد در ویندوز XP می بایست پسورد قبلی را تایپ کرد و سپس می توان پسورد جدید را جایگزین کرد. شما می توانید با استفاد از این ترفند بدون نیاز به دانستن پسورد قبلی ، پسورد جدیدی را بر روی سیستم قرار دهید.از منوی استارت گزینه ی run رو بزنید بعد از اون control userpasswords2 رو تایپ کنید از منویی که باز میشه اسم username ها رو نوشته روی هرکدوم که کلیک کنید اون پایین یه گزینه داره به اسمه reset password اونو که بزنید دوبار پسورد دلخواهتونو تایپ کنید .

 

 

چگونه از پسورد ویندوز فرار کنیم ؟

  

یکی از مشکلات ویندوز xp راه نفوذ به آن در صورت فراموش کردن password می باشد .همانطور که همه شما می دانید xp امکان جالب switch user را دارد که می توان محیط را برای کار user های مختلف فراهم کرد .حالا اگر شما این password را فراموش کنید چاره چیست؟. در این حالت چند راه نفوذ هست و آن این است که در هنگام ظاهر شدن منوی کاربران در ابتدا ، دو بار کلیدهایALT+CTRL+ DELETE را فشار دهید سپس در قسمت نام کلمه administrator را تایپ کرده و قسمت password را خالی بگذارید و Ok را بزنید در این حال وارد سیستم می شوید.

 

حال اگر در هنگام نصب ویندوز Xp برایAdmin پسورد گذاشته باشند چه کار کنیم؟

برای این کار هنگام بالا آمدن ویندوز کلید F8 را زده سپس بسته به نوع نیاز خود بکی از گزینه های Safe Mode را انتخاب کنید.

بعد از وارد شدن به ویندوز در منو Start کلیک کنید سپس گزینه RUN را انتخاب کرده ودر جای خالی عبارت Control userpasswords2 را تایپ کنید.

پنجره باز شده دارای 2 TAB به نام هایUsers & Advanced می باشد.

TAB Users را انتخاب کرده و تیک گزینه:User must enter a username and password to use this computer را بردارید.

با برداشتن تیک این گزینه دیگر هنگام ورود به ویندوز از شما پسورد گرفته نمی شود.

 

حالا با استفاده از گزینه Add می توان نام کاربری را به آن اضافه و با استفاده از گزینه Remove می توان نام کاربری را حذف کرد همچنین با استفاده از گزینه Properties می توان میزان دسترسی کاربران به ویندوز را تعیین کرد.

 

کامپیوتر روشن هنگام رفتن برق

ممکن است شما هم گاهی مشغول کار با کامپیوتر بوده اید که ناگهان برق میرود و کار شما نیمه کاره میماند ، حتی ممکن است بر روی یک پروژه بزرگ کار میکردید و اطلاعات را ذخیره نکرده بودید اما با این اتفاق تمامی زحمات شما از دست می رود. پس باید چاره ای بیاندیشید ، قصد داریم به شما ترفندی را معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید بدون خریداری دستگاه خاصی کاریک نید که با رفتن برق دستگاه شما خاموش نشود!
 روی دسکتاپ یا صفحه اصلی راست کلیک کنید.سپس گزینه آخر یعنی
Properties را انتخاب کنید.
 بعد به قسمت
Settings میرویم. و بعد به گزینه advanced مراجعه کنید.بعد بهadaptar میرویم و properties را میزنیم ، سپس بهrescoures میرویم وmemory range رو انتخاب میکنید.و بعدok کنید.
 حالا اگر برق رفت دستگاه شما خاموش نمی شود میتوانید با زدن فیوض امتحان کنید. (لازم به ذکر است ممکن است این ترفند بر روی بعضی از دستگاه ها جواب ندهد) .

شاد باشید و دریایی.موفق باشید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:18  توسط احمد  | 

ترفند های کامپیوتر

تغییر پسورد بدون دانستن پسورد قبلی

 

همون طور که میدونید برای عوض کردن پسورد در ویندوز XP می بایست پسورد قبلی را تایپ کرد و سپس می توان پسورد جدید را جایگزین کرد. شما می توانید با استفاد از این ترفند بدون نیاز به دانستن پسورد قبلی ، پسورد جدیدی را بر روی سیستم قرار دهید.از منوی استارت گزینه ی run رو بزنید بعد از اون control userpasswords2 رو تایپ کنید از منویی که باز میشه اسم username ها رو نوشته روی هرکدوم که کلیک کنید اون پایین یه گزینه داره به اسمه reset password اونو که بزنید دوبار پسورد دلخواهتونو تایپ کنید .

 

 

چگونه از پسورد ویندوز فرار کنیم ؟

  

یکی از مشکلات ویندوز xp راه نفوذ به آن در صورت فراموش کردن password می باشد .همانطور که همه شما می دانید xp امکان جالب switch user را دارد که می توان محیط را برای کار user های مختلف فراهم کرد .حالا اگر شما این password را فراموش کنید چاره چیست؟. در این حالت چند راه نفوذ هست و آن این است که در هنگام ظاهر شدن منوی کاربران در ابتدا ، دو بار کلیدهایALT+CTRL+ DELETE را فشار دهید سپس در قسمت نام کلمه administrator را تایپ کرده و قسمت password را خالی بگذارید و Ok را بزنید در این حال وارد سیستم می شوید.

 

حال اگر در هنگام نصب ویندوز Xp برایAdmin پسورد گذاشته باشند چه کار کنیم؟

برای این کار هنگام بالا آمدن ویندوز کلید F8 را زده سپس بسته به نوع نیاز خود بکی از گزینه های Safe Mode را انتخاب کنید.

بعد از وارد شدن به ویندوز در منو Start کلیک کنید سپس گزینه RUN را انتخاب کرده ودر جای خالی عبارت Control userpasswords2 را تایپ کنید.

پنجره باز شده دارای 2 TAB به نام هایUsers & Advanced می باشد.

TAB Users را انتخاب کرده و تیک گزینه:User must enter a username and password to use this computer را بردارید.

با برداشتن تیک این گزینه دیگر هنگام ورود به ویندوز از شما پسورد گرفته نمی شود.

 

حالا با استفاده از گزینه Add می توان نام کاربری را به آن اضافه و با استفاده از گزینه Remove می توان نام کاربری را حذف کرد همچنین با استفاده از گزینه Properties می توان میزان دسترسی کاربران به ویندوز را تعیین کرد.

 

کامپیوتر روشن هنگام رفتن برق

ممکن است شما هم گاهی مشغول کار با کامپیوتر بوده اید که ناگهان برق میرود و کار شما نیمه کاره میماند ، حتی ممکن است بر روی یک پروژه بزرگ کار میکردید و اطلاعات را ذخیره نکرده بودید اما با این اتفاق تمامی زحمات شما از دست می رود. پس باید چاره ای بیاندیشید ، قصد داریم به شما ترفندی را معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید بدون خریداری دستگاه خاصی کاریک نید که با رفتن برق دستگاه شما خاموش نشود!
 روی دسکتاپ یا صفحه اصلی راست کلیک کنید.سپس گزینه آخر یعنی
Properties را انتخاب کنید.
 بعد به قسمت
Settings میرویم. و بعد به گزینه advanced مراجعه کنید.بعد بهadaptar میرویم و properties را میزنیم ، سپس بهrescoures میرویم وmemory range رو انتخاب میکنید.و بعدok کنید.
 حالا اگر برق رفت دستگاه شما خاموش نمی شود میتوانید با زدن فیوض امتحان کنید. (لازم به ذکر است ممکن است این ترفند بر روی بعضی از دستگاه ها جواب ندهد) .

شاد باشید و دریایی....آنوشکا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:17  توسط احمد  | 

مدرنيته و تاثير آن بر دينداري و معنويت با تكيه بر شهرهاي اسلامي


مقد مه :
قبل از صنعتي شدن شهرها ، نگرش كلاسيك به جوامع روستايي درچهارچوب پايداري و استحكام اعتقادات و ارزشهاي فرهنگي آنها قرار داشت ، بدين سان كه از ميان مشخصات جوامع روستايي ، احترام به سنتها و اعتقادات ديني مورد توجه قرار مي گرفت . مذهب و احترام به باورهاي مذهبي از طرف جوامع روستايي پذيرفته مي شود . بر اساس اعتقاد به مفاهيم و دستورات مذهبي ، دلايل مرگ ، زمان كشت محصول ، كيفيت روابط ميان والدين و فرزندان و ديگر ويژگيهاي زندگي اجتماعي مشخص مي گردد . به دليل پايداري و استحكام اين سنتها و اعتقادات ، مي توان گفت اين دو عامل در زندگي اجتماعي و روزمره مردم روستايي تاثيرات بسياري داشته و نوعي امنيت در جامعه به وجود آورده است .
زماني كه شهرنشيني و صنعتي شدن بر جوامع انساني تسلط يافت ، در غرب ، فرهنگ جامعه شهري به سرعت به سوي دنيا پرستي و شرايط غير معنوي متمايل گشت و در بسياري موارد ، مشاهدات تجربي و منطقي و علم ، جانشين معتقدات سنتي و معنوي گرديد و نظامهاي فرهنگي و باورها ناپايدار گرديد و اين مفهوم در اذهان ملتها جاي گرفت كه واقعيتهاي امروز ، فردا خطاي محض است و اغلب نيز چنين است ، زيرا با پيشرفت علم و تكنولوژي ، بسياري از باورهاي فرهنگي ، اعتبار و ارزش خود را از دست داده اند (1 ). بر اين اساس در اين تحقيق سعي شده است تا حدودي به مساله مدرنيته كه سومين مرحله تحولات فكري بعد از سنت ، سنت و مدرن كه بر اساس تقسيم بندي الوين تافلر به موج اول مشهور اند و بر اساس تقسيم بندي مراحل توسعه اقتصادي از نظر روستو به چارچوب سنتي بيان گرديده پرداخته شود . بر طبق تقسيم بندي تافلر به موج دوم و مرحله خيزش اقتصادي و نيل به بلوغ صنعتي معروف شده است (6) . همچنين به تاثير اين پديده در كشورهاي اسلامي و نقش آن در چگونگي برنامه ريزيهاي شهري و اعتقادات اسلامي توجه شده است .
كلمات كليدي : مدرنيته ، رنسانس ، قرون وسطي ، تجدد ، بلوغ صنعتي ، موج اول ودوم
مدرنيته:
مدرنيته پس از تحولات قرون وسطي و رنسانس در عصر روشنگري پديدار شد و دستورالعمل جديد زندگي را براي جهان به ارمغان آورد (4) . به عبارت ديگر مدرنيته را مي توان مجموعه فرهنگ و تمدن اروپايي از رنسانس به اين سو دانست (2 ) .دوره ايي كه در تعريف آدم ، عالم و مبدا عالم تفاوت عظيمي نسبت به گذشته پيدا كرده است . مفاهيمي در تفكر بشر وارد شده كه مثل و مانند نداشته است . چنانچه بخواهيم اين دوره (‌مدرنيته ) را از نظر لغوي ترجمه نماييم از ريشه كلمه
modernug اخذ شده است و در لغت به معناي هم اكنون و هم الان است و Renaissance نيز در لغت به معناي تولد دوباره مطرح گرديده است . تولد آدم و عالم مدرن . بر خلاف تصور رايج كه عالم جديد را كمال عالم قديم مي دانند ،‌ عالم مدرن ( جديد ) ماهيتا متفاوت از عالم قديم است (5) .
مدرنيته( تجدد – امروزي شدن )، به نوعي از جامعه اطلاق مي شود كه در عصر روشنگري غرب به وجود آمده است . بسياري باور دارند كه تجدد يعني روزگار پيروزي خرد انساني بر باورهاي سنتي ( اسطوره ايي ، اخلاقي ، ديني ، فلسفي ) ، رشد انديشه علمي و خرد باوري ، افزون شدن اعتبار ديدگاه فلسفه نقادانه ( داوري اثر فكري يا پديده اجتماعي ) كه همه همراهند با سازمان يابي تازه توليد و تجارت ، شكل گيري قوانين مبادله و بتدريج سلطه جامعه مدني بر دولت ( پيدايش دولتهاي دمكراتيك ) .در واقع ، تجدد انتقادي مداوم است از سنت و از خودش ، نوخواهي و امروزگي است . مدام در حال تازه شدن و خود را نفي كردن و به قلمرو تازگيها گام نهادن است . به سخن روشن تجدد يعني جامعه بخردانه كه در آن خرد ، يگانه اصل سازماندهي زندگي اجتماعي فردي ، توسعه علمي و تكنولوژيك ، توسعه اقتصادي در پي دگرگونيهاي اجتماعي ، پشت سر نهادن بسياري از سنتهاو باورهاي كهنه فرهنگي . به گفته هگل ، آنچه عقلاني است واقعي و آنچه واقعي است عقلاني است .(2)
مدرنيسم به دوره ايي اطلاق مي شود كه در آن آرمانهاي بورژوايي ، جهان انديشي ، علم باوري ، كلي گرايي ، سلسله مراتب ، فشار و نظامي گري ، شهرنشيني ، و …. حوزه هاي گسترده ايي را در جهان ما و پهنه زندگي تشكيل مي داد (2) .
مدرنيسم ( تجدد گرايي ) هدف هاي علم را در جهت گيري به سوي حقيقت روشن ، آشكار ساختن حقيقت و حمايت از حقيقت مي شناسد . مدرنيسم با پروژه روشنگري يا عقلانيت پيوند دارد . و بر مسائلي چون آزادي ، تجربه ، علم و تكنولوژي ، نفي اقتدار و سلطه سنتي كليسا و در نهايت نجات بشر از تاريكي ، خرافات و …. مهر تاييد مي گذارد . به گونه ايي كه استعمار سرزمين ها ، اكتشافات جغرافيايي ، تسلط انسان بر طبيعت و كنترل آن را از طريق به كارگيري علم و تكنولوژي سبب گرديده و تخريب محيط زيست را شدت بخشيده است (3) .
به طور كلي مدرنيته مرجعي براي بازتاب انديشه هاي نو در عصر روشنگري مطرح شده است و شامل يك نگرش فلسفي – سياسي و اجتماعي به انسان و محيط مي باشد . در چارچوب مفهوم محوري انسان ، فارغ از الگوهاي ماوراء الطبيعي تعريف شده و عقلانيت وي در زمينه شناخت نوين از خود و محيط پيرامون است (4) .
شاخصها و اصول مدرنيسم
1-انسان گرايي 2- عقل گرايي 3- مطلوبيت طلبي
در اصل انسان گرايي ، در فلسفه مدرن انسان از مقام و منزلت والايي برخوردار است و معتقد بودند كه هر چيزي كه رضايت و سعادت انسان را تامين نكند در واقع خارج از اين انديشه قرار مي گيرد و قابل تقبيح است . در اصل عقل گرايي ، فلاسفه عصر روشنگري نيل به عقل گرايي را در فرهنگ بشري مد نظر داشتند و معتقد بودند كه قدرت عقل انساني به عنوان يك واقعيت است كه به واسطه آن انسان توان رفع نيازهايش را به مطلوبترين شكل دارا مي باشد . بناي اساسي اصل مطلوبيت طلبي بر پايه فرد گرايي قرار دارد . به گونه ايي كه هر چيزي كه خرسندي انسان ها را مهيا كند ، مي تواند در تكامل و همچنين كاهش مشكلات آدميان مؤثر باشد . در حقيقت خرسندي ذهني ، عرفاني و اخلاقي كه در گذشته معيار سعادت تلقي مي شد ، از حوزه فكري انسان مدرن خارج شده است .
در مدرنيته ، راه حل تمامي مسائل ممكن ، چه در حوزه شناسايي و چه عمل اخلاقي و عالم رفتاري ، عقل انسان هاست . و اين اميد وجود آمد كه انسان مي تواند با شناسايي عقلاني از جبر طبيعت و تاريخ رهايي يابد و به آرمان شهر كمال انساني خود دست يابد (4) .
مناديان عصر جديد ، انسان را خالق تاريخ دانسته . “ويكو” فيلسوف تاريخ مي گفت ما فقط علم كامل به آنچه مخلوق و مصنوع خودمان است داريم و علت اينكه انسان امروز پشت به سنت مي كند و از آن مي گريزد آنست كه خودش را خالق تاريخ مي داند . اما در ادوار گذشته ، انسان هيچگاه خود را خالق تاريخ به معناي امروزي اش نمي دانست . لاف انسان متجدد در ساختن تاريخ كه ما اكنون آن را از مسلمات و بديهيات مي انگاريم در مخيله انسان قبل از مدرن خطور نمي كرد . انسان امروز حتي سعي دارد بر زمان و مكان چيره شود و جايش از روزگار برتر رود و ماءوا در جاودانگي گزيند . و اينان حوادثي چون : عيد ، مراسم حج ، قرباني ، عيد غدير و ايام محرم را حاكي از تذكر حوادثي مقدس اعم از شادي آور و حزن انگيز در گذشته مي پندارند كه موجب گذشت از روزمرگي حوادث جزئي يوميه و غوطه ور نشدن در آن است . در حاليكه انسان مدرن همه اعمال و افعالش معطوف به وقايع و حوادث يوميه است زيرا خود را خالق آن مي داند . چون نزد او گذشته امري منسوخ و بلا استفاده و بدون معني است ، رجوع و تذكر آن فاقد هرگونه ارزش و اعتبار مي باشد (5).تشخيص و تمايز ميان انسان كهن و انسان جديد از زماني موضوع مورد بحث فلسفه گرديد كه مسئله تجدد و نوخواهي مفهوم پيدا كرد .(2)
تاثير مدرنيته بر دينداري و معنويت :
حال چنانچه بخواهيم به تاثير مدرنيته بر دينداري و معنويت بپردازيم مي توان اشاره نمود كه در اسلام ، همواره براي حريم زندگي خانوادگي و ارزشهاي آن اهميت قائل بوده است از اين رو همه دستورات و قوانين به گونه ايي برنامه ريزي شهري و ساخت شهرهاي اسلامي را تحت تاثير قرار داده و به مورفولوژي شهرهاي اسلامي هويت ويژه ايي بخشيده است كه با شهرهاي نواحي ديگر دنيا متفاوت است . تا قرنها پيش بيشتر فعاليتهاي شهرهاي اسلامي بر مدار يك مسجد با موقعيت مركزي انجام مي گرفت و مساجد ، بويژه مسجد جامع به شهرهاي اسلامي چهره ايي كاملا مشخص مي بخشيد . اين نقش كانوني ( مسجد جامع و بازار با محله هايش ) همواره منشا تحركهاي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي در اسلام و نيز روابط نزديك دانشمندان با طبقه متوسط شهري بوده است . (شكل يابي شهرها بعد از سال 622 ميلادي كه آيين حضرت محمد ( ص) در مدينه مطرح شد ، شروع مي شود ).
ايدئولوژي اسلامي هرگز سيستم كاست ، طبقه گرايي ، نژاد گرايي و قوم گرايي را نپذيرفته است . در جامعه اسلام ، به وجود آمدن مكتبهاي فكري در مدارس نظاميه يا مساجد كه بيشتر در مجاورت بازار فعاليت فلسفي علمي داشتند به نحوي فرهنگ شهري را تحت تاثير قرار داده است . اين مكتبهاي مذهبي – فلسفي با نفوذ در فرهنگ شهري احساسات و تعصبات وابستگي به قوم و قبيله و خاندان را بسيار تعديل كرده است . در مساجد كه محل عبادت مسلمانان محسوب مي شود همه مردم برابرند و هيچ نوع امتيازي از لحاظ طبقه ، رنگ پوست و قوم بين مردم وجود ندارد .
در حالي كه در پنجاه سال گذشته ، توسعه علم و تكنولوژي ، دگرگوني در اقتصاد ، نگرشهاي سياسي و پويايي فرهنگها ، در برنامه ريزي شهري كشورهاي اسلامي مؤثر بوده است و در بيشتر مواردر ، برنامه ريزي و نوسازي شهرها تحت تاثير فرهنگ غربي ، ساخت و بافت تازه ايي به شهرهاي اسلامي بخشيده كه تا نيم قرن پيش سابقه نداشته است (5) . به گونه ايي كه در شهرها ميراث مدرنيسم به صورت برجهاي شيشه ايي ، بلوكهاي موزون و قطعات فولادي نمايان گرديد (3) .
جدايي گزيني و خلوت گزيني دوره هاي گذشته به صورت زندگي در مجتمعهاي مسكوني شانزده يا بيست طبقه در آمد . سنت چند سال گذشته كه دانشگاهها و مراكز عالي آموزشي به بخش مركزي شهرهاي اسلامي ، كاركرد فرهنگي خاصي مي بخشيد به سبب نياز به فضاي بيشتر از بين رفت و اين قبيل مراكز از بخش مركزي شهرها به حاشيه شهرها منتقل شدند . برادري و اخوت اسلامي كه دين اسلام بر آن بسيار تاكيد دارد و توجه نكردن به رنگ پوست و بركنار بودن از وابستگيهاي طبقاتي كه از مشخصات شهرهاي اسلامي سنتي است در برابر برنامه ريزيهاي جديد شهري شدن تضعيف مي شود (1 ) . با توجه به سبك ساختمان سازي و خارج نمودن منازل از حالت سنتي خود ( يك طبقه بودن ساختمانها و محفوظ بودن اعضاي خانواده از ديد نامحرمان همسايه ) و تبديل آنها به برجهاي سر به فلك رسيده و از بين رفتن آن حجابها و موانع كه اسلام موافق آن بوده منجر به بروز انواع مسائل اجتماعي و اخلاقي گرديده كه بدنبال آن ناهنجاريهاي شديد اجتماعي و فرهنگي در جوامع بروز نموده است .
نتيجه گيري :
بر اساس تحقيقات به عمل آمده در ارتباط با مسئله مطرح گرديده اين نتيجه حاصل مي گردد كه : پيوند استوار و پايدار اجتماعي و مذهبي و معتقد بودن به سنتها و آرمانها كه نگاهدارنده ستون جوامع انساني بوده ( البته در حد مورد قبول اسلام ) اصل غير قابل انكاري است .

منابع و مآخذ
شكوهي ، حسين . ديدگاههاي نو در جغرافياي شهري ، جلد اول ، انتشارات سمت ، زمستان 1374 ، صص 185 –193 – 498 .
شكوهي ، حسين . انديشه هاي نو در فلسفه جعرافيا ، جلد اول ، موسسه جغرافيايي و كارتو گرافي ، پاييز 1381 ، صص 134-135 .
شكوهي ، حسين . جعرافيا و پست مدرنيسم ، دانشگاه تربيت مدرس ، شماره مقاله : 526 ،‌ ص 63 .
روزنامه همشهري ،‌ مدرنيسم و پست مدرنيسم ، شماره 1525 3ارديبهشت 1377 ، ص 6 .
روزنامه همشهري ، تاملي در معناي گذشته و حال مدرنيته ، شماره 1656 ، 9 مهر 1377 ، ص 6 .
نور بخش آقبلاغ ، عسگر . پست مدرنيسم و سازمانهاي فراصنعتي ، فصلنامه مصباح ، سال دهم ، شماره 40 ، ص 27

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:5  توسط احمد  | 

سفر در زمان چطور انجام ميشود؟

یکی از جالبترین افکار بشر، ایده جابجایی در بعد زمان است..
البته اگر از يک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما اين را ميخوانيد، زمان در حول و حوش و به پیش میرود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل میشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ میشويم و میمیریم. پس زمان در جریان است آلبرت اینشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگه شیئی به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت میگیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک بشود جرم نسبی ان به بینهایت میل میکند لذا نمیشود شتابی بیش از سرعت نور پيدا کرد. اما شاید یه روز این مشکل هم حل شود. بر خلاف نویسنده ها و خیالپردازها که فکر میکنند سفر در زمان باید با يک ماشین انجام شور، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک يک پدیده طبیعی صورت میگیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله های دوار، کرم چاله ها و ریسمانهای کیهانی.
سیاهچاله ها:

 اگر یه ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا که يک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده میشود و يک حفره سیاه رنگ مثل یه قیف درست میکند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمیتواند از ان فرار کند.

اما این حفره ها بر دو نوع هستد. یه نوعشان نمی چرخند لذا انتهای قیف يک نقطه است. در انجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود ميشود. اما یه نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برا همین ته قیف یه قاعده داره که به شکل حلقه اس. مثل يک قیف واقعی است که تهش باز است. همین نوع سیاهچاله است که میتواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به يک قیف دیگر به اسم سفیدچاله میرسد که درست عکس ان عمل میکند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب میکند. از همین جاست که میتوانیم پا به زمانها و جهان های دیگر بگذاریم.
 


کرم چاله :

 يک سکوی دیگر گذر از زمان است که میتواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنيد دو نفر دو طرف يک ملافه رو گرفته اند و میکشند. اگر يک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهيم يک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد اگر يک تیله به روی این ملافه قرار دهيم به سمت چاله ای که ان توپ ایجاد کرده است میرود. این نظر اینشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد میکنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگه فرض کنیم فضا به صورت يک لایه دوبعدی روی یه محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین ان خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرد، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد میکنند میتواند به همدیگر رسیده و ایجاد يک تونل کند. مثل اين که يک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به اين تونل میگويند کرم چالهاین امید است که يک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه يک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشئ. در اصل میشود گفت کرم چاله تونل ارتباطی بین يک سیاهچاله و یه سفیدچاله است و میتواند بین جهان های موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب میتواند ما را در زمان جابجا کند. آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه يک سری رشته هایی به ضخامت یه اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش میدهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یه نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت میدهند و چون مرزهای فضا زمان را مغشوش میکند لذا میشود از انها برای گذر از زمان استفاده حالا اینها رو گفتیم ولی چند اشکال در اين کار است. اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان يک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده(نقيض) خودش در درونش است. يک مثال :اگه خد